سرخط خبرها
خانه / معلمان / کانونهای صنفی معلمان ایران چه می خواهند؟
کانونهای صنفی معلمان ایران چه می خواهند؟

کانونهای صنفی معلمان ایران چه می خواهند؟

یادداشتی از رسول بداقی

توضیح: این یادداشت حدود یک سال پیش در وبلاگ حقوق معلم به چاپ رسیده است

بر کسی پوشیده نیست که هر صنف از جامعه از مشکلات صنف خود بیشتر آگاه است تا اصناف دیگر،بنا براین معلمان بیشتر از هر صنف دیگری از مشکلات آموزش و پرورش،دانش آموزان و  آموزگاران آگاهی دارد. معلمان ایران همواره دغدغه ی تعلیم و تربیت کشور را به دوش داشته اند.این دغدغه از سالهای پس از  76 به طور گسترده تر و منسجم تر در قالب کانونهای صنفی معلمان خود را نشان داد.به طوریکه امروزه با وجود فشارهای گوناگون امنیتی ،شغلی و جانی بالغ بر 45 تشکل صنفی در شهرها و استانهای گوناگون کشور به طور آشکارا و قانونی فعالیت خود را به نام شورای هماهنگی،شورای مرکزی و دبیرخانه ی شورای هماهنگی ادامه می دهند.این تشکلها چه در دوران خاتمی و چه در دوران احمدی نژاد با سرکوبهای تند و تند تری روبه رو بوده اند که حکایت سرکوبها مثنوی هفتاد من کاغذ است.تهدید ،تحقیر ،ارعاب، آزار ،سرکوب ،چماق،بازداشت انفرادی و عمومی،زندانهای طولانی مدت،اخراج وانفصال از خدمت به طور گسترده در شهرها و حتی روستاها ی دور افتاده از جمله رفتارهایی بوده است که تا کنون حکومت جمهوری اسلامی در حق این قشر تاثیرگذار ،آگاه ،فرهیخته و شریف روا داشته است.اما پرسش این است که:

این ستمها و بیدادگریهایی که حاکمیت به نا حق بر این انسانهای شریف روا داشته به چه خاطر بوده است؟مگر معلمان ایران چه می خواهند؟از دیدگاه نگارنده از آنجایی که معلمان یکی از مردمی ترین گروه های اجتماعی  هستند که خواسته هایشان خواسته ی مردم،آرزوهایشان آرزوی مردم  و آرامش و آسایش آنان همانا به آرامش و آسایش مردم وابسته است لذا بزرگترین مشکل حاکمان ،مردمی بودن و مورد اعتماد بودن معلمان است.گستردگی جغرافیایی ،آگاهی اجتماعی ،اعتماد مردمی ،همدردی و همزبانی آنان با مردم ارتباط نزدیک آنان با مردم و در دست داشتن بیشترین نیروی مردمی یعنی دانش آموزان از جمله توانایی هایی است که معلمان دراختیار دارند و همین مسائل حاکمان را نگران کرده است.آنچه معلمان در طول دهه های گذشته از حاکمان خواسته اند همانا اعاده ی حقوق مردم بوده است که گاهی این حقوق مردم با حقوق معلمان همراهی و پیوند داشته است.سوای از وظیفه ی انسانی که معلمان نسبت به فرد فرد دانش آموزان جامعه ی خود  دارند ،معلمان با افزون بر یک میلیون تن جمعیت خود دست کم یک میلیون فرزند در سر کلاسهای درس دارند و اگر بخواهیم بستگانشان را به شمار آوریم رقم قابل ملاحظه ای از جمعیت دانش آموزی کشور را به خود اختصاص می دهد.آیا یک معلم می تواند با توجه به وظیفه ی اجتماعی، انسانی و خانوادگی که نسبت به سرنوشت دانش آموزان وطن خود دارد بی تفاوت در گوشه ی عافیت،آرام؛ بنشیند؟باید پرسید آیا بخش مهمی از سرنوشت زندگی،خوشبختی یا بدبختی فرد و جامعه در پشت میز و در کلاس درس رقم نمی خورد؟به طور خلاصه می توان عمده مشکلات و مسائل پیش روی مسئولان درباره ی  آموزش و پرورش کشور را به چند دسته زیر تقسیم کرد:

 

