سرخط خبرها
خانه / کارگران / نگاهی مختصر به روند تعطیلی کارخانه کاشی خزر
نگاهی مختصر به روند تعطیلی کارخانه کاشی خزر

نگاهی مختصر به روند تعطیلی کارخانه کاشی خزر

کارخانه کاشی خزرکه از دو مجموعه تولیدی دیوار و کف تشکیل شده، زمانی کارخانه پررونقی بود به طوریکه علاوه بر بازار داخلی، ماهانه در حدود 300000 مترمربع نیز به کشورهای همجوار کاشی صادر می کرد.

میزان فروش کارخانه به دلایل مختلف ازجمله رکود ساخت و سازدر داخل و بحران سیاسی منطقه و توقف صادرات و همچنین به دلیل مشکلات مدیریتی، کاهش یافته واین کارخانه به تدریج از سال 93 دچار بحران مالی گردید و حقوق کارگران با تاخیرپرداخت می شد که این امر به نوبه خود موجبات نارضایتی و اعتراض کارگران را فراهم کرد. کارگران کار می کردند، اما از حقوق و مزایا خبری نبود.

در اعتراض به این وضعیت و پس از کش و قوس های بسیار سرانجام کارگران چاره کار را در دست کشیدن از کار برای تحت فشار قرار دادن کارفرما و مدیران کارخانه دیدند. اولین اعتصاب در فروردین ماه سال 94 از خط تولید “دیوار” آغاز شد و به کارگران “کف” نیز سرایت نمود. این اعتصاب، “برازجانی” مدیر عامل کارخانه را مجبور کرد که درمحوطه کارخانه در جمع کارگران حاضر شده و به پرسش های آنان پاسخ گوید. در مذاکراتی که بین کارگران و مدیرعامل کارخانه صورت گرفت، قرار بر این شد که اگر کارگران مشغول به کار شوند و تولید ادامه یابد به تدریج حقوق های معوقه و سایر مطالبات آنان پرداخت گردد. کارگران سرانجام این قول را پذیرفتند و به سرکارهای خود بازگشتند و تولید را از سر گرفتند. اما با بی تفاوتی و بدقولی مدیران و برآورده نشدن خواسته های خویش مواجه شده و پس از چندی مجددا دست از کار کشیدند. از این زمان به بعد اعتصاب کارگران به تناوب و البته به شکل پراکنده و نامنسجمی ادامه یافت. با این توضیح که خاموش کردن کوره ها و راه اندازی مجدد آن ها، هر بار  هزینه های مضاعفی را به کارخانه تحمیل می کرد و مزید  برعلت می شد. در این اعتصابات که گاه با ترک محل کار همراه بوده و اغلب زمان بندی مشخصی نداشتند، درگیری ها واختلاف نظرهایی بین کارگران پیش می آمد. مدیریت کارخانه که به دنبال بهانه برای به تعطیلی کشاندن کارخانه بود، از فرصت استفاده کرده و اعلام نمود که به دلیل فقدان مواد اولیه و برخی مشکلات کارخانه قادر به ادامه کار نبوده و تعطیل می شود. در حالیکه مواد اولیه به مقدارکافی وجود داشت و کارخانه درشرایطی به تعطیلی کشانده می شد که می توانست همچنان تولید را ــ اگر نه مانند گذشته ی پررونق خود ــ اما در سطحی پائین ترادامه دهد. همین جا یادآوری نمائیم که مدیریت کارخانه درست در گیر و دار این اعتصابات و در شرایطی که مسئولین و مدیریت کارخانه از بدهی ها و مشکلات فراوان تولید و فروش صحبت می کردند اقدام به خالی کردن انبارهای کارخانه و خارج نمودن مقادیر زیادی کاشی از آن ها توسط چندین تریلی نمودند که در ادامه، کارگران جلوی این کار را گرفتند و از خالی کردن کامل انبارها جلوگیری کردند. پس از تعطیلی کارخانه، وقتی که کارگران محل کارخانه را ترک کردند مدیریت تمامی انبارها را تخلیه نموده و کاشی های باقی مانده در آن ها را به محل های نامعلومی انتقال دادند.

