سرخط خبرها
خانه / پرونده ویژه / پرونده ویژه/ مطالبات و اعتراضات صنفی معلمان، موانع و تنگناها (قسمت دوم)
پرونده ویژه/ مطالبات و اعتراضات صنفی معلمان، موانع و تنگناها (قسمت دوم)

پرونده ویژه/ مطالبات و اعتراضات صنفی معلمان، موانع و تنگناها (قسمت دوم)

“عدم تشکل یابی صنفی مستقل معلمان در ایران”

قسمت دوم: ویژگی‌های تشکل صنفی مستقل

جعفر ابراهیمی- معلم

با شروع سال تحصیلی جدید و اعمال سیاست‌های انقباضی دولت روحانی و عدم توجه این دولت به معضلات آموزش و معلمان ما شاهد شکل‌گیری دور جدیدی از اعتراضات در سال جاری بوده‌ایم که با نامه‌نگاری‌های جمعی شروع و به تحصن و اعتصابات سی آذر و اول دی در برخی نقاط ایران منتهی گردید. این اعتراضات اگرچه در به لحاظ پراکندگی در سراسر ایران رخ داد اما یک تحصن منسجم سرتاسری نبود و بیشتر معلمان مناطق محروم مانند کردستان در آن پیشتاز بودند حتی بنابر شنیده‌ها در مناطق حاشیه تهران مانند شهر قدس، شهریار، اسلامشهر و … نسبت به شهر تهران گسترده‌تر بوده است. بی شک فقدان حمایت تشکل‌های موجود یکی از علل عمده فراگیر نشدن این اعتراضات بوده است.

همان‌طور که در قسمت اول این یادداشت اشاره نمودم موانع موجود در راستای تحقق مطالبات یک وجهی نبوده و عوامل متعددی در عدم تحقق مطالبات نقش دارند که نقش عوامل ساختاری در عدم شکل‌گیری تشکل مستقل بسیار تعیین‌کننده است.  در شرایط کنونی وضعیت معلمان را تنها در یک رابطه دیالکتیکی میان ساختارهای کلان با نظام آموزشی و تأثیر آن بر وضعیت معلمان می‌توان تبیین نمود و نمی‌توان حل تضادها و چالش‌های پیشرو معلمان را در خلأ و بدون در نظر گرفتن ارتباط متقابل این ساختارها موردبررسی و ارزیابی قرارداد.

در این یادداشت می‌کوشم ویژگی‌های یک تشکل صنفی مستقل را موردبررسی قرار دهم و در یادداشت بعدی نشان خواهم داد که چگونه اکثریت تشکل‌های موجود در عرصه اجتماعی برخلاف منافع جمعی و در راستای منافع باندی و گروهی عمل می‌نمایند و خود این تشکل‌ها به مانعی برای تحقق مطالبات بدل می‌گردند. به‌زعم نگارنده یک تشکل صنفی برای آنکه مستقل باشد بایستی واجد اصول و شرایط ساختاری و محتوایی زیر باشد تا بتواند بدنه بخشی از معلمان را نمایندگی نماید:

اصل اول/ استقلال از بلوک‌های قدرت و ثروت: این اصل بر این نکته تأکید دارد که انجمن‌ها و تشکل‌ها و کانون‌ها، با هر مرامنامه و اساسنامه‌ای که شکل می‌گیرند بایستی مستقل از جناح‌های قدرت و ثروت باشند و به خاطر واکنش(موافق/مخالف) به هیچ‌یک از بلوک‌های قدرت به وجود نیامده باشند. این مسئله به معنای آن نیست که تشکل‌های صنفی و اعضایشان حق ندارند رویکرد سیاسی داشته باشند اما این رویکرد سیاسی نباید از دریچه و زاویه جریانات سیاسی باشد بلکه بایستی ناظر بر حقوق صنفی و طبقاتی معلمان باشد.

تشکلی مستقل است که به لحاظ منابع مالی و اقتصادی نیز از بلوک‌های ثروت و قدرت مستقل باشد و مکانیزمی شفاف برای جذب منابع داشته باشد طبیعی است تأمین مالی تشکل توسط اعضا از طریق پرداخت حق عضویت و سایر مکانیزم های مورد تأیید اعضا در همین راستا مؤثر است.

از سوی دیگر تشکل یابی مستقل صنفی یک حق طبیعی و بدیهی در عرف بین‌المللی و حتی قوانین جاری کشور است و نمی‌توان این حق را به اتکای برچسب تشکل مجوزدار از سایرین سلب نمود. معلمان در هرکجا و هر زمان حق‌دارند و می‌توانند تشکل‌ها و انجمن‌های مستقل خود را به وجود بیاورند و درروند تحولات نقش فعالی داشته باشند در همین راستا تأکید برخی تشکل‌های موجود بر برچسب تشکل مجوزدار به‌نوعی مانع‌تراشی برای ایجاد تشکل‌های مستقل تلقی می‌گردد.

اصل دوم/ دموکراتیک و مشارکت پذیر بودن : یک تشکل صنفی مستقل بایستی دارای ساختاری دموکراتیک باشد، تشکل‌هایی که در ساختار اساسنامه خود به‌نوعی مکانیسم‌های انتخابات دموکراتیک را مسدود نموده‌اند یا به آن تن نمی‌دهند و یا در شرایط عضویت خود موانعی حداکثری با قیدهای ویژه برای عضویت قرار داده‌اند نمی‌توانند مشارکت معلمان را جلب نمایند. داشتن فرم دموکراتیک به‌تنهایی نمی‌تواند مفید باشد بلکه یک تشکل دموکراتیک باید در راستای آزادی بیان، آزادی مشارکت‌های اجتماعی، آزادی و حق تشکل یابی مستقل و تمام دستاوردهای دموکراتیک بشری حرکت نماید. طبیعی است یک تشکل صنفی قرار نیست تمام عرصه عمومی را دگرگون نماید ولی باید در چارچوب صنف خود به تمام الزامات دموکراتیک واقف باشد و برای اشاعه آن بکوشد.

اصل سوم/ برخورداری از برنامه راهبردی مستقل: یک تشکل صنفی در ابعاد مختلف بایستی دارای رویکرد راهبردی و بلندمدت به مقوله و مشکلات آموزش و معلمان داشته باشد و فراتر از دولت‌ها برای تحقق برنامه‌های خود تلاش نمایند. و استراتژی و تاکتیک‌های خود را با چرخش باندهای قدرت تغییر ندهند. این برنامه‌ها بایستی جامع باشد و مسئله حقوق صنفی را به موضوع معیشت و دستمزدِ معلمان تقلیل ندهند. این راهبردها بایستی در کنار معضلات و مسائل صنفی معلمان، به مسئله حقوق دانش آموزان، آموزش کیفی و برابر، مسئله محتوای آموزشی و رفع تبعیض در ابعاد مختلف طبقاتی/جنسیتی/عقیدتی/قومی در نظام آموزشی توجه داشته باشد و ضمن ارائه برنامه مطلوب برای بخش بخشِ نظام آموزشی، برای تحقق برنامه‌هایش نقشه‌ی راه مشخص ارائه نماید. یک تشکل نمی‌تواند ادعای نقد نظام فعلی آموزشی را داشته باشد اما در مورد ریشه‌ها و علل ناکارآمدی آن پژوهش و تحقیق جدی نکرده باشد.

اصل چهارم/ تعامل و ارتباط سازنده با سایر بخش‌های جامعه : یک تشکل صنفی مستقل که می‌خواهد بخشی از تحولات مرحله جنبش دموکراتیک مردم ایران باشد، بایستی با سایر بخش‌های جنبش سراسری ارتباطی متقابل و سازنده داشته باشد در این میان وضعیت طبقاتی سایر جنبش‌ها و نوع مطالبات آنان و میزان پایبندی آن‌ها به اصول دموکراتیک به‌عنوان شاخص‌هایی برای اتحاد می‌تواند مدنظر تشکل‌های مستقل صنفی باشد.

