سرخط خبرها
خانه / پرونده ویژه / پرونده ویژه/ بهبود آموزش و پرورش از رهگذر جامعه مدنی
پرونده ویژه/ بهبود آموزش و پرورش از رهگذر جامعه مدنی

پرونده ویژه/ بهبود آموزش و پرورش از رهگذر جامعه مدنی

مهدی بهلولی،آموزگار و کنشگر صنفی

در یکی از واپسین نظرسنجی هایی که در هفته دوم بهمن 93،در جهان مجازی و به صورتی محدود از فرهنگیان کشور انجام گرفت، مهم ترین راهکار برای برخورد با تبعیض ها و ناعدالتی ها،حضور گسترده تر فرهنگیان در نشریه ها و رسانه ها دانسته شد. از سویی کسانی که پیشینه حضور در گروه های فرهنگیان را دارند،اغلب بر این باورند که شوربختانه در این گروه ها، کار اندیشگی جدی انجام نمی گیرد. برخی از این گروه ها، که البته تنها هدف شان دست یابی به پست های اداری و وزارت خانه ای است. در ایران،دست کم از پایان جنگ ایران و عراق به پس،دولت های که بر سر کار آمده اند را می توان در دو دسته ی کلی،اصلاح طلب و اصول گرا دسته بندی نمود. در زمان اصلاح طلبان،گروه های سیاسی فرهنگی،جذب اداره ها و وزارت خانه می شوند و کار اصلی شان دفاع از دولت و توجیه محدودیت های دولت در اختصاص بودجه به آموزش و پرورش می گردد. در این دوران ها،این گروه های لابی گر و پست جو،افراد و گروه های دیگر- همانند بیشتر گروه های صنفی فرهنگیان سراسر کشور- را پوپولیست و تندرو می خوانند که با اعتراض های نابهنگامشان،آب به آسیاب جناح راست می ریزند و بازیچه دست آنها می شوند. در دوران فرادستی جناح راست اما،بیشتر این گروه ها،با این توجیه که شرایط،امنیتی است در لاک خود فرو می روند و کسی صدایی از آنها نمی شنود. برای نمونه،چهار سال دوران دولت دهم را در نظر بگیرید. در این چهار سال،حاجی بابایی وزیر آموزش و پرورش، کارهای شتابزده ی فراوانی را در آموزش و پرورش به اجرا درآورد اما دریغ از یک انتقاد جدی از سوی این گروه های سیاسی پست جو.

این که چرا آموزش و پرورش ایران واپس مانده است،چرا پیشرفت نمی کند،مانع های پیش روی آن چیست،و چرا فرهنگیان نتوانسته اند به حقوق حقه ی خود دست یابند،دلیل های سیاسی،فرهنگی و اجتماعی گوناگونی دارد که چندان هم ناشناخته نیستند. اما اگر بخواهیم با محوریت جامعه مدنی به این مسآله بپردازیم بی گمان،بی سوادی و یا کم سوادی،و فرصت طلبی تشکل های فرهنگیان،یکی از مهم ترین این عامل هاست. در میان گروه های فرهنگی البته،کانون های صنفی معلمان کشور، کمتر به دنبال پست و مقام بوده اند. اما متآسفانه،در همین گروه ها – همانگونه که در بالا هم گفته شد- کار جدی اندیشگی بر روی مسائل صنفی و آموزشی انجام نگرفته و نمی گیرد. هم اکنون یک سال و نیم از روی کار آمدن علی اصغر فانی می گذرد. در این مدت،فرآیند خصوصی سازی آموزش و پرورش با روش های گوناگون،گسترش یافته است. فانی البته به دنبال طرحی است به نام رتبه بندی معلمان. آیا نباید تشکل های صنفی فرهنگیان،در برابر این رویکردها و برنامه ها،دیدگاه های دقیق خود را روشن سازند؟

به باور این نگارنده،گروه های صنفی آموزگاران،همانگونه که به تبعض های حقوقی و کاستی های دستمزدی،حساس و معترض اند بایستی به بررسی همه سویه ی برنامه های آموزشی نیز بپردازند. گروه های صنفی در آموزش و پرورش،باید انجام کارهای کارشناسانه ی آموزشی را در دستور کار خود بگذارند. نمونه ی برجسته ی جهانی این گروه ها،EI،می باشد. نگاهی به تارنمای EI، و پیگیری کارهای این نهاد، نشان می دهد که دوران توجه صرف به حقوق و معیشت به سر رسیده است. گروه های صنفی فرهنگیان،با آغاز از آموزش و با نگاه و نگرش آموزشی و صنفی،می توانند به مسائل اجتماعی،فرهنگی و حتی سیاسی جامعه  بپردازند. گستره ی آموزش،با همه ی این گستره ها،همبسته است و همپوشانی های فراوان دارد. با نگاه آموزشی و البته با حفظ استقلال اندیشگی و رفتاری،گروه های فرهنگیان می توانند و می باید به بیرون از گستره ی آموزش و پرورش هم نظر بیفکنند و از “در خود فرو رفتگی” بیرون آیند.

فرهنگیان کشور،البته باید به نیرومندسازی جامعه مدنی خود بیندیشند. افزون بر مانع های فرهنگی- سیاسی فراگیر کار گروهی در ایران،مهم ترین سد پیش روی کار گروهی فرهنگیان،کاستی های مادی و معیشتی آنان است. بسیاری از فرهنگیان ایران،در کنار آموزش،مشغول کارهای دیگری هم هستند تا بتوانند معیشت زندگی خود را تآمین نمایند. با این رو،این واقعیت نمی تواند توجیه کننده ی همه ی بی تفاوتی های آنان به انجام کارهای گروهی باشند. زدایش واپس ماندگی های مادی و معنوی آموزش در ایران،نیازمند کار گروهی،اندیشگی،نوآورانه و دلیرانه است.