1-جلب اعتماد معلمان 2-تدوین کتب درسی 3-شیوه ی معرفی و  ارائه ی مذهب به دانش آموزان  4-مشکل دروس ورزش و هنر در مدارس  5-اصل سی ام قانون اساسی 6-سیاست زدگی و علم گریزی در نظام تعلیم و تربیت کشور

1-جلب اعتماد معلمان: کار معلمی کاری پرورشی،فرهنگی،کیفی ،فکری وجدانی و هنری ست از ویژگی های این هنر و اندیشه بلند مدت بودن و تا اندازه ای پنهان بودن است.شیوه ی کارکرد معلمان و آموزگاران را نمی توان در کوتاه مدت و بطور خاص و با معیارهای عددی و ظاهری و کمی ارزیابی کرد.کار آمدی یا ناکارآمدی معلمان پس از 12 تا 20 سال  در کل جامعه خود را نشان خواهد داد. ارزش کار معلمی به ارزشی  برمیگردد که جوامع برای نوع انسان و جامعه قائل هستند.ناکارآمدی معلمان کاری ناخودآگاه و گریز ناپذیر است که می تواند برخواسته از نارضایتی معلم باشد.در بیشتر موارد،نارضایتی اجتماعی معلم بطور ناخودآگاه تبدیل به سیلاب  ناهنجاری شده و دانش آموز را با خود می برد.جامعه ای که بخواهد شهروندان سالمی داشته باشد باید مادران و معلمان سالمی داشته باشد.

معلمان آخرین زنجیره ی اجرایی برنامه های آموزشی و پرورشی سیستم تعلیم و تربیت هستند که مستقیما باید مجری طرحهای سیستم باشند.همه ی فعالیت کنندگان پشت پرده ای که برای اجرای طرح های آموزش و پرورش فعالیت می کنند اگر کارشان را صد در صد هم درست انجام دهند اما معلم به آن طرحها بی اعتنا باشد،همه ی طرح ها به هدر خواهد رفت.از اینرو باید میان معلم و حکومت اعتماد حاکم باشد نه تنبیه و مجازات.

2-تدوین کتب درسی:در فرایند آموزش و پرورش کتابها ی درسی یکی از ابزارهای انتقال تمدن، فرهنگ،تجربه، آداب،تکنولوژی و بسیاری از علوم بشری می باشد.پرسش این است که چرا این کتابها سال به سال از حجم و محتوایشان کاسته می شود؟و طول سال تحصیلی نیز از 9 ماه در سال عملا به 4 تا 5 ماه کاهش می یابد؟چرا مدرسه و علم و دانش قربانی انتخابات سیاسی کنکور و کمبود بودجه می شود از دید نگارنده دوره  4 ساله ی متوسطه در هر کدام از رشته ها ی تحصیلی از لحاظ محتوا فقط کار یک دوره ی 6 ماهه ی فشرده است که آموزش و پرورش سالانه با صرف صدها هزار میلیارد تومان و میلیونها نیروی انسانی آموزش دیده و در طول 4 سال دوره ی متوسطه آنرا آموزش می دهد که هم عمر جوانان را هدر داده و هم بودجه ی کشور را نابود می نماید.دانش آموزان در پایان دوره ی 4 ساله از کمترین دیدگاه ادبی ،اجتماعی،علمی،فلسفی جامعه شناختی،عمومی و حتی فنی و حرفه ای برخوردار نیستند.

