سرخط خبرها
خانه / کارگران / نقش کارگران معادن در جنبش کارگری ایران
نقش کارگران معادن در جنبش کارگری ایران

نقش کارگران معادن در جنبش کارگری ایران

رضا شیرازی

قبل از سخن گفتن از نقش کارگران معادن در جنبش کارگری ایران شاید پژوهش گران اقتصادی بایستی نقش بی‌بدیل معادن و منابع زیرزمینی در اقتصاد ایران را مورد تجزیه و تحلیل بیشتری قرار دهند. چون در پرتو نقش عظیم اقتصادی معادن و منابع زیرزمینی است که به اهمیت عمده نیروی کار در این بخش پی خواهیم برد و آن هنگام بهتر می توان از نقش نیروی کار معادن در جنبش کارگری ایران سخن گفت.
طی چند دهه گذشته صدها معدن در استانهای اردبیل، اصفهان، ایلام، تهران، همدان،خراسان، آذربایجان غربی و شرقی و بوشهر و یزد و… فعالیت خود را آغاز کرده اند. آغاز فعالیت گسترده فوق فرایند تغییر و تحولات در ساختار وزارت صنایع و معادن را بوجود آورد تا حدی که بعد از سال ۱۳۷۹ وزارتخانه صنایع و معادن بوجود آمد و سپس با ادغام آن با وزارت بازرگانی همراه با رشد و توسعه معادن در اقصی نقاط ایران در نهایت بستری را فراهم کرد تا جمهوری اسلامی به یکی از راههای کسب درآمد ارز خارجی دست بیابد. بی‌آنکه نه دولت و نه بخش خصوصی به مطالبات عاجل و واقعی نیروی کار در این بخش وقعی نهند. بلکه همه سرمایه گذاری‌ها در عرصه شناسائی و کشف معادن در ایران توسط دهها سازمان دولتی و خصوصی پی گیری شد تا جائی که چند سال بعد از بوجود آمدن وزارتخانه صنایع و معادن دولت ایران در سال ۱۳۸۳ سیاست خصوصی سازی معادن در کشور را آغاز کرد. امری که باعث تسلط غیرقابل انکار سپاه و رانت خواران حکومتی در بخش معدن شد.
به خوبی روشن است که بخش قابل توجهی از درآمد بودجه دولت از طریق صادرات منابع زیر زمینی از جمله نفت ، فرآروده‌های پتروشیمی ، سنگ آهن، زغال سنگ و سنگ‌های تزئینی و… تامین می شود. در اصل صادرات سنگ آهن که ایران رتبه نخست را در خاورمیانه دارد تنها یکی از مجراهای درآمد کلان دولت از فعالیت معادن ایران به شمار می آید.
بی شک سرزمین ایران مالامال است از منابع زیرزمینی غنی و حیاتی اما با این وصف هزاران هزاری که در این معادن به کار و فعالیت مشغولند از دستمزد نازل و پایین و فقر و … به شدت رنج می برند.
مطالبات نیروی کار در این بخش نه تنها تامین امنیت جانی و شغلی است بلکه شامل طبقه بندی مشاغل و بیمه‌های درمانی و خق تشکیل تشکلات مستقل و قرارداد دائم کار است.

 
کارگران معادن ایران از بخش‌ها و روستاها و شهرستانهای کم جمعیت اند. همین وِیژگی اجتماعی باید به خوبی مورد تحلیل قرار گیرد. زیرا در این مناطق هم سطح استاندارد رفاه با کلان شهرهای ایران متفاوت است و هم موضوع شکاف‌های اجتماعی و طبقاتی در این مناطق عمیق تر و پرسابقه تر است. بنابر این، تحرکات اجتماعی کارگران معادن و پی گیری مطالبات‌شان تاثیرات قابل ملاحظه‌ای در سطح شهرستانهای ایران از خود به جا گذاشته است. در اصل اعتراض به وضع موجود اسف بار و طرح مطالبات صنفی کارگران معادن نخستین اعتراضات جمعی ست که در این شهرستانها و بخش‌ها و مناطق دورافتاده از مراکز استانهای کشور بوقوع می پیوندد. این موضوع نشان می دهد که آگاهی نیروی کار در بخش معادن ایران رشد قابل توجهی کرده است.
رشد بی‌سابقه اعتراضات پی در پی کارگران معادن ایران طی چند سال گذشته آشکار می کند که کارگران این بخش هم اکنون پیشروترین کارگران ایران هستند و برای پی بردن به نبض جنبش کارگری ایران می باید مطالبات حداقلی و حداکثری این بخش از نیروی کار را به خوبی مورد بررسی قرار داد.

 
مطالعه و تحلیل مطالبات کارگران معادن در ایران طی سال‌های اخیر به درستی نشان می دهد که این بخش از نیروی کار به خوبی پی برده است که تنها در پرتو اعتراضات پی در پی و بی‌وقفه اش، می تواند به مطالبات‌اش نائل شود. آگاهی نیروی کار در این بخش را می توان در شیوه مدنی و مسالمت آمیز اعتراضات و همچنین سیر طبیعی آن؛ نامه نگاری به مراجع مسئول، اعلام خواسته‌های صنفی ، رسانه‌ای کردن مطالبات اشان و تلاش برای همراه کردن تشکلات رسمی کارگری و در آخر اعتصاب و در حین اعتصاب چانه زنی با صاحبان معادن یا وزارت تعاون و کار و امور اجتماعی، به روشنی مشاهده کرد.
از آنجائی که جمهوری اسلامی استراتژی کلان و راهبردی اقتصادی را در حوزه معادن ایران تعقیب می کند و به هیچ وجه نمی خواهد که بدان استراتژی صدمه وارد شود و ضربه بخورد به همین دلیل است که بعنوان مثال جهت ادامه فعالیت‌های معادن سنگ آهن و غیره در مقابل خواسته‌های کارگران ظاهرا مقاومت نمی کند. از طرفی برای مهار هر چه بیشتر مبارزات کارگران معادن ایران بخش خصوصی و صاحبان معادن و حتی سازمان تعاون و کار و امور اجتماعی سیاست مشخصی از قبیل تهدید به محاکمه و کشاندن فعالین کارگری معادن توسط قوه قضائیه و دادگاههای انقلاب و اصرار به عدم اعتصاب را دنبال می کنند بعنوان مثال «رئیس اداره کار شهرستان بافق با غیر قانونی خواندن اعتصاب کارگران معدن کوشک گفته است که در صورت بازگشت به کار معترضان اداره کار باقیمانده مطالبات آن‌ها را پیگیری خواهد کرد.رییس اداره کار بافق در پایان ضمن تاکید بر اینکه اعتراضات صنفی کارگران معدن کوشک باید از محل قانونی و با نظارت اداره کار دنبال شود… »