به‌عنوان نمونه معلمان به‌عنوان نیروی­کار بخش آموزش با کارگران به‌عنوان نیروی کار بخش تولید و خدمات و نیز با بهیاران و پرستاران به‌عنوان نیروی کار بخش سلامت و بهداشت در یک هم سرنوشتی قرار دارند و چاره‌ای جز اتحاد و حمایت از این جنبش‌ها ندارند. از سویی اگر تشکلی ادعای مبارزه با انواع تبعیض و نابرابری دارد بایستی با مطالبات جنبش زنان در عرصه نفی تبعیض جنسیتی پیوند بخورد. به اتکای این اصل مطالبات صنفی معلمان با سایر بخش‌های جامعه پیوند می‌خورد و حالتی پویا به ساختار تشکل می‌بخشد. استفاده از تجربه دیگر بخش‌های جامعه و جلب حمایت آن‌ها حداقل‌هایی است که معلمان به اتکای این اصل به دست می‌آورند در این میان تجربه‌ها و دستاوردهای جنبش کارگران و زنان برای معلمان می‌تواند  مفید و رهگشا باشد.

بی‌شک می‌توان در کنار اصول فوق به اصول دیگری نیز اشاره نمود تا نقاط افتراق یک تشکل صنفی مستقل با یک تشکلی که عملاً وابسته به یکی از باندها و بلوک‌های ثروت و قدرت است بیشتر مشخص گردد.

 

توضیح:

قصد داشتم در پاسخ به فراخوان سایت معلم و کارگر برای بررسی موانع و تنگناهای تحقق مطالبات صنفی با تأکید بر فقدان تشکل‌های صنفی یادداشتی بنویسم اما نوشته‌هایم  به یک مقاله طولانی بدل شد به‌ناچار آن را به چند قسمت کوتاه تقسیم نمودم تا همکاران و خوانندگان  را زیاد خسته نکنم. این یادداشت‌های کوتاه در کنار هم نشان می‌دهند که چگونه در غیاب تشکل یابی مستقل صنفی معلمان حقوق و مطالبات صنفی معلمان محقق نمی‌گردد بی‌شک تحلیل نگارنده بی‌نقص نیست بخصوص در بخش‌هایی که به‌نقد تشکل‌های موجود پرداخته‌ام امیدوارم این یادداشت‌ها زمینه‌ای برای گفتگو میان فعالان و برخی تشکل‌ها را فراهم نماید.

6 نظر

  1. در پاک ترین دولت که معاونش در زندان است حدود 800 میلیارد دلار از بین رفت قیمت نفت 180 دلار بود صندوق ذخیره ملی که اقای خاتمی تحویل احمدی نژاد داد پر بود ولی هنگام تحویل به روحانی صندوق خالی بود نه جانم همه این بد بختی ها از همان پاک ترین دولت به قول خودشان است در زمان اقای خاتمی قیمت نفت تا8 دلار هم رسید ولی وضع جامعه از حالا بهتر بود

  2. درودبرشرف احمدی نژادووزیربالیاقتش حاجی بابائی

    • برادر عزیز تمام بدبختی ما از سیاست های اشتباه دولت قبل است،کارهای کارشناسی نشده مثل تغییر نظام آموزشی دوره ابتدایی و… .
      مصیبت امروز ما میراث باقیمانده از دولت قبلی است،با این حجم اختلاس و فساد اقتصادی که روز به روز اخبارش به گوش میرسد.

      • خواهرگرامی اتفاقاکارهای وزیرقبلی بسیارکارشناسی شده بود.ولی متاسفانه مسئولین فعلی تمام بی عرضگیهاوکم کاری های خودرابه پای دولت قبلی می نویسند.برفرض دولت قبلی دزدوخائن بوداین پیرمردها چه کاری کرده اند؟آموزش وپرورش درحال حاضرباشتاب تمام به سمت قهقرامی تازد.این فلاکت تاریخی است وحاصل تبعیض دولت مردان است.تبعیضی که معلمان راناچاربه تحصن واعتراض کرده است

      • كاملا موافقم

      • من با فرمايشات ناهيد موافقم