سرخط خبرها
خانه / پرونده ویژه / پرونده ویژه/ مطالبات صنفی کارگران و راه پیش رو
پرونده ویژه/ مطالبات صنفی کارگران و راه پیش رو

پرونده ویژه/ مطالبات صنفی کارگران و راه پیش رو

رضا شیرازی

حامیان نیروی کار، کارگران آگاه و فعالین کارگری که نسبت به فقر فرودستان بویژه کارگران ایران می اندیشند و به دنبال راه کار هستند به خوبی می دانند که تمامی مزدبگیران حق دارند از حداقل های زندگی برخوردار باشند. دستمزد شایسته، امنیت شغلی، مسکن مناسب و بیمه های درمانی و اجتماعی و داشتن اتحادیه از جمله این حداقل هاست.

نیروی کار ایران برای رسیدن به مطالبات اش ظاهرا راه درازی درپیش دارد. زیرا مطالبات صنفی نیروی کار با مسائل کلان جامعه در پیوند است؛ فضای امنیتی و یا فضای بازجامعه، امکان اعتصاب و اعتراض گسترده یا سرکوب پیچیده و آشکار اعتراضات کارگری، امکان سازمان یابی مستقل یا تسلط تشکلات کارگری رسمی در مراکز کار ، محدود کردن فعالیت فعالین کارگری و زندانی کردن آنان یا تشویق و حمایت از کارگران آگاه و فعال و امکان آزادی ،سانسور اخبار کارگری یا امکان فعالیت رسانه ای آزاد کارگری و … از جمله این مسائل کلان هستند. بنابر این نمی توان  مطالبات صنفی کارگران ایران را کاملا از وضعیت مطالباتی جامعه سوا کرد.

برای اینکه بتوانیم به طور روشن از مطالبات صنفی کارگران سخن گوییم شاید لازم است که در گام نخست چند پرسش را مطرح کنیم؛

پرسش های از قبیل اینکه؛ مبارزات صنفی در ایران تا چه اندازه ثمربخش است؟ طی سالهای گذشته مبارزات صنفی کارگران در ایران آیا دستاورد روشن و آشکاری داشته است؟ آیا افزایش واقعی دستمزد و تامین اجتماعی نیروی کار بطور واقعی تحقق یافته؟ امنیت شغلی و جانی چطور؟آیا نیروی کار ایران از حقوق اولیه همچون استخدام دائم و حق اعتصاب و تشکیل تشکلات مستقل برخوردار شده است ؟ آیا موفق شده است مسئله حقوق های معوقه را بنیادین حل و فصل کند؟

اگر پاسخ به تمامی پرسش های فوق منفی است اما در یک حالت باز هم مبارزات صنفی کارگران ایران دارای اصالت و از اهمیت برخوردار است. زیرا عدم وجود مبارزات صنفی کارگران هر سه بخش دولتی و شبه دولتی و خصوصی را ،در بهره کشی شدیدتر، بی حقوقی مضاعف تر و حق کشی ظالمانه تر بی پرواتر می کرد. از طرفی دیگر با وجود عدم امنیت شغلی و گسترده شدن قراردادهای سفید امضاء و موقت باز هم می بینیم که اعتراضات صنفی هرچند بطور تدافعی است هر چند که خصلت سراسری را فاقد است هر چند که هزینه زیادی برای کارگران فعال و رهبران میدانی نیروی کار به بار آورده است هر چند که باعث شده است که ده ها تن از فعالین کارگری به دلیل رهبری اعتراضات کارشان را از دست بدهند و حتی محاکمه شده و می شوند هر چند که تشکلات رسمی کارگری از این اعتراضات سود می جویند تا قدرت اشان را تثبیت کنند هر چند که مراکز قدرت بویژه قوه قضائیه ایران و وزارت تعاون و کار به صراحت رودرروی کارگران ایستاده اند. هر چند که بیش از ده میلیون نیروی کار ایران نه در تصمیم های کلان و نه در مسائل مربوط به قوانین کار و …،  در هیچ جا منافع اش تامین نمی شود. هر چند در پی مطیع و خاموش کردن کارگران هستند. هر چند که …، اما با تمامی این حق کشی ها، اعتراضات کارگران بی وقفه ادامه دارد. همین اعتراضات پی در پی نشان از نیاز شدید و غیرقابل انکار مطالبات واقعی نیروی کار است. سرشت این اعتراضات آرام است و مدنی و سازمان یابی آن کاملا از پائین است.

تشکلات رسمی کارگری در ایران همانطور که بارها گفتیم رویکرد دوگانه با اعتراضات صنفی دارند. البته به دنبال بهره برداری هستند و از طرفی به علت فشار بدنه کارگری این تشکلات راه چاره ای جز تمکین و ظاهرا همراهی با این اعتراضات را ندارند.

پرسش بعدی این است که در گسترش مطالبات صنفی نیروی کار ایران، کدامین عوامل نقش عمده را دارند؛ به نظر می رسد که که زمینه های عینی و ذهنی کاملا موثر هستند و البته سه محور کلیدی؛ آگاهی و همبستگی کارگران، تلاش رهبران عملی و واقعی کارگران ونابسامان تر شدن روند اقتصادی امکان اعتراضات صنفی را بیشتر فراهم کرده است.شاید بتوان دهها عامل ریز و درشت را برای رشد و گسترش اعتراضات صنفی کارگران ایران مطرح کرد. اما در یک نگاه کلان همان سه عنصر تعمیق آگاهی کارگران، اتحاد و همبستگی نیروی کار، رهبران میدانی اعتراضات، مطالب عمده رشد مبارزات صنفی کارگران است.