بهر حال کارخانه تعطیل شد و کارگران (به جز تعداد اندکی که در حال گذراندن آخرین روزهای کاری خود و ورود به دوران بازنشستگی بودند) به بیمه بیکاری فرستاده شدند. در حالی که در صورت باز بودن کارخانه و ادامه روند تولید، کارگران می توانستند مطالبات پرداخت نشده خود را دنبال نموده و آن را از راه های مختلف پیگیری نمایند. با تعطیل شدن کارخانه و بیرون ماندن کارگران از آن، عملاً جهت مبارزه کارگران تغییر کرده و وارد مراحل دیگری، از جمله مرحله دعواهای حقوقی شد.

همین جا یادآوری نمائیم که اعتراضات کارگران کاشی خزر، جدا از کارشکنی هایی که از جانب کارفرمایان و مدیران کارخانه به روند حرکت آن تحمیل می شد، به دلایلی چند نیز از انسجام و پختگی لازم برخوردار نبوده و در مجموع نتوانسته است کارگران را به سر منزل مقصود هدایت نماید. به عنوان مثال کارگران این کارخانه عمدتاً از کارگران قدیمی تشکیل می شدند که به دلیلی ابهام برانگیز، تعدادی کارگر جدید از طریق شخص “نودهی”، مدیر جدید کارخانه به آن ها اضافه شدند. این مسئله سبب می شد که به ویژه در مقاطع حساس، میان کارگران قدیمی و استخدامی با کارگران جدید، در مورد اتخاذ راه ها و شیوه های مناسب برای رسیدن به خواسته هایشان اختلاف نظر به وجود آید. که این امر به نوبه خود مانع از آن می شد که اعتراضات کارگران از یک سیاست و برنامه حساب شده و منسجمی برای کسب موفقیت بهره گیرد. کارگران به دفعات نارضایتی و اعتراض خود را به صورتی واکنشی و خود به خودی بروز داده و کم تر از شیوه های نقشه مند و برنامه ریزی شده ای برای پیشبرد کار و به ویژه امر مهم اعتصاب بهره می جستند. تعداد زیادی از آنان نیز به هنگام اعتصاب، محل کارخانه را ترک می کردند. و حال آن که کارگران می بایست به هنگام دست کشیدن از کار، در درون کارخانه باقی می ماندند و آن را ترک نمی کردند. نمایندگان کارگران نیزکه از طریق یک انتخابات اصولی وآراء عمومی انتخاب نشده و چارچوب اختیارات و مسئولیتهای آنهامشخص نشده بود، در مجموع از تیزبینی و پختگی لازم جهت اتخاذ تصمیمات درست و حساب شده برای انسجام بخشی به حرکت های اعتراضی کارگران و هدایت آن ها تا رسیدن به خواست ها و مطالبات شان برخوردار نبودند

این مسائل یکی بعد از دیگری سبب می شد تا کارفرمایان و مدیریت کارخانه  نهایت بهره برداری را از این قضایا بنمایند و همه ی سعی و تلاش خود را بکار گیرند تا به هر طریق ممکن و تا آن جا که ممکن است در بین کارگران تفرقه ایجاد کنند و سمت و سوی اعتراض و مبارزه آنان را از مسیر درست آن که چیزی جز جلوگیری از تعطیلی کارخانه و دست یابی به حقوق حقه خویش به شکلی منسجم و متحد بود منحرف نمایند و آن را به بیراهه تفرقه و سرخوردگی بکشانند.  و حال آن که پیشبرد درست مبارزات کارگران این شرکت در این مقطع نیازمند تحلیل درست و واقعی از وضعیت این واحد تولیدی و زیر و بم های آن، بیش از همه برای رسیدن به خواست و ومطالبه مشخص شان، مبتنی بر یک سیاست واحد و هماهنگ و یک انضباط جمعی، در عین استفاده از همه شیوه های مبارزه بود. سیاستی که به دور از برخوردهای واکنشی آنی و خود به خودی دنبال شده و کارگران را حتی المقدوربه سر منزل مقصود رهنمون شود. نتیجه این که در پی به تعطیلی کشانده شدن کارخانه، و بیکار شدن کارگران، در حال حاضر خواست اصلی کارگران، که نگران زندگی وآینده خود می باشند، راه اندازی مجدد کارخانه و بازگشت به کار می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری