سرخط خبرها
خانه / معلمان / نگاهی به سرمایه نمادین معلمان در جامعه ایران
نگاهی به سرمایه نمادین معلمان در جامعه ایران

نگاهی به سرمایه نمادین معلمان در جامعه ایران

محمد حبیبی

نقش اصلی تربیت نسل جوان و انتقال ارزشهای اجتماعی به آنها برعهده مدارس و به تبع آن معلمان است. افزایش کارایی و بهره وری نظام اموزشی درگرو شکل گیری رابطه ای مناسب میان معلمان و دانش آموزان از یک طرف و اولیاء دانش اموز ان و مدیران مدارس از سوی دیگر است. این رابطه مناسب مستلزم اعتبار اجتماعی بالایی است که دراین سالها همواره درحال کاهش بوده است …

سرنوشت نسل جوان وآینده ساز کشور با عملکرد معلمان- که عاملان اصلی اجرای برنامه های مدون آموزش و پرورش اند-گره خورده است. معلمان درفرایند آموزش و پرورش نقش کلیدی دارند وبه قول پیاژه روانشناس نامدار معاصر، زیباترین طرح اصلاح و بازسازی نظام آموزشی در صورتی که معلم به تعداد کافی وباکیفیت مطلوب دراختیار نباشد، با شکست روبرو خواهد شد.(۱)درهرجامعه ای معلمان هنگامی میتوانند نقش تاثیر گذار خود در فرایند آموزشی را به درستی ایفا کنند که واجد اعتبار اجتماعی بالایی بوده وپایگاه اجتماعی مستحکمی درسطح جامعه داشته باشند.به عبارت دیگر از منزلت اجتماعی بالایی برخوردار باشند.مناسب ترین مفهومی که عناصر اعتبار،منزلت اجتماعی وعناصر مشابه را می پوشاند ،مفهوم سرمایه نمادین است.سرمایه نمادین به هرگونه دارایی گفته می شود(هرگونه سرمایه اقتصادی،فرهنگی،اجتماعی و…)که دسته ای از اعضای اجتماع آنرا درمی یابند، به رسمیت می شناسند وبرای آن ارزش قائل می شوند.(۲)به عبارت دیگر هرگاه یکی از سرمایه های فرهنگی ،اقتصادی،انسانی واجتماعی یک گروه یا یک جامعه به عرصه آگاهی عمومی وارد می شود ودرحافظه عامه مردم جای می گیرد وبه مرز شهرت می رسد ،به گونه ای که درجمعی که آن سرمایه را دارند احساس افتخار واحترام برمی انگیزد،آن سرمایه به سرمایه نمادین تبدیل شده است.با این همه سرمایه نمادین فقط مختص سطح ملی ومربوط به یک ملت نیست.هرگروه یا مجموعه انسانی که بتواند یکی از انواع سرمایه اش را به مرز افتخار واحترام برساند سرمایه نمادین تولید کرده است.براین اساس هرگروه اجتماعی وهرکدام از مشاغل واصناف می توانند سرمایه نمادین مربوط به خودشان را داشته باشند یا تولید کنند.(٣)سرمایه نمادین به طور مشخص درمورد معلمان ،همان دارایی های فرهنگی ،اجتماعی وعلمی معلمان است که اعضای اجتماع بزرگتر (افکارعمومی)آن را می بینندو به رسمیت می شناسند.به سخن دیگر ،سرمایه نمادین به معنای برخورداری معلمان از منزلت ،احترام ودریافت احساس اعتماد به کارایی ومفید بودن از طرف افکار عمومی وپذیرش هویت وجایگاه فرهنگی وبرجسته معلمان توسط جامعه است.(۴)درطی دودهه اخیر، که مفاهیمی همچون سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین مورد توجه اندیشمندان علوم اجتماعی درایران قرار گرفته ،مقالات ،مطالب وتحقیقات وپژوهشهای نسبتا گسترده ای درعرصه های مختلف اجتماعی در زمینه سرمایه نمادین وسرمایه اجتماعی صورت گرفته است.که عمدتا نتایج نگران کننده ای را نشان می دهند.به طور مثال پژوهشی که نتیجه آن درسال ۱٣۷٨ وبا عنوان “آنومی یا آشفتگی اجتماعی”انتشاریافت،نشان میداد که میزان اعتماد اجتماعی شهروندان درحد قابل توجهی پایین امده واعتماد مردم به مسئولان کاهش بسیار زیادی داشته است.(۵)ازطرف دیگر پژوهشهای مشابه درهمین سالها نشان دهنده کاهش سرمایه نمادین گروههای اجتماعی واصناف ومشاغل گوناگون درسطح جامعه است.(که در ادامه به آنها اشاره خواهدشد).این روند نزولی درسالهای اخیر نیز همچنان ادامه داشته ،ومعلمان نیز به عنوان جزئی از اقشار تاثیر گذار جامعه ،قطعا شامل این روند نزولی فراگیر شده وسرمایه نمادین شان روبه کاهش است.نوشتار پیش رو، از همین زاویه به بررسی سرمایه نمادین معلملن درجامعه ایران پرداخته ومشخصا به دنبال پاسخی برای دوسوال زیر است.اول :درطی دودهه اخیر ،درمقایسه با سایر مشاغل ،اصناف وگروههای اجتماعی ،میزان سرمایه نمادین معلمان درچه سطحی بوده است.؟ودوم :روند نزولی نرخ سرمایه نمادین معلمان درسالهای اخیر درمقایسه با دو دهه گذشته حاصل کدام سیاستهای دولتی در زمینه اموزش وتعلیم وتربیت بوده است.؟
قبل از ورود به بحث اشاره به این نکته حائز اهمیت است که عوامل کلان متعددی در کاهش یا افزایش نرخ سرمایه نمادین معلمان تاثیرگذارند که باوجود اهمیت فراوان ،دراین نوشتار به آنها پرداخته نمی شود.عواملی همچون روند نزولی فراگیر سرمایه نمادین درجامعه ایرانی،تغییر سیاست های کلان درجهت اولویت دادن به سرمایه گذاری درسیستم آموزشی ،تامین امکانات مالی برای معلمان ورفع مشکلات معیشتی آنها ،توجه ویژه به تشکل های صنفی مستقل برای احقاق حقوق معلمان (۶) و…درواقع نوشتار پیش رو به صورت خرد ونه کلان وبه صورت مشخص به آن دسته ازسیاستها وبرنامه ریزی های آموزشی اجراشده درسطح مدارس می پردازد ،که به نظر نگارنده در طی دو دهه اخیردر کاهش میزان سرمایه نمادین معلمان موثر بوده اند.