وقتی که عنصر آگاهی را مطرح می کنیم بطور عینی و واقعی برای یک کارگر طبقه بندی مشاغل، بیمه های درمانی و اجتماعی و مهمتر از هر چیز دیگری امنیت شغلی و جانی و امکان انتخاب رهبران واقعی اش در هدایت اعتراضات و چانه زنی با کارفرمایان دولتی و شبه دولتی و خصوصی امری حیاتی است. وقتی که کارگر می بیند که فساد ساختاری در ایران بیداد می کند و اقتصاد رانتی، نفتی و تجاری همه منافع و منابع ایران را به چوب حراج زده است. کارگر دیگر راضی نخواهد شد که حداقل هایش تامین نشود. کارگر دیگر حاضر نخواهد شد که تاوان بی تدبیری ها را بدهد تاوان حمایت های بی دریغ قانون از کارفرمای دولتی، شبه دولتی و خصوصی. کارگر راضی نخواهد شد که با فقر جانکاه دست  و پنجه نرم کند. کارگر راضی نخواهد شد که فرادستان ایران در ناز و نعمت، رفاه و آسایش غرق باشند اما آنان نتوانند مایحتاج یک زندگی ابتدائی را فراهم کنند. کارگر راضی نخواهد شد …

 

بعد از اشاره خلاصه به عوامل گسترش مبارزات صنفی لازم است قدری در باره مطالبات صنفی کارگران ایران سخن گفت.

در گام نخست می توان مطالبات صنفی نیروی کار ایران را اولویت بندی کرد. زیرا بدلیل انباشت مطالبات کارگران ایران می توان از دهها مطالبه سخن گفت. که هریک از آنها بخشی از نیاز واقعی کارگران ایران را پاسخ می دهد با این وجود به نظر می رسد که عمده ترین مطالبات کارگران ایران در حال حاضر به قرار زیر است؛

الف – امنیت شغلی و قرار داد دائمی کار و استخدام رسمی.

ب – دستمزد شایسته و واقعی.

ج – امنیت جانی در حین کار.

د- بیمه های اجتماعی و درمانی

ح- طبقه بندی مشاغل

ط – تشکل مستقل

موارد شش گانه فوق عاجل ترین نیاز کارگران ایران است. اما وقتی که ما بطور روزانه اخبار اعتراضات کارگری را در ایران دنبال کنیم مشاهده خواهیم کرد که سه مسئله عمده باعث حرکت های کارگری ست. به تعبیری دیگر هم اکنون مبارزات صنفی کارگران حول سه موضوع  است؛

1- گرفتن حقوق های معوقه

2- بیمه های کار

3- طبقه بندی مشاغل.

در حقیقت باید بتوان به این پرسش به درستی پاسخ داد که چرا کارگران در ایران در مداری بزرگ علیه قراردادهای موقت و سفید امضاء، برای دستمزد شایسته و امنیت جانی اشان اقدام نمی کنند؟ چرا شاهد حرکت های اعتراضی برای تشکلات مستقل نیستیم؟ اما برای گرفتن حقوق های معوقه خویش نه تنها خط تولید را می خوابانند حتی حاضرند اعتصاب هم بکنند.

کارگران ایران در مراحل ابتدائی مبارزات صنفی اشان هستند. به این معنا که جامعه ما از یکسو و نیروی کار آن از طرف دیگر انباشت تجربه در عرصه مبارزات صنفی گسترده و مداوم و سراسری را نداشته است. به همین علت جنبش کارگری ایران راه درازی در پیش دارد. زیرا مطالبات کارگران ایران از هر نظر به تعویق افتاده است. حال با درنظرگیری همین واقعیت و با توجه به اینکه نبض اقتصاد ایران در دستان بخش دولتی و شبه دولتی و بخش خصوصی است و آنان سلسله جنبان اقتصاد ایران هستند، با به تعویق انداختن مطالبات صنفی نیروی کار استراتژی مشخصی را پی گیری می کنند و آن مستهلک کردن تلاش های بی وقفه کارگران مبارز است.   به همین دلیل اکثر اعتراضات صنفی کارگران ایران بطور مستقیم یا غیرمستقیم با سیاستهای اقتصادی حاکمیت رودررو می ماند در این صورت می توان و باید با فشار همه جانبه و با تکیه به اعتصابات پی در پی در بخش های گوناگون نیروی کار، دولت را گام به گام به عقب نشینی وادار کرد. امری که ساده و آسان نیست. زیرا آن از تمامی اهرمهای قانونی و غیرقانونی، قضائی و امنیتی برای روند بی وقفه تولید در بنگاههای اقتصادی و کارخانه ها عظیم  و معادن بزرگ ایران استفاده می کند و به راحتی برنمی تابد تا وقفه ای در این روند بوجود آید.

 

جمع بندی؛

 

مبارزات صنفی کارگران ایران اگر طی سالهای آتی ثمربخش نباشد آنوقت با گره خوردن مطالبات صنفی و اجتماعی با خواسته های سیاسی جامعه، روند وقایع شکل و صورتی دیگر خواهد یافت وبه احتمال زیاد نیروی میلیونی کار ایران در فراز جنبش اجتماعی نقش محوری خواهد یافت.