سرخط خبرها
خانه / دانش آموزان / نوزده کودکی که مرگ را انتخاب کردند
نوزده کودکی که مرگ را انتخاب کردند

نوزده کودکی که مرگ را انتخاب کردند

جعفر ابراهیمی

دیگر پنهانکاری و فرافکنی چاره ساز نیست با خودکشی  دانش آموزی در سنندج در 19 خرداد ماه، آمار دانش آموزانی که به اشکال فجیع به زندگی خود پایان داده اند به 19 نفر رسید و زمانی که این عدد به بیست برسد نمره وزارت آموزش و پرورش منفی تر از گذشته خواهد شد. وزارتخانه ای که وظیفه تربیت و پرورش کودکان این سرزمین را بر عهده دارد هر روز بیشتر از گذشته از مسئولیت های خود شانه خالی می کند. آموزش و پرورش در راستای سیاست های کلان دولت عمل می کند و سیاست دولت در سپهرهای مختلف اجتماعی نه ارایه خدمات کیفی ، بلکه میدان دادن به بخش خصوصی است.

اینکه تاکنون در سال تحصیلی 95-94 ، 19 کودک در سن مدرسه با طرق مختلف از جمله طناب خود را حلق آویز یا خود را ازبلندی پرتاب کرده اند نامش حادثه نیست این از علایم بحران اجتماعی است بحرانی که خشونت به اشکال مختلف از پارامترهای اساسی آن است. بحرانی که نمی شود آن را با تحلیل های روانشناسی بصورت تقلیل گرایانه به عامل انسانی و فرد توجیه نمود. این نوزده کودک ، این کودکان در تعلیق میان آسمان و زمین با صدای دهشتناک و چشمان بهت زده، نشان از تعلیق جامعه ای هستند که در حال استحاله است استحاله ای تحمیلی که ساختار مسلط  اقتصادی و اجتماعی ان را آگاهانه رقم می زند تا منافع خود را دو چندان کند و بیش از پیش منابع محدود را  از ان خود نماید. استحاله ای که پشت دلواپسی های کاذب ذوق و شوری برای فرادستان به همراه دارد استحاله به سمت نئولیبرالیسم.

وقتی قرار است ساختار سرمایه داری وابسته دیروز به سمت الگوهای شکست خورده غرب، در تجربه ریگانیسم و تاچریسم، متحول شود طبیعی است که هیچ سپهری مصون از دست اندازی صاحبان ثروت و قدرت نباشد. کاری که ریگان و تاچر هم موفق نشد عملیاتی کند نئولیبرال های وطنی در ایران آن را عملیاتی خواهند کرد تا به هم کیشان آئینی خود بگویند چه ید طولایی در سلب مالکیت عمومی دارند و چه جایی بهتر از عرصه آموزش. محلی امن برای سرمایه گذاری و تضمین سود با حمایت دولت و با دروغی که گفته می شود «آموزش و پرورش برنامه ای برای خصوص سازی مدارس ندارد»[1]. شاید هم مرضيه گرد راست می گوید آنها مدرسه را خصوصی نمی کنند و با معیارهای آنها با خواهر تاچر فرق دارد آنها مدرسه را اختصاصی خواهند کرد یعنی مختص بچه پول دارها.

در ادامه این سیاست های ضدآموزشی،پولی سازی مدارس است که کیفیت زدایی از مدارس دولتی با هدف کوچاندن دانش آموزان و معلمان به سمت مدارس خاص انجام می گیرد. مدارس پولی و اختصاصی را با تبلیغات مدارس خصوصی غرب بزک می کنند و به نام دموکراسی و حق انتخاب برای کودکان و والدین ایدئولوژی بازار را بسط و گسترش می دهند. مدرسه دولتی باید به بازار مکاره تبدیل گردد تا بتوان کشتی به گل نشسته اقتصاد را در هزینه بر ترین وزارتخانه کشور به حرکت درآورد. اما این تمام قصه نیست باید از کالبد مدرسه هم مالکیت زدایی شود به سود بخش خصوصی و نیروی کار فربه نه در بخش اداری که در بخش آموزش تعدیل شود. تا به همتایان غربی نشان دهند که حتی وقتی صندوق بین المللی پول هم بخشی از این سیاست ها را ورشکسته اعلام می کند. اینجا، در ایران، دولتی هست که مثل دولت قبل اراده کرده است تا مسیر از این مسیر ورشکسته عبور کند.

در سایه همین سیاست های تعدیل است که مدارس مقطع متوسطه دوم به یک باره از مشاور خالی می شوند. و تمام دانش آموزان در مدارس دولتی در پایه های دوم و سوم نظری و کارو دانش وفنی و حرفه ای و پیش دانشگاهی از داشتن مشاور محروم می شوند تا دانش آموزان کلاس نهم در مقطع متوسطه اول بهتر مشاوره بگیرند! و نوجوانان با بسیاری مشکلات ساختاری و زمینه ای، با انبوهی از تضادهای دوران بلوغ رها می شوند تا تعداد خودکشی کودکان، کمتر از کارگرانی نباشد که بخاطر همان مشکلات ساختاری خود را می سوزانند.

نوزده کودکی که مرگ را انتخاب کردند همه در سن تحصیل بودند مرگ آنان در بیرون یا درون مدرسه ربط مستقیم به سیستم آموزشی ما دارد. ربط مستقیم دارد به دولت و وظایفی که از آن عقب نشینی کرده است. کمترین وظیفه آموزش و پرورش قبول ناکارآمدی در حوزه مشاوره و توانمندسازی کودکان برای مقابله در شرایط بحرانی است. و پیش زمینه آن گشودن در برای محققان مستقل برای بررسی عمیق تر این فاجعه انسانی است.

 

[1]. اظهارات مرضیه گرد در سایت آموزش و پرورش به آدرس
http://www.medu.ir/portal/home.php?ocode=100010876&block=news&id=116903