سرخط خبرها
خانه / معلمان / و باز فداکاری معلمان در مقابل بی تدبیری فرادستان…
و باز فداکاری معلمان در مقابل بی تدبیری فرادستان…

و باز فداکاری معلمان در مقابل بی تدبیری فرادستان…

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

حمید رضا گنگوزهی معلم فداکار اهل ” خاش ” در استان سیستان و بلوچستان که با اهدای جان خود برگ زرین دیگری بر افتخارات معلمان این مرز و بوم افزود . و سند دیگری شد برای اثبات بی تدبیری و بی توجهی مسئولان و فرادستان پر مدعا به اوضاع و احوال مدارس و دانش آموزان این سرزمین . مسئولانی که برای کارهای حاشیه ای و باز کردن دست اختلاس گران جهت اجرای برنامه ها و مقاصد شوم خود ، هزاران میلیارد از منابع این کشور را هزینه می کنند ، اما حاضر نیستند که به اوضاع آموزش و پرورش ، مدارس ، دانش آموزان و معلمان کشور کمک در خوری کرده باشند. که اگر همان مدرسه حصار یا دیوار حایلی داشت اکنون داغدار جان باختن این جوان 28 ساله دارای دو فرزند خردسال نبودیم . جوانی که باوجود 7 ماه عدم پرداخت حقوق از طرف آموزش و پرورش ، همچنان در کلاس های درس حاضر شده و جان خود را نیز در این راه قربانی ندانم کاری مسئولین و فرادستان کرد .

جالب تر از همه اینها پیام های تسلیت و تعاریفی است که کار بدستان در وصف این معلم غیور بلوچستانی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی قرار می دهند …
نمی دانم با چه رویی چنین پیام هایی را منتشر کرده و از این شهید راه تعلیم و تربیت سخن می گویند ؟ یعنی خودشان نمی دانند که این حادثه ناشی از بی تدبیری و عدم توجه به مناطق محروم و مدارس این مناطق بوده و در صورتی که مدارس و امکاناتمان استاندارد بود قطعا شاهد چنین اتفاقاتی در کشور نبودیم ؟؟؟
و نمی دانم تسلیت و توصیف قهرمانانه این اتفاق و این شیرمرد و در بوق و کرنا کردن این توصیفات بخاطر خودنمایی های رسانه ای فرادستان ، به چه کار آن مرحوم و خانواده اش ، و از همه مهم تر استان محرومش و تمامی مناطق محروم کشور می آید ؟ و همچنین نمیدانم نامگذاری بناها و مدارس مخروبه و غیر استاندارد دیگر این دیار به نام این ابرمرد چه دردی از دردهای این ملت رنج کشیده دوا می کند ؟
یقینا این اولین و آخرین اتفاق ، و تلفاتی نخواهد بود که در این دیار رخ داده و خواهد داد ، و اگر فکری اساسی برای مدارس تخریبی ، کپری ، فرسوده و غیر استاندارد کشور نکنیم خدای ناکرده ممکن است اتفاقات بس ناگوار تری را تجربه کنیم .

از تمام این حرف ها که بگذریم ، با نگاهی کوتاه به اطراف خود ، متوجه می شویم که در میان تمامی کارمندان دولت ، و با وصف چنین اوضاع اسف باری که در حق معلمان این سرزمین روا داشته اند ، باز این معلمان هستند که در صدر ایثار و فداکاری جامعه ی کارمندان کل کشور قرار دارند .
بسیار کمتر شنیده ایم که کارمند یکی از ادارات برای نجات ارباب رجوع های خود نه تنها جان خود را گرو بگذارد ، بلکه حتی حرکت کوچکی هم در این زمینه کرده باشد . در حالیکه بارها و بارها از در طبق اخلاص گذاشتن جان خود توسط معلمان در حق دانش آموزان شان شنیده و دیده ایم . و شاید اصلا نشنیده باشیم که کارمندان دیگر ادارات برای یک یا چند کودک فقیر ، پولی جمع کرده باشند و… ولی معلمان در این زمینه نیز همیشه پیشتاز بوده و هستند.
بجز معلم کدام کارمند می آید و سرش را بخاطر دل بچه فرد دیگری از بیخ می تراشد ؟ کدام کار به دست می آید و خودش را در آتش می اندازد تا جان بچه های دیگران را نجات دهد ؟ چه کسی با وجود آگاهی کامل از اینکه هر لحظه امکان دارد دیوار در اثر باد بر سرش فرود آید ، ولی باز به پای همان دیوار رفته تا بچه های مردم را نجات دهد ؟
بی تردید این دو معلم سیستان و بلوچستانی – حمید رضا گنگوزهی و عبدالغفور شهنوازی – که همانا اصالت بلوچ بودن خود را به رخ جهانیان کشاندند قهرمانان تاریخ در این عصر هستند . در عصری که دیگران از سفره میلیون ها انسان می گیرند تا سفره خودشان و خانواده هایشان رنگین تر شود . در عصری که بی محابا چاقو بر گردن انسانی دیگر می نهند و بخاطر هم عقیده نبودن با یکدیگر سر از تن هم جدا می کنند .و در دورانی که نان را به نرخ روز می خورند ، جان را بی هیچ نرخی فدا کردن فقط از بزرگان و معلمانی چون این دو قهرمان بر می آید که یکی با دادن جان خود و دیگری با دادن سلامتی خود این افتخار را آفریدند .

نامتان جاودان و راهتان استوار

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*