3-شیوه ی معرفی و ارائه ی مذهب به دانش آموزان: اگر یکی از کارکردهای دین را در جامعه تهذیب نفس،پاکی ،پرهیزکاری و روشی برای جلوگیری از افراد در انجام کارهای غیر اخلاقی بدانیم و با توجه به اینکه 34 سال است که در مدارس ایران علوم دینی در سطح گسترده و با حساسیت ویژه ای تدریس می شود نه تنها بزهکاری،دروغگویی،کلاهبرداری و انواع رفتارهای خلاف اخلاق در جامعه کاهش نیافته بلکه دهها برابر نیز افزایش داشته است.اعدامها،زندانها و قطع عضو نیز  نتوانسته است جلوی افزایش بزهکاریها را بگیرد .از این فراتر رفتارهای غیر اخلاقی در میان یقه سفیدها و کسانی که ظاهرا مورد اعتماد حکومت هستند و متعهدین به اصول صدها برابر بیشتر از دیگران است.از طرف دیگر نگاه به گذشته و بررسی عملکرد هر سازمان یا به اصطلاح مدیریتی،کنترل سازمان برای ارزیابی و بازخورد رفتارها برای کارآمدی سازمانها و نهادها یکی از شیوه های اصول مدیریت است از اینرو لازم است حاکمان به این نکته توجه کنند که آیا انسان موجودیست که در شرایطی که نیازهایش برطرف نشده بدون توجه به دین و آموزه های اخلاقی برای برطرف شدن نیازهایش دست به خلاف می زند؟یا اینکه سیستم آموزش و پرورش و شیوه ی آموزش دین دچار اشتباه شده است؟ در هر صورت باید یا نخست در پی برطرف کردن نیازهای افراد جامعه بود سپس به آموزش دین پرداخت یا آنکه در شیوه ی آموزش دین در مدارس تجدید نظر کرد.

4-مشکل دروس ورزش و هنر در مدارس: همانطوری که همکاران ارجمند(معلمان) می دانند ورزش و هنر در مدارس تبدیل به ساعت بیگاری شده است. همگان به نقش ورزش و هنر در پالایش و سلامتی جسم و روح انسان آگاهی دارنداما با کمال تاسف سیاست کلان آموزش و پرورش این نیاز و ضرورت را تشخیص نمی دهد.به رغم تاکید بزرگان بر اهمیت ورزش و هنر این رشته ها در سیستم آموزش و پرورش ایران تعطیل شده اند.جدی نگرفتن ورزش و هنر در مدارس ابتدایی راهنمایی و دبیرستان یکی از بزرگترین اشتباهات است

5-اصل سی ام قانون اساسی:غیر دولتی کردن تعلیم و تربیت یکی دیگر از ستمهایی ست که در حق مردم روا می دارند.قانون اساسی میثاق مردم و حاکمان است.آنهایی که خود را پاسبان حقوق مردم و مجری قانون می دانند گاهی خوداز بزرگترین قانون شکنان هستند.اصل سی قانون اساسی هرگونه خصوصی سازی آموزش و پرورش را ممنوع دانسته است اما می بینیم که نمایندگان مجلس، قانون برخلاف قانون تصویب می کنند و این نشانه بزرگی بر ملی و مردمی نبودن مجلس است. همگان می دانند که بسیاری از دانش آموزان به خاطر نداشتن شهریه در مدارس خصوصی و حتی مدارس به اصطلاح دولتی،تحقیر می شوند ترک تحصیل می کنند یا عقده ای می شوند.پرسش این است که چه کسی یا چه کسانی باید پاسخگوی انحرافاتی باشند که ریشه در این تحقیرها توهین ها و عقده های دوران کودکی نوجوانی و جوانی دارد .آیا کی بود کی بود من نبودم از طرف مدیران آموزش و پرورش و مدارس می تواند پاسخ آیندگان را بدهد؟آیا آموزش و پرورش به استاندارد بودن میز، کلاس ،تخته سیاه ،نور ،فضای ورزشی، آزمایشگاه ،کتابخانه و سایر امور آموزشی و پرورشی در مدارس آزاد و  غیر دولتی توجه می کند یا مردم را در این باره آگاه می نماید؟

6-سیاست زدگی و علم گریزی در نظام تعلیم و تربیت کشور: سیاست زدگی آموزش و پرورش و سوء استفاده ی مسئولان از دانش آموزان و معلمان برای اجرای برنامه های  سیاسی ،قبیله ای،موقت،حزبی، تشکیلاتی و محفلی از مشکلاتی است که عنوان روش و برنامه ی آموزش و پرورش در این نهاد انسان ساز طراحی شده و سیستم آموزش و پرورش کشور را منحرف و استعدادهای میلیونها جوان ایرانی را به نابودی کشانده است.کشاندن دانش آموزان به پای سخنرانی های افراد خاص، استفاده از معلمان به عنوان برگزار کنندگان انتخابات ،تعطیلی مدارس بخاطر انتخابات فرمایشی ،تامین کسری بودجه ی آموزش از جیب خانواده ی دانش آموزان و کشاندن کودکان معصوم به خیابانها برای نمایش قدرت سیاسی ،انتخاب وزیران نالایق و گوش به فرمان برای آموزش و پرورش تنها بخشی از اجحاف فعلی به تعلیم و تربیت این آب و خاک است.معلمان ایران چه بطور پراکنده و چه در قالب کانونهای صنفی مبارزات گسترده ای را با این ظلم و بی عدالتی داشته اند و البته خود و خانواده هایشان هزینه های سنگینی را به عشق ایران و ایرانیان پرداخت کرده اند و امنیت و آرامش خویش را فدای هموطنان خود کرده اند.

