سرخط خبرها
خانه / دانش آموزان / کودکان مین
کودکان مین

کودکان مین

اسکندر لطفی، عضو کانون صنفی معلمان کردستان/ مریوان

………………….
لباس های بچه ها نو نوار شده بود و شادمان از عیدی هایی که گرفته بودند فارغ از هیاهوی زندگی در میدان ده جمع شده بودند و منتطر گشین و توپش بودند ، گشین و پدرش بیشتر خانه های روستا را برای عید دیدنی رفته بودند . سر راه درگوشی به آلا که مهمان روستایشان بود گفته بود که پدرش از شهر برایش توپی خریده است و عصر برای بازی به میدان می آورد. به خانه که برگشت عیدیهایش را به مادرش سپرد توپش را برداشت و با شوق کودکانه به سوی میدان سرازیر شد .بهنوش، آلا، متین، خبات، سینا و زانا منتظر رسیدن گشین و توپش بودند. گشین که آمد میدان آکنده از فریادهای شادمانه شد ،بهنوش زودتر خود را به توپ رساند توپ را شوت کرد، کودکان باهیاهو دنبال توپ می دویدند هر کسی که به توپ می رسید آن را برمیداشت و شوت میکرد به کوچکترها هنوز فر صت در آغوش کشیدن توپ و شوت آن نرسیده بود که صدای مهیب انفجار ودر پی آن ناله های دردمندانه ی کودکان تمام روستا را پر کرد ؛ این تمام خاطره ای بود که گشین از آن روز کذایی به یاد دارد.
جمعه 26 مهرماه 92 مقارن عیدقربان انفجار مینی روستای نشکاش از توابع مریوان را لرزاند و تن های نحیف 7 کودک معصوم را سالها بعد از جنگ پر از آهن پاره کرد و این عیدانه 7 کودک معصوم روستایی بود. در روز عید قربان ،با مینی بجا مانده از پایگاه متروکه سپاه که وزارت دفاع و کشور مدعی پاکسازیش بودند ، مین هایی که هر از گاهی جان اهالی مردم منطقه را می گیرد یا دست و پاهایشان را قطع میکند و زمین گیرشان می کند و گاهی هم به سراغ دام هایشان می رود و دارایی ناچیزشان را میبلعد.
روز حادثه 7 کودکی که در میدان روستا مشغول بازی بودند هرگز برای لحظه ای به ذهن کوچک آنان یا بزرگترهایشان خطور نکرده بود که ممکن است سیلاب، مین های کناره پایگاه متروکه بر بلندای کوه مجاور را با خود به داخل روستا بیاورد و زیر پاهای گشین منفجر کند.
نشکاش از توابع مریوان و در 37 کیلومتری غرب این شهر واقع شده است این روستا در منطقه ای نسبتا دور از مرز ایران و عراق واقع شده است که هنوز هم از بیشتر نعمت های تمدن قرن 21 بی بهره است . سی وسه خانوار با جمعیتی بالغ بر 110 نفر در آن سکنی گزیده اند که متاسفانه در سال های اخیر جاذبه های زندگی شهری بر مرارت های زندگی در چنین روستایی چربیده و کمتر جوانی پایه های زندگی اش را در آن بنا می نهد غالبا به مریوان کوچ می کنند و بدیهی است سهم بیشترشان از زندگی شهری چیزی جز دستفروشی و کارگری نیست
مدرسه ی روستا به شیوه ی چند کلاسه اداره می شود و معلمی یک تنه تمام شاگردان را درس میدهد، از کلاس اول تا ششم ابتدایی . