سرخط خبرها
خانه / پرونده ویژه / پرونده ویژه/ مطالبات دستمزدبگیران، چالش ها، موانع و چشم انداز روشن آینده
پرونده ویژه/ مطالبات دستمزدبگیران، چالش ها، موانع و چشم انداز روشن آینده

پرونده ویژه/ مطالبات دستمزدبگیران، چالش ها، موانع و چشم انداز روشن آینده

نسرین هزاره مقدم

مطالبات نیروی کار در ایران، علیرغم زیرساخت های ناموزون و ناهنجار سیاسی، فرهنگی و اقتصادی، نسبت به سالهای پیش بسیار فرم یافته ترو منسجم تر شده است، اما راه همچنان، بسیار طولانی است. هنوز ابزارهای لازم برای مدون کردن این مطالبات و رسیدن به آنها فراهم نشده است.

تعریف و تقسیم بندی مطالبات:

مطالبات نیروی کار در ایران،از جنس مطالبات مدنی است. حجم و چگونگی این مطالبات مدنی گرچه متاثر از فضاها و تصمیم گیری های خرد و کلان سیاسی است، اما در شاکله اصلی، مسیر حرکت به سمت هدف کاملا مدنی است و غیر سیاسی . این مطالبات در  دو بخش عمده قابل تقسیم بندی است: مطالبات اقتصادی و مطالبات اجتماعی.

مطالبات اقتصادی زیرشاخه های ریز و درشت متفاوتی دارد و در گروه های شغلی گوناگون به شیوه های مختلفی دسته بندی می شود. اما به نظر می رسد در بین مطالبات اقتصادی، افزایش دستمزد پایه و تامین امنیت شغلی جزء مطالبات اولیه، زیربنایی و پایه ای است. در واقع، همین دو مطالبه اصلی، فصل مشترک مطالبات اقتصادی همه دستمزدبگیران ایران شامل، کارگران، معلمان و پرستاران است. به عبارتی، همه کسانی که نیروی کار خود را می فروشند، دو دغدغه اصلی مشترک دارند: از طرفی بالاجبار این نیروی کار را بسیار ارزان می فروشند و بسیار ناعادلانه هم ارزان می فروشند و از طرف دیگر، همین فروش ارزان نیروی کار هم تضمین نمی شود، اخراج، تعدیل و نابسامانی های شغلی بسیاری همیشه در کمین نشسته است.

با توجه به وضعیت فعلی تورم و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی، همه دستمزدبگیران ایران به ضرس قاطع بسیار پایین تر از خط فقر زندگی می کنند. در چنین شرایطی، افزایش دستمزد پایه و مطالبه امنیت شغلی (قراردادهای دائم به جای قراردادهای سفید و یا موقت برای کارگران و استخدام رسمی برای معلمان آزاد و حق التدریس) می تواند دو محور اصلی حرکت باشد. گرچه زیر و بم حرکت در زیر شاخه ها و زیرگروههای شغلی مختلف با توجه به سازکارها و ضوابط شغلی مختلف، متفاوت است و بالطبع، راهکارها و برنامه ریزی های متفاوتی می طلبد، اما یک شعار واحد مشترک، سرلوحه حرکت است: همه دستمزدبگیران ایران دغدغه معیشت دارند.

و اما در مورد مطالبات اجتماعی، باید گفت پاشنه آشیل نهادهای قدرت که هم استبداد محور هستند و هم در منافع اقتصادی بازار کار شریکند یا به عبارتی رانت خوارند، مطالبه جمعی آزادی های اجتماعی توسط نیروی کار است. چرا که ما در ایران، شاهد پیوند ناگسستنی ثروت و قدرت متمرکز مستبد هستیم. در نتیجه حرکت جمعی و تشکل یابی، نه تنها در تعارض با منافع سیاسی تمامیت خواهان است بلکه معمولا در تضاد با منافع اقتصادی آنها هم هست. چه کسی می داند که واگذاری مدارس به بخش خصوصی یا هیات امنایی به طور مستقیم یا غیر مستقیم در راستای منافع چه گروههایی است یا این که قرارگاههای سپاه در نقش عاملان اقتصادی نیروهای نظامی و امنیتی که بازوها را تا مفرغ در اموال کارگران فروبرده اند، در اندیشه بلعیدن کدام پروژه های اقتصادی دیگر هستند. به همین دلیل است که همه اعتراضات جمعی کارگران سریعا با مداخله نیروهای امنیتی مواجه می شود. بنابراین نظام سرمایه داری در ایران، حالت عجیب و مغلوطی دارد و اینها همه نشان می دهد که معادلات سنتی سرمایه و نیروی کار در فضای فعلی اقتصادی و سیاسی تب آلود و بیمار ایران به راحتی جواب نمی دهد. ما باید روی محورهای مختصات شدیدا منحصر به فرد خودمان حرکت کنیم و راهکارها را براساس همین مختصات ارائه دهیم.

اما با همه این تفاصیل باید گفت  مطالبه آزادی اجتماعات، تشکل یابی و ایجاد اتحادیه ها و سندیکاها برای همه دستمزدبگیران، یک مطالبه صد درصد مشترک ، همگانی و یکسان است و شاید بتوان گفت تنها راهکار موفقیت و مقابله با ترفندهای زیرکانه، تهدیدها و وعده های توخالی طرف مقابل نیز هست.

موانع موجود:

موانع را در چند دسته کلی می توان دسته بندی کرد:

1- فضای امنیتی جامعه و فقدان زیرساخت ها و بسترهای مناسب

بدیهی است که کارسندیکایی و صنفی در ایران، چندین و چند برابر حتی نسبت به برخی  کشورهای منطقه دشوارتر است. شکستن این فضای سخت و به ظاهر خلل ناپذیر، ممکن است اما پیگیری، استمرار، همبستگی و دانایی می طلبد. هرچه حرکت، جمعی تر و گسترده تر باشد، هزینه ها کاهش می یابد و مسیر حرکت، فراخ تر می شود.

2- کمبود تشکل هاو نهادهای نمایندگی واقعی و مستقل

نمی توان گفت در ایران ، هرگز تشکل واقعی و مستقل نداشته ایم. تاریخ جنبش معلمان و کارگران در همین ده ساله اخیر، نقیض این گفته را ثابت می کند. اما آن چیزی که امروز داریم، در کلیت خود، ضعیف و ناتوان است. این ضعف و ناکارآمدی تشکیلاتی هم به دو شکل خودش را نشان می دهد:

برخی از تشکل ها گرچه گسترده و پرکار هستند اما مستقل نیستند. یعنی به نهاد های قدرت و ثروت، وابستگی ساختاری دارند. برای مثال شوراهای اسلامی کار به دلیل عدم استقلال از سویی و افزایش قدرت اعتراضی کارگران از سوی دیگر، ماهیتی دوگانه دارند. به عبارتی، گرچه در مواقعی همراستا با منافع کارگران و اعتراضات آنها عمل می کنند، اما سر بزنگاه، همان اعتراضات را در نطفه خفه می کنند. برای نمونه می توان به اعتراضات کارگران واگن پارس اراک اشاره کرد. یا می توانیم از انجمن های اسلامی معلمان مثال بزنیم که گاها عملکرد خود را به طرفداری از یک جناح سیاسی خاص محدود می کنند و موتور محرکه پیگیری مطالباتشان با قدرت گیری جناح های مختلف، به طور خودکار، کند یا تند می شود. این گونه تشکل های غیر مستقل، اصالت ماهوی نهادهای نمایندگی واقعی را ندارند و نمی توانند در راستای تحقق منافع جمعی نیروی کار عمل کنند.

برخی دیگر از تشکل ها، مستقل هستند اما متاسفانه واقعی نیستند. به عبارتی نه گسترده هستند و نه ارتباط چندانی با بدنه دارند. این سازمانها، در زیر بار تفکرات ایدئولوژیک، تندروانه و انزواطلبانه، دور از بدنه به حرکات منفعلانه تئوریک و لفظی مشغولند و کاملا فاقد مفهوم واقعی تشکل هستند. تشکل واقعی الزاماتی دارند از جمله، لزوم جلسات مرتب ادواری و از همه مهمتر حضور اعضای واقعی، یعنی شاغلان صنف، در بدنه و راس تشکیلات.

گرچه نمی شود گفت تشکل واقعی نداریم اما مشکل اصلی، کمبود وعدم گستردگی این تشکل هاست. ریشه این مشکل چند وجهی هم با خیلی از کمبودها و ضعف های ساختاری اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در پیوند تنگاتنگ است. این شرایط باعث می شود که متاسفانه خیلی از افرادی که در تب عمل می سوزند و قصد وارد شدن به میدان را دارند، عطای تشکل های غیر واقعی را به لقای آن ها می بخشند و ترجیح می دهند در همان تشکل های غیر مستقل اما حاضر در صحنه فعالیت کنند. چرا که به درستی معتقدند دو صد گفته چون نیم کردار نیست.

3- انباشت مطالبات:

به نظر نگارنده، انباشت مطالبات یکی از اصلی ترین مشکلات و موانعی است که معمولا نادیده گرفته می شود. در طول سالها، مطالبات صنفی و کارگری، آنچنان روی هم انباشته شده که در هر حرکت اعتراضی با کورانی از مطالبات مواجهیم. برای مثال، در اعتصاب غذای کارگران ایران خودرو بیش از ده مطالبه اصلی مطرح می شود. این انباشت مطالبات، راه فرار به جلو را برای کارفرما باز می گذارد. به عبارتی، در شرایطی که حرکت گسترده و همگانی می شود و کارفرما پی می برد که تهدید و ارعاب دیگر جواب نمی دهد، برای فرار از پاسخگویی، سهل الوصول ترین و راحت ترین مطالبه را برمی گزیند و پاسخ میدهد و پاسخ به باقی خواسته ها را به آینده ای نا مشخص (بعد از پایان اعتصاب یا اعتراض) موکول می کند. برای مثال، در ایران خودرو پاداش تولید را به صورت نصفه نیمه به حساب کارگران واریز می کنند اما مطالبه اصلی که همان افزایش مزد پایه است، در مرحله اول نادیده گرفته می شود. خوب راهکار چیست؟ راهکار می تواند این باشد که یک سیستم سلسله مراتبی مطالبات داشته باشیم و مطالبات را به ترتیب مطرح کنیم. در واقع اصلی ترین و مهم ترین مطالبه، شرط برقراری مذاکره و خاتمه اعتراض عنوان شود. این یک اصل مهم سندیکایی است که در هر اعتراض واحد، از اصلی ترین و ضروری ترین مطالبه شروع کنیم، روی آن پافشاری کنیم و در صورت پاسخ گرفتن، قدم به قدم جلو برویم. در این صورت، امکان سوء استفاده، تفرقه افکنی و خاموش کردن اعتراضات قبل از حصول به نتیجه، کاهش می یابد.