 
مطالبات صنفی و اجتماعی نیروی کار معادن ایران امری مهم و حیاتی ست؛ زیرا نیروی کار ایران اگر فاقد حداقل‌های معیشتی و رفاهی و بهداشتی و آموزشی باشد نخواهد توانست سهم و نقش جدی خویش را هم در توسعه اقتصادی و هم در صعود جنبش اجتماعی ایران ایفا کند. آخرین اعتصاب کارگران در این بخش حدود دو هفته پیش آغاز شد و به خوبی نشان داد که مطالبات عام آنان همان است که در اکثر اعتراضات کارگران معادن ایران مطرح می شود.*
به گزارش ایلنا؛ عمده‌ترین مطالبات کارگران معدن کوشک بافق اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، توجه به مسائل رفاهی و رعایت نکات ایمنی و بهداشتی در محل معدن، پرداخت حق سختی کار و حق پله و تونل، حق جذب سرب و هزینه‌های غذایی، برخورداری از امنیت شغلی و افزایش مدت قراردادهای منعقده، عدم استفاده از دستگاه‌های فرسوده در معدن و همچنین استاندارد سازی سیستم‌های برق و آب و تهویه و نامناسب بودن امکانات خانه بهداشت، پرداخت اضافه کاری طبق قانون و مواردی از این دست عنوان شده بود. همچنین کارگران خواهان رسیدگی کارفرما به وضعیت پرداخت دیهٔ دو کارگر این معدن که سال گذشته در حین کار در این معدن کشته شده بودند، هستند.
موضوع حقوق‌های معوقه درتمامی حرکت‌های کارگری از جمله نیروی کار در معادن ایران مطالبه نخستین است. از جمله امنیت شغلی و تاکید به مطالبات حداقلی همچون بیمه، بخشی از مطالبات محسوب می شوند. همچنین سختی و مشقت کار در معادن ایران بوِیژه وقتی که نیروی کار مجبور است با وسایل قدیمی کار کند صدچندان است. بنابر این در هر اعتراض کارگران معادن در ایران مسئله عایدات نسبت به سختی کار و طبقه بندی مشاغل خواسته عمومی ست.
متاسفانه حکومت ایران تنها و تنها در راستای درآمد زایی معادن برای کسب ارز خارجی برنامه ریزی کرده است. حتی برای پیش برد این استراتژی نه تنها به سرمایه گذاری خارجی در این بخش چشم دوخته، حتی درصد زیادی از معادن ایران را به بخش خصوصی واگذار کرده است.
مهمتر از این دو موضوع، سپاه به این بخش از اقتصاد ایران تماما تسلط یافته است و برای صیانت از این استراتژی خود بیشتر تقلا می کند که از سازمان تعاون و کار و امور اجتماعی استفاده کند. به همین دلیل است که حکومت از وجود تشکلات رسمی کارگری در این حوزه که رویکردی دوگانه دارند ناراضی است و لااقل حمایت چندانی از چنین تشکلاتی در این بخش به عمل نمی آورد. زیرا در اعتراض گسترده و چند هزار نفری معادن چادرملو و بافق یزد حکومت ایران پی برد که مطالبات کارگران معادن در ایران چنان انباشته شده است که هر آن ممکن است که اعتصاب و اعتراض در اقصی نقاط ایران سراسری و همگانی شود. آن هنگام دیگر ممکن نیست که براحتی بتوانند از موج پیوسته و هماهنگ اعتصابات کارگران معادن به راحتی جلوگیری کنند و یا توان مهار و مدیریت و هدایت آنرا داشته باشند.
از آنجائی که جنبش کارگری ایران نشان داده است دارای مطالبات مشخص طبقاتی و اجتماعی است بنابر این تعمیق آن مطالبات به مولفه‌های زیادی بستگی دارد از جمله تاثیر و تاثر بخش‌های گوناگون نیروی کار در جنبش کارگری ایران امری ثابت نیست. هر بخشی از نیروی کار به مقتضای تاثیر اقتصادی و اجتماعی خود قادر است نقش تعیین کننده و اثرگذارتری در جنبش کارگری ایران از خود به جا بگذارد. به تعبیری باید از این ایده کلاسیک دوری جست که حتما پیش روترین نیروی کار همان نیرویی ست که در بخش صنایع بزرگ و ابزار و ماشین الات مدرن و صنعتی مشغول کار است. در واقع پیشروترین نیروی کار را ظاهرا براساس رشد ابزار تولید به حساب می آورند. حال آنکه در جامعه ما کارگران معدن هم اکنون پیش روترین کارگران هستند. زیرا بدون انقطاع مبارزات صنفی کارگران معادن در ایران ادامه دارد ومی توان اخبار آنرا در رسانه‌های رسمی بوضوح مشاهده کرد.
شاید کمیت عظیم این کارگران، گسترده گی در تمامی استانهای کشور، فشار ناشی از دستمزد پائین و فقر جانکاه و مهمتر از همه تعمیق آگاهی و درک تفاوت در مصرف، آنان را وادار کرده است که تاکنون دهها اعتصاب و اعتراض موفق را سامان دهند.اعتراضات کارگران معادن ایران چند وجهی ست. بی‌توجهی بدان تا حدی ما را گمراه خواهد کرد.

 
اولا اعتراضات‌شان بطور طبیعی و به گونه‌ای مسالمت آمیز است ثانیا از مراحل کاملا ابتدائی و طبیعی آغاز شده و به دلیل داشتن پتانسیل قوی اعتراضی در مدتی کوتاه به اعتصاب منجر می شود. خواسته‌ها و مطالبات گوناگون صنفی، اجتماعی و حقوقی آنان همه نشان از رشد آگاهی ست.اما در مقابل،سازمان تعاون و کار و امور اجتماعی در تلاش و تقلا ست که اعتراضات را مهار کند و از رسانه‌ای شدن آنها جلوگیرکند یا آن حرکتها را بی‌خاصیت و فرسایشی کند و در عین حال معدنچیان فعال و رهبران عملی مبارزات را شناسائی و از کار اخراج یا در پی بازنشستگی زودرس‌شان باشد و یا برای‌شان پرونده سازی کند.

 

جمع بندی

کارگران معادن ایران نقش پیشرو را در جنبش کارگری ایران دارند. زیرا توانمندی این بخش از کارگران ایران در برپائی اعتصاب بی‌نظیر است.*چون با اعتصاب کارگری ست که می توان کارفرمای کوچک که همان بخش خصوصی یا کارفرمای بزرگ در ایران که حکومت است را تسلیم کرد و به عنوان قلب جنبش کارگری در ایران ندای طبقات فرودست را طنین افکند.

 

منبع:

جرس