الف:بررسی میزان سرمایه نمادین معلمان درمقایسه با سایر اصناف
در طی دو دهه اخیر تحقیقات نسبتا گسترده ای انجام شده است وآمارهای نسبتا جالبی ارائه شده است که میزان سرمایه نمادین واعتبار اجتماعی گروههای سیاسی واجتماعی واصناف ومشاغل ،درسطح جامعه را مشخص می کند.پژوهشی که با عنوان “اعتماد مردم   به گروههای سیاسی -اجتماعی ” درسال ۱٣۷۴ انجام شده ،نشان می دهدکه ۵٨ درصد مردم به گروههای سیاسی واجتماعی اعتماد کمی دارند وتنها دوازده درصد از اعتماد کامل برخوردارند.(۷)درمورد سرمایه نمادین مشاغل واصناف نیز پژوهشهای انجام شده درطی سالهای ۷۹ و٨۱ آمارهای قابل توجهی را نشان می دهد.آمارها نشان می دهد که اعتماد مردم به ترتیب نسبت به صنف هایی چون معلمان ،اساتید،ورزشکاران وپزشکان بیشتر بوده وگروههای شغلی مانند بنگاه داران وبازاریان پایین ترین اعتمادمردمی را به سمت خود جلب کرده اند. این نمونه پژوهشی شامل ۴۵۰۰ نفر از ساکنین ۱۵ سال وبالاتر مراکز استانهای کشوربوده است .به طور مشخص این جامعه آماری نشان می دهدکه میزان اعتماد زیاد به قضات درحدود ٣۵ درصد،رانندگان تاکسی ۲۰ درصد،تجار وبازاریان ۱۰ درصد،بنگاه داران ۴درصد ونیروی انتظامی ۵٣ درصد بوده است.درحالیکه همین آمار برای اساتید دانشگاه ۷۰ درصد وبرای معلمان ۷٨ درصد بوده است.که نشان دهنده فاصله معناداری با سایر مشاغل است.(٨)آنچه دراین آمار قابل توجه است پایین آمدن دو الی سه درصدی اعتماد اجتماعی مشاغل درسال ٨۱ نسبت به سال ۷۹ است.پدیده ای که از نظر کارشناسان درآن زمان درصورت ادامه می توانست یرای یکپارچگی وتوسعه ایران زنگ خطری باشد.(۹)وهمانطور که پیشتر گفته شدآمارهای جدید نشان می دهد که این روند نزولی همچنان ادامه داشته است.آمارهای بدست آمده از یک پژوهش دیگرکه درسال ۱٣٨۰ با عنوان “پیمایش ملی ارزشها ونگرشها “انجام شده حکایت از تایید آمارهای پژوهش ذکر شده قبلی دارد.این پژوهش که تحت سرپرستی دفتر طرح های ملی وزارت فرهنگ وارشاددر۲٨ استان کشور انجام شده ،نشان میدهد که ٨۰ درصد از پرسش شوندگان از اعتماد خیلی زیاد به معلمان سخن گفته اند.همین آمار درمورد نیروی انتظامی ۵۱ درصد،روحانیت ۴۶ درصدوقضات ۴۴ درصد بوده است.همچنین بازاریان با ۱۱ درصد درپایین ترین سطح اعتماد عمومی قرارگرفته اند.(۱۰)درواقع این رتبه بندی نشان می دهد که درسالهای آغازین دهه هشتاد به جز معلمان تقریبا تمامی گروههای مهم وتاثیر گذار اجتماعی از اعتباراجتماعی متوسط ویا کمی برخورداربوده اند.هرچه از سالهای دهه هشتاد به سالهای اخیر نزدیک می شویم با کاهش محسوس نرخ سرمایه نمادین معلمان مواجه هستیم.با این همه همچنان اعتبار اجتماعی معلمان نسبت به سایر مشاغل بالاتر است. نتایج یک پژوهش میدانی دیگر درسال ٨۹ دراستان چهارمحال وبختیاری ،کاهش محسوس سرمایه نمادین معلمان را نشان می دهد. با این همه بالا بودن نرخ سرمایه نمادین معلمان درمقایسه با سایر مشاغل را نیز مشخص می کند.جامعه آماری این تحقیق شامل ۶۱۲ نفر، از میان جمعیت بالای ۱٨ سال درشهرهای مرکزی شش شهرستان استان چهارمحال بختیاری است.آمارها دراین استان محروم حاکی از پایین بودن میزان اعتماد عمومی درمیان شهروندان است.به طوریکه ۷۹ درصد از پرسش شوندگان از میزان اعتماد متوسط و متوسط به پایین برخوردار بوده اند.درمیان انواع مشاغل معلمان با ۱/۴٣ درصداعتماد عمومی ،پس از پزشکان با ۶/۴٣درصد اعتماد عمومی، در رتبه دوم قرار دارند.همین آمار برای روحانیون ٣٣ درصد،کسبه وبازاریان ۵/۱۱ درصد،فعالان سیاسی ۷/۱٣درصد ،خبرنگاران ۷/۱۴ درصد ورانندگان ٨/۱۴درصد بوده است.(۱۱)این آمارها نشان می دهد که سرمایه نمادین مشاغل گوناگون درمقایسه با یکدیگر دراستانهای برخوردار ومحروم تقریبا شاخصهای یکسانی دارند.ومعلمان همچنان جز آن دسته از مشاغلی هستند که سرمایه نمادین بالایی دارند.