زندان رجایی شهر،اندرزگاه 4،سالن 12

23 نظر

  1. حق مان را می خواهیم

    توجه. توجه معلمان محترم.
    اعتصاب بعدی معلمان.
    در روز 22فروردین
    به یاری خدا اعتصاب انجام خواهیم داد مانند اعتصاب 1340
    به تمامی معلمان خبر بدهید.
    به امید آن روز جلوی مجلس چه با اجازه چه بی اجازه.

  2. امروز یکشنبه 16فروردین94،تجمع بزرگ فرهنگیان یزد ازساعت9ونیم تا12ونیم،مقابل استانداری این شهر برگزارشد.تجمع سراسری وکشوری بعدی شنبه 22فروردین 94،است.همکاران سایراستانها،تجمعات واعتراضاتشان را اطلاع رسانی کنند.

  3. سلام بر همکاران عزیزم.
    فقط با اعتراض های گسترده میتوانیم به حقمان برسیم و آن هم در روز های ۱۲ اردیبهشت و پنج شنبه ها که آنها هیچ بهانه ای نداشته باشند تا عوامل اجرایی مدارس هم شرکت کنند خانواده ها نگران فرزندان نشوند زیرا ممکن است هر دو سر کار باشند و فرزندشان در شهرها رها شوند.
    امتحانات خرداد را برگذار نکنیم و خواهش میکنم همکاران متوسطه دوم نرویم حوزه تصحیح هیچ کس نمیتواند مجبور به تصحیح کند در رودربایستی عوامل اجرایی حوزه تصحیح نمایند و قاطع نه بگویید

  4. عجب روزگار عجیب و غریبیست! دزدی ها ی میلیاردی ،حساب کتاب ریالی

    • جناب رییس جمهور، ما فقط خواهان رفع تبعیض بین کارکنان تحت امرتان هستیم و نیز خواستار اجرای سریع تر طرح رتبه بندی معلمان قبل از پایان سال و اعمال آن در حکم سال جاری هستیم. البته نه طرحی مانند طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق، که حقوق معلمان را با خودشان هماهنگ کرد و همچنین بیشتر دستگاه های دولتی خودرا از آن مستثنی کردند، و آن هایی که نتوانستند، فیش های مخفی برای پرسنل خود صادر کردند و نیز نه آن طرحی که معلمان برای رسیدن به مزایای آن، از هفت خوان رستم بگذرند، یا به جان یک دیگر بیفتند.

  5. عاقبت این آه ما – این اتحاد ما – این برادری ما – روزی ریشه ظلم را خواهد سوزاند دیروز همکاری را دیدم که سرطان دارد و دارای دو فرزند است که هردو لیسانس دارند و بیکار احوالش را پرسیدم که خیلی خراب بود می گفت ای کاش فرزند نداشتم خودم دارم می میرم این دو را چکار کنم آن وقت حاکمان خون ریز دم از افزایش جمعیت می زنند تا خودشان زیادتر حکومت کنند و فقر تنگ دستی زیاد شود به خدا برای این همکار که 28 سال سابقه دارد تا شب گریه کردم به مادرم گفتم شاید دعای تو

  6. بنده یک دبیر ریاضی هستم با 23 سال خدمت به خداوند یکتا قسم تا به حال از جان ودل و حتی حقوق خودم مایه گذاشته ام که فرزندان این کشور را به طور احسن تربیت کنم از ریاضی گرفته تا فرهنگ ومذهب دانش آموزانم را به اندازه فرزندان خودم دوست داشته ام و برایشان احترام قائال بوده ام اما دریغ از توجه دولت به وضع وعیشتم تمام ثروت بنده با یک زندگی زاده افزایش چهل میلیون تومان در این سالها بود و بس . اما تصمیم گرفته ام از این به بعد اگر زندگی مانده باشد فقط به شغل دوم و یا سوم برسم کلاس درس فقط محل استراحتم باشد ( اگر دولت به وضع معیشتی معلمان توجه نکند.)