4- عدم همگرایی و اتحاد:

در شرایط فعلی بیش از هر زمان، اتحاد و همگرایی لازم است. اگر همه دستمزدبگیران بر سر مطالبات مشترک به یک همگرایی حداقلی برسند، به راحتی یک معلم به جرم فعالیت صنفی بیش از پنج سال در زندان نمی ماند یا یک کارگر معدن بافق که اتفاقا رئیس شورای شهر هم هست، به خاطر اعتصاب صنفی با اتهام امنیتی مواجه نمی شود.

این که موانع این همگرایی چیست، بحث بسیار گسترده ای است اما در لزوم آن تردیدی نیست. بنابراین، بازه این همگرایی حتی می تواند از دایره سندیکاهای کارگری و تشکل های معلمان هم فراتر برود و نهادها و انجمن های مردم نهاد فعال در زمینه مطالبات برابری خواهانه و عدالت محور مثل انجمن های فعال در زمینه کودکان کار یا انجمن های فعال آموزشی در مناطق محروم را هم در بر بگیرد. هر چه مطالبه جمعی تر باشد، سریعتر، کم هزینه تر و گسترده تر به نتیجه می رسد.

…………………………………………………………………….

چشم انداز پیش رو:

با همه این توصیفات، فضا اصلا تیره نیست، بلکه نکات مثبت فراوانی هم وجود دارد. ما حداقل در ده سال گذشته، تاریخ پربار جنبش سندیکایی را تجربه کرده ایم، سالهای دراز تحربه و آزمون و خطا را پشت سر داریم. امروز هم نقاط قوت و امید، بسیار است. کارگران رهبران میدانی و عملی خود را پیدا کرده اندو اعتراضات هر روز گسترده تر می شود، هر حرکت اعتراضی هم موتور محرکه حرکت بعدی است، معلمان در حجم انبوه به صحنه آمده اند و پس از نامه نگاری های بی پاسخ فراوان، امروز به تحصن و اعتراض گسترده می اندیشند. این ها همه، محصول آگاهی صنفی و تلاش های فعالان است. هر چه  بیشتر کار رسانه ای و آموزشی در زمینه دانش راهبردی و سندیکایی (نه تئوریک صرف) انجام دهیم، هرچه همبسته تر و متحدتر حرکت کنیم و هرچه نگاهمان را به سمت فعال شدن و نقش آفرینی تغییر دهیم، امیدها باز هم بیشتر می شود و راه ما به سمت مقصد، نزدیکتر.

یک نظر

  1. درود راه همین است لب مطلب را ادا کرده اید وکار یعنی همین پیکار سازمان یافته وخردمندانه با استفاده از تمام ابزارهای تشکیلاتی وتبلیغاتی در گسترده ترین شکل ! حمایت لجستیکی وتامین منابع مالی وکمک گیری از تمام ظرفیت های خبر رسانی در مقابل سانسور کامل حاکم وکادر سازی وتربیت نیروی کارگر خبرنگار معلم خبر نگار دانشجوخبرنگار وزنان ودختران خبر نگار در عرصه های خاص زنان میهن که هر کس در هر کجا هست وهر فساد وظلم وستمی را می بیند به اردوی بزرگ ستم دیدگان گزارش کند وجوسنگین ترس ویاس را بشکند . بر جو ترس ودودستگی وحاشیه پردازی وخود بزرگ بینی غلبه کنیم عرصه پیکار را از تمامیت خواهان ودروغپرداران پاک کنیم وهر کس را که در جهت واگرایی وتهمت زنی وتفرقه افکنی می رود شناسایی کرده وته وتوه کارش را در بیاوریم امروز جنبش ما فقط وفقط به سازماندهی وسازماندهی وسازماندهی نیاز دارد .انهم در عرصه های شبکه ای وافقی که کسی بر دیگری فرمان نراند وهمه مبارزان هم ارز یکدیگر وبه نسبت توانایی وابتکار واستعداد وعلاقه مندی کار را به پیش برند . به سوی دوران خوش پیکار در حال حرکت هستیم .قدر تمام این لحظات با شکوه را بدانیم وبر نیروی پیکار گری خویش بفزاییم .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*