ب:بررسی سیاست گذاریهای آموزشی تاثیرگذاربرکاهش نرخ سرمایه نمادین معلمان
همانطور که پیشتر ذکر شد دراین نوشتارصرفا به بررسی عوامل خرد ومشخصا سیاستگذاریهای آموزشی دولتها در دو دهه اخیر پرداخته می شود.سیاستگذاریهایی که از نظر نگارنده در کاهش سرمایه نمادین معلمان تاثیر گذار بوده اند.این عوامل به صورت کلی به سه دسته تقسیم می شوند:

۱-جهت گیریهای سودمحورانه نسبت به آموزش :
درسالهای پس ازجنگ وبا آغاز سیاستهای تعدیل اقتصادی تلاشی هدفمند درجهت کاهش بودجه آموزشی و سودآوری ساختار آموزش درکشور ،درپیش گرفته شد.نمونه بارز چنین سیاستهایی اجازه تاسیس مدارس غیر انتفاعی و مراکز آموزشی خصوصی بود.بارشد مدرک گرایی درجامعه و علاقه خانواده های ایرانی به تحصیلات عالیه فرزندانشان ،زمینه مناسبی فراهم شد تا مدارس غیر انتفاعی سود آوری بیشتری داشته باشند.ادامه این سیاستها در دولتهای بعدی به رشد بی رویه این مدارس منجرشد.به طوریکه امروز با انبوهی از مدارس غیر انتفاعی ناکار آمد مواجهیم ،که با وجود شهریه های سنگین از کمترین امکانات آموزشی ویژه برخوردارند.امکانات وفرصتهای آموزشی بعضی از این مدارس حتی از امکانات مدارس دولتی هم کمتر است.واین درحالی است که تبلیغات گسترده ،شرایط لازم را برای جذب دانش اموزان به این مدارس فراهم می کند.بعضی از این مدارس صرفا به مکانی برای صدور مدارک تحصیلی در قبال دریافت پول تبدیل شده اند.این مسائل بیش از هرچیز برنگرش خانوارهای ایرانی نسبت به مقوله آموزش تاثیر ات منفی گذاشته وبه دنبال آن اعتبار اجتماعی معلمان به عنوان رکن اصلی آموزش در کشور را زیر سوال می برد.

۲-دریافت شهریه درمدارس دولتی:
قانون اساسی جمهوری اسلامی بر آموزش رایگان از ابتدایی تا سطوح عالیه دانشگاهی تاکید دارد.با این وجود درشرایط کنونی تقریبا بیش از شصت درصد فرصتهای دانشگاهی نیازمند شهریه های کلان است.از طرفی درچند سال اخیر عملا اداره مدارس دولتی از طریق پولهای دریافتی از اولیاء دانش اموزان صورت می گیرد.درحالیکه مسئولین اموزشی هر سال درآغاز سال تحصیلی از طریق تریبون های رسمی ،دریافت هرگونه وجه در هنگام ثبت نام را رد می کنند،مدیران مدارس تحت فشار ادارات کل از اولیاء دانش اموزان شهریه های غیر قانونی دریافت می کنند.این رویه چندساله ،در آغاز سال تحصیلی جدید به بهانه هوشمند سازی مدارس جنبه رسمی تری به خود گرفته است.بعضا مواردی از درگیری میان اولیاء دانش آموزان و مدیران مدارس برسر دریافت وجه اضافی در هنگام ثبت نام هرساله مشاهده می شود.از طرف دیگر دریافت مستقیم پول زمینه ساز فساد نهادینه درمدارس را فراهم می کند.رفتارهای تبعیض آمیز با دانش آموزان و طبقه بندی آنها براساس میزان پولی که اولیاء آنها پرداخت کرده اند از آسیب های دیگر چنین رویه ی غلط ونامشروعی است.درنهایت این جایگاه اجتماعی مسئولین مدارس و به تبع آن معلمان است که در اذهان اکثریت جامعه ایرانی متزلزل شده ودرنهایت موجبات کاهش سرمایه نمادین آنها را فراهم می کند.

٣- گفتمان موفقیت تحصیلی:
هسته اصلی گفتمان موفقیت تحصیلی ،نمره قبولی پایان سال و قبولی در کنکور است.دراین گفتمان خواست وانتظار اولیا ء ،مدیران ،معلمان ودرنهایت دانش آموزان نه پرورش خلاقیت –به عنوان یکی از اهداف نظام آموزشی – که موفقیت تحصیلی خواهد بود.موفقیتی که شاخصه اصلی آن نمره است.از طرفی فشار سیستم آموزشی به مدیران مدارس برای افزایش آمارقبولی زمینه ساز آسیب های جدی در فرایند آموزشی دانش اموزان می شود.مدیران مدارس با فشار به معلمان درپایان هر نیم سال ،افزایش آمارقبولی را درخواست می کنند ودست به هرکاری می زنند که تا افت تحصیلی درمدرسه اتفاق نیفتد.از دستکاری نمرات گرفته تا افزایش نمرات مستمر دانش آموزان همه درجهت افزایش آمار قبولی صورت می گیرد.درچنین شرایطی و با وجود مشکلات معیشتی معلمان، زمینه برای خرید وفروش سوالات امتحانی و دریافت نمرات قبولی فراهم می شود ودانش آموزان بدون هیچ گونه تلاش و کوششی، مدارج ترقی را طی می کنند.چگونه می توان از دانش آموزی که سوالات امتحانی پایان سال را از معلمان یا مدیران مدارس می خرد، انتظار احترام وحفظ جایگاه معلمی را داشت؟!این گونه است که سرمایه نمادین معلمان به تاراج می رود وعملا اعتبار اجتماعی معلمان قربانی سیاستهای غلط برنامه ریزان آموزشی می شود.

