سرخط خبرها
خانه / معلمان / کارگر فریاد کن (پیام رسول بداقی از زندان رجایی شهر برای کارگران ایران)
کارگر فریاد کن (پیام رسول بداقی از زندان رجایی شهر برای کارگران ایران)

کارگر فریاد کن (پیام رسول بداقی از زندان رجایی شهر برای کارگران ایران)

کارگر فریاد کن!

سحرت نزدیک است.

این هیولای ستم، از مترسک بیش نیست.

خواهد آمد روشنی

در پی ما

فریاد کن، فریاد کن.

 

می زند تاریخ بر ما نهیب

عمر بیدادگری به سرآمده است.

کوه و دریا می کند فریاد

خونهای ریخته، به جوش آمده ست.

کودکان پدر از دست داده ی دیروز قد برافراشته اند.

مردم به خروش آمده اند.

 

نه تو تنهایی، همه شلاق خورده ی بیدادگرانیم.

خونهای ریخته

دل های شکسته

پابرهنگان

رنج کشیدگان

سرهای بر دار شده

ما را به کمک می خوانند.

 

ای بغض فرو خورده ی لب دوختگان

در گوش بیداد زمان

در گوش این خودکامگان

فریاد کن، فریاد کن.

 

هر شهید خفته را از قلب گوری بی نشان

زاندیشه ی بیدار خود آگاه کن، آگاه کن.

ای تن خسته ی تاراج شده

ای دل یغما شده ی رنج نشان

فریاد کن، فریاد کن.

 

آن سوی تاریخ ستم

بی نهایت ناله می آید به گوش

نباید

کودکان این وطن

بردگی از ما به میراث برند.

فریاد کن، فریاد کن.

 

نباید گورمان

شرمگین باشد از آیندگان

فریاد کن، فریاد کن.

تقدیم به کارگران ایران زمین که قلبشان از استبداد آکنده از بغض و دستشان از ستم پینه بسته است.

رسول بداقی – زندان رجایی شهر نوزدهم بهمن 93