  7. اعتراض معلمان به دلیل وجود تبعیض‌هاست؛.

  8. اعتراض معلمان به دلیل وجود تبعیض‌هاست؛

  9. فرزندم می گوید چرا تنها ما به مسافرت نمی رویم مگر تو معلم نیستی نتوانستم جوابی به او بدهم در واقع شرمنده شدم با خود فکر کردم میلیاردها تومان صرف ساخت بمب اتم در فردو می شود ولی یک معلم شرمنده خانواداش می شود البته این ها آموزش و پرورشی بیمار و ناتوان می خواهند تا آموزش و پرورشی فعال و پویا این است داستان زندگی یک معلم در کشور اسلام ناب محمدی پس ای معلم با غیرت بیدار شو که شکوفه 10 اسفند با دستان ما به ثمر می رسد

    • کریم بستانچی-ارومیه

      باسلام خدمت شما همکار گرامی.جناب احمدی ما(کریم بستانچی دبیر زبان انگلیسی ناحیه 2ارومیه وهمسرم خانم موذنی دبیر زبان انگلیسی ناحیه 1ارومیه -هردوبا19سال سابقه)نیز به شدت از ظلمی که برما می رود متاثروخشمگین هستیم.ما نیز علی رغم 2فیش بودن سالهاست نتوانسته ایم مسافرت برویم.زیرانتوانسته ایم از اجحافهای پرداختی دولتهای اصلاح طلب-پاک دست مهرورز!!!-اعتدال کمر راست کنیم.
      وقتی از دریافتی ها،پاداشها،ومزایای کارمندان سایر ادارات می شنویم قلبمان آکنده از درد میشود.گلستان روح ما معلمان هر روز چندین بار طوفانی و پاییزی می شود.
      به خدا اگر اجباری که برای زنده بودن دارم_ به خاطر فرزندانم وشاگردان کلاسهایمان-درمیان نبود خودم را مقابل اداره آموزش پرورش آتش می زدم تابلکه آقایان بدانند چه ظلمی به ما فرهنگیان می کنند.گویی همه دست در دست هم داده اند تا معلمان را منکوب کنند.به چه جرمی نمی دانیم.
      وقتی توهین احسان علیخانی _این مجری دلقک شوره زار صداوسیما _در ایام تحویل سال نو به معلمان را دیدم ازدرد به خودم پیچیدم.کارآموزش و پرورش به جایی رسیده است که یک مجری ابرو بردار دلقک جرات می کند به ما توهین کند و وزارت خانه ودر راس آن وزیر کاملا عزیز ما!!!مانند کبک سر در برف کنند.
      بعد از تعطیلات به امید خدا خشم آ.پ را نشان خواهیم داد.

      • با سلام به معلمان عزیز
        من خودم تازه استخدامم و در منطقه محروم درس میدهم.
        واقعا برای علیخانی متاسفم که برنامه می سازد که باید اینجوری مورد تمسخر قرار بگیریم
        من با صدا سیما تماس گرفتم
        شما نیز انجام دهید.لطفا

  10. بسمه تعالی

    لزوم همدلی و همزبانی دولت با فرهنگیان در سال جدید
    با آغاز سال جدید و نامگذاری آن با عنوان همدلی و همزبانی دولت و ملت، انتظار از دولت مردان آن است که پس از سالها همدلی و همزبانی قشر عظیم معلمان در سالهای سخت حماسه و پس از آن تحریم و وجود مشکلات بسیار در کشور با دولت ، اینک نوبت به دولت رسیده تا دین و وظیفه خود را به پاس تحمل سالها محرومیت و مشکلات معلمان در قبال انان جامه عمل بپوشاند. اگر عمل همدلی و همزبانی را عملی متقابل بین دولت و ملت بدانیم این وظیفه همدلی و همزبانی را نباید فقط مختص فرهنگیان به عنوان یکی از تاثیر گذار ترین آحاد جامعه دانسته و دولت و حاکمیت از وظابف ذاتی و قانونی خود در مقابل این قشر فرهیخته و تلاشگر سر باز زده و به بهانه ها و عناوین مختلف بر آن سرپوش گذارد. با نگاهی به اتفاقات و اعتراضات معلمان در سال گذشته نسبت به نا برابری و تبعیض در پرداخت ها نسبت به سایر کارکنان مرفه دولت !! و سکوت معنادار و عدم پاسخگویی درست در مقابل خواسته های برحق معلمان و فرافکنی و پاک کردن صورت مساله توسط دولتمردان با عناوین و ترفندهای مختلف ،می توان نتیجه گرفت که در سال گذشته دولت تدبیر و امید با معلمان همدل و همزبان نبود و چه بسا در بسیاری موارد اقدامات سنجیده و اخلاقی معلمان را نوعی زیاده خواهی و بی ادبی تلقی نمود.!! که جای بسی سوال بی پاسخ و شرمندگی یرای عده ای داشت که قصد استفاده ابزاری از معلمان برای رسیدن به اهداف سیاسی و جناحی خود را داشتند حال چه در مجلس یا دولت.
    امیدواریم در سال پیش رو برای تحقق شعار همدلی و همزبانی این بار و بیش از این با احساسات معلمان بازی نشده و با طرح های غیرشفاف و موانع عجیب همچون رتبه بندی که مورد اختلاف بسیاری از فرهنگیان است دولت به خواسته ی اصلی معلمان یعنی بالابردن ملموس و قابل قبول حقوق و مزایا همچون دیگر مستخدمین بشارت سالی پر از امید و تعالی و انگیزه برای معلمان داشته باشد. چراکه نمی توان کمافی السابق معلمان را در حاشیه قرار داده و از صبر و تحمل انان در سالهای اخیر سوء استفاده نمود.
    اگر معتقد به شعار همدلی و همزبانی هستیم باید عملی کردن ان را از خود ( دولت و مجلس) شروع کرده سپس از جامعه انتظار عمل به ان را داشته باشیم. در غیر اینصورت تحقق این شعار جز در محدوده تراکت و پوستر های تبلیغاتی و سمینار ها و سربرگ نامه ها جایی نخواهد داشت. با امید به اینکه دولت محترم از آغاز سال نو با خواسته و مطالبات بر حق فرهنگیان همدل و همزبان شده و سپس انتظارات خود را از جامعه فرهنگیان مطالبه نماید.
    سایه مقام معظم رهبری مستدام باد

  11. با شعار امسال همدلی و همزبانی ظاهرا فقط باید ملت به دولت کمک کرده و انتظار کمکی از دولت نداشته باشه!!

  12. مرگ بر این ظالمان
    پایان شب سیه سپید است. ان شاا… در هفته ی معلم تیشه به ریشه ی دزدی ، ظلم و ستم می زنیم.

  13. خدایا مردم ایران را از دست ((این)) اسلام نجات بده
    خداوندا 36 سال است که اسلام عزیز آلت دست یک عده از خدا بی خبر و ابزاری برای حفظ قدرتشان گشته است. کلمه اسلام را پسوند کارهایشان کرده اند ( بانکداری اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی، اخلاق اسلامی، مدیریت اسلامی و …) و فکر می کنند اعمال پلیدشان و حرامشان زیر سایه اسلام پاک و حلال خواهد شد. کم مانده قمار کده اسلامی ، میکده اسلامی و با عرض معذرت جنده خانه اسلامی را هم بر پا کنند به خیال عوام بودن مردم در حالی که مردم ایران می دانند و می فهمند و به احترام شهدا یشان و امامشان دم بر نمی آورند.
    خدایا از این اسلام به تو پناه می بریم چرا که اگر حکومت مولی علی(ع) اینگونه بود یقینا حق با معاویه بود

  14. معلم تهرانی

    هفته معلم همه معلمین تحصن خواهند کرد و کلاس ها رو تعطیل

  15. موافق استیضاح

    وعده ما هفته معلم.

  16. کو گوش شنوا ؟ آقایان فقط به فکر پر کردن جیب خودشان هستند . استادی میگفت مردم ژاپن میگویند اول وطنم بعد خانواده ام بعد خودم و مردم آمریکا می گویند اول خودم بعد خانوده ام و در آخر وطنم و مردم ایران(منظور سران ) میگویند اول خودم بعدا خودم دوباره خودم باز هم خودم ……… حالا خانواده ام و فامیلام و …………. وطن کیلویی چنده

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*