سخن پایانی
شاید درشرایطی که درجامعه ایران، ارزشهای مادی گرایانه جایگزین ارزشهای انسانی و باورهای اخلاقی شده اند و ملاک تشخص اجتماعی، فرآوری ثروت بیشتر به هرقیمتی است، این طور به نظر بیاید که سخن از اعتبار و جایگاه اجتماعی، بیهوده و گزاف است. این تغییر ارزشها بخش عمده ای از جامعه معلمان را نیز فرا گرفته است. بر اساس پژوهشی که که درسال ۱٣٨۹ در میان معلمین شاغل شهرستان بروجن صورت گرفته، نسبت افرادی که اولویت های ارزشی شان مادی گرایانه بوده، در مقایسه با معلمانی که به ارزشهای فرا مادی و انسانی توجه داشته اند، تقریبا دو به یک بوده است. یعنی اولویت ۷۵ درصد معلمانی که مورد پرسش قرار گرفته اند، ارزشهای مادی بوده است. (۱۲) با این حال همین پژوهش ها نشان می دهد که کاهش اعتبار اجتماعی و سرمایه نمادین معلمان اثرات منفی فراوانی درساختار آموزشی به جا می گذارد. امروزه بسیاری از کارکردهای سنتی خانواده، به نهادهای آموزشی منتقل شده است. در نتیجه نقش اصلی تربیت نسل جوان و انتقال ارزشهای اجتماعی به آنها برعهده مدارس و به تبع آن معلمان است. افزایش کارایی و بهره وری نظام اموزشی درگرو شکل گیری رابطه ای مناسب میان معلمان و دانش آموزان از یک طرف و اولیاء دانش اموز ان و مدیران مدارس از سوی دیگر است. این رابطه مناسب مستلزم اعتبار اجتماعی بالایی است که دراین سالها همواره درحال کاهش بوده است. از طرف دیگر متغیر پایگاه اجتماعی، به عنوان یکی از عوامل موثر بر فرسودگی شغلی معلمان معرفی می شود. یافته های یک پژوهش درسالهای اخیر نشان می دهد که کاهش اعتبار اجتماعی معلمان از عوامل اصلی فرسودگی شغلی معلمان است. در نتیجه گیری این پژوهش آمده است: “درخصوص رابطه بین پایگاه اجتماعی و ابعاد فرسودگی شغلی معلمان، نتیجه حاصل از انجام آزمون نشان می دهد که پایگاه اجتماعی با خستگی عاطفی، مسخ شخصیت و عدم موفقیت فردی و در مجموع با فرسودگی شغلی، همبستگی معکوس و معناداری دارد.(۱٣)

فهرست منابع:
۱-صافی ،احمد،سیمای معلم،تهران ،انجمن اولیاءومربیان جمهوری اسلامی ایران،۱٣۷۴
۲-پیربوردیو،ازفضای اجتماعی تا سرمایه اجتماعی،سعید عطار،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی.
٣-www.shafaqna.com/Persian
۴-پژوهش نامه علوم اجتماعی ،سال سوم،شماره چهارم،زمستان ۱٣٨٨
۵-رفیع پور،فرامرز،آنومی یا آشفتگی اجتماعی،پژوهشی درزمینه پتانسیل آنومی درشهرتهران،سروش ،تهران،۱٣۷٨
۶-راههای ارتقای منزلت اجتماعی معلمان ،فصلنامه تعلیم وتربیت،شماره ۷۴
۷-اعتماد به گروههای سیاسی-اجتماعی،سلمان صفدری،پایان نامه کارشناسی علوم اجتماعی،دانشکده علوم اجتماعی ،دانشگاه علامه طباطبایی،۱٣۷۴
٨-فصلنامه جامعه پژوهی فرهنگی،پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی ،سال اول شماره اول،بهار وتابستان ۱٣٨۹،صص ٣٣-۶۱
۹-همان
۱۰-سرمایه اجتماعی وسیاستهای اجتماعی،مراد ثقفی،کیان تاجبخش،فصلنامه رفاه اجتماعی ،ویژه نامه سیاست اجتماعی.
۱۱-فصلنامه جامعه شناسی کاربردی،سال بیست ویکم،شماره ۴۰،زمستان ۱٣٨۱،صص۹۷-۱۲۲
۱۲-مجله مطالعات اجتماعی ایران،دوره پنجم،شماره سوم،پاییز ۱٣۹۰
۱٣-مسائل اجتماعی ایران،سال دوم ،شماره ۲،زمستان ۱٣۹۰،صص۱۲۹-۱۵۷