سرخط خبرها
خانه / پرونده ویژه / پرونده ویژه/ جنبش معلمان،چالش ها و فرصت ها (بخش پایانی)
پرونده ویژه/ جنبش معلمان،چالش ها و فرصت ها (بخش پایانی)

پرونده ویژه/ جنبش معلمان،چالش ها و فرصت ها (بخش پایانی)

محمدرضا نیک نژاد،عضو کانون صنفی معلمان ایران،6 اسفند 93

چکیده بخش نخست : در بخش نخست این یاداشت در چهار بخش به تعریف و هدف های جنبش معلمان،جایگاه تشکل های موجود معلمان در دولت و در میان معلمان،سیاسی نبودن این جنبش و ریشه های گریز فرهنگیان از تشکل یابی پرداخته شد.

اما بخش دوم:

5 – در واپسین اعتراض های فرهنگیان در روزهای پایانی بهمن و سوم اسفند 93،ورود ابزارک های نوین مانند فیس بوک،وایبر،تلگرام و … نقشی بنیادین بازی کردند و توانستند موجی از اعتراض ها را پدید آورند. ورود این ابزارک ها را باید به فال نیک گرفت و از آنها بهره برد. اما بی گمان فضای مجازی نمی تواند جای افراد حقیقی و گروه های واقعی را بگیرد. با مروری بر افراد عضو این شبکه ها،آن چه که در نخستین برخورد به چشم می خورد،پراکندگی دیدگاه ها و روش ها در این بخش تازه و تاثیر گذار از جنبش فرهنگیان است. گرچه برخی از این گروه ها با گفتگوهای طولانی توانسته اند در نزدیک کردن و واقعی نمودن دیدگاه ها و خواسته ها،کامیابی هایی بدست آورند اما به باور نگارنده تشکل هایی که توانسته اند با همه فشارها،به بدنه ی جنبش معلمان نزدیک بمانند،باید دو کار مهم را در برهم کنش با افراد عضو این گروه ها به انجام برسانند. یکم این که از فضای پدید آمده بهره گرفته و به دنبال جذب نیروهای جوان،پر انرژی و با انگیزه باشند و به پرورش اعضای تازه پرداخته و کادر سازی نمایند. دوم آن که با ورود این افراد به تشکل ها آنها را با سدهای واقعیِ سیاسی – اجتماعی – فرهنگی موجود آشنا نموده و با برنامه ریزی از آنها بهترین بهره را برای آینده جنبش بدست آورند.

6 – در پایان باید گفت که گرچه جنبش معلمان و تشکل ها از سوی نیروهای جوان و با انگیزه برای حرکت های رادیکال تحت فشار می باشند اما تشکل ها نباید دچار آشفتگی در تصمیم گیری شوند. یکی از زمینه های روگردانی بسیاری از فرهنگیان از کنش های صنفی،هزینه های سنگینی است که فرادستان در سال های گذشته بر اندام ضعیف این تشکل ها وارد نموده اند. برای ادامه راهِ پر سنگلاخ جنبش،تشکل های صنفی باید راه های کم هزینه را برگزیده و به بدنه نشان دهند که می توان هم کوشش های صنفی نمود و هم زندگی. به باور نگارنده یکی از راه های تشویق افراد برای حضور موثر در جنبش،کم کردن هزینه هاست. بی گمان معلمی که دورنمای هزینه تلاش های صنفی اش ده سال زندان و دوری از زن و فرزندان خویش باشد،کمتر تن به چنین کنش هایی می دهد. البته همواره افراد ویژه در گستره ی یک میلیون معلم وجود دارند که دلیرانه بتوانند و بخواهند هزینه دهند اما آنها مانند بداقی،باقری،داوری  و…. انگشت شمارند. پس جنبش معلمان نیازمند بازسازی و نهادینه شدن دارد. تشکل ها باید با گام هایی سنجیده و با بسیج بدنه،به خوبی فشارهای درخور از پایین را وارد نموده و چانه زنی از بالا را پیگیری نمایند و این کار تنها با گسترش جنبش در میان فرهنگیان شدنی است.  در جامعه هایی که اقتصاد بازار فرمان فرماست هر کارفرمایی به دنبال بیشترین سود با کمترین هزینه است. باید با حرکت های اندیشیده،یک صدا،روشن و محکم پیام قدرتمندی به کارفرمای بزرگمان یعنی دولت بدهیم تا او را وادار کنیم به خواسته هایمان تن دهد. بی گمان پراکندگی،تک روی،آشفتگی و … در سیاست ها،رفتارها و عمکردها در بر دارنده آن پیام ویژه نیست و برعکس کارفرمایان را در پاسخ به درخواست ها مردد خواهد نمود. تشکل ها و جنبش معلمان باید به سویی روند که حتی گام های کوچک را با پیامی محکم و گسترده به کارفرمایان بدهند و خواسته حداقلی را اندک اندک گسترش دهند تا به پیامدهای مورد نظر نزدیک گردند. جبش معلمان کودکی کم تجربه است. برای رساندن آن به بلوغ اندیشگی،نیاز به گام برداشتن های کوچک اما محکم دارد. امید که روزی شاهد برداشتن گام هایی بلند و کارا از این جنبش باشیم. در یاداشتی که درباره بازتعریف نقش اتحادیه های معلمان در آمریکا می خواندم،نوشته شده بود که این اتحادیه ها با قدرتی که از سه میلیون عضو به دست آورده اند حتی می توانند در فرایندهای سیاسی کشور موثر باشند. برداشت نگارنده از آن جمله این بود که فرادستان سیاسی – آموزشی در آمریکا به شدت از واکنش های اتحادیه های معلمان هراس دارند و به هر روشی از رویارویی با آنها فرار می کنند. پرسش اینجاست که با گام های سنجیده و کوچک اما کارا می توان جنبش معلمان کشور – با بیش از یک میلیون معلم – را روزی به جایگاهی رساند تا خواسته های خویش را با کمترین هزینه به بدست آورند؟ بی گمان تا آن زمان راه درازی در پیش است اما نگارنده بر این باور است که با تلاش و کوشش و پافشاری می توان به چنان جایگاهی دست‌ یافت.‌‌‌

یک نظر

  1. علی یوسفی از ارومیه

    گاهی در ایام نزدیک به عید که دانش آموزان کلاس ها را زودتر از موعد تعطیل می کنند این جمله را از آن ها زیاد شنیده ام که آقا اگر همه سر کلاس نیاییم مدرسه چه کار میتونه بکنه لااقل از دانش آموزان خود یاد بگیریم اگه همه اعتصاب کنیم دولت چه کار میتونه بکنه جز تسلیم شدن به خواسته های معقول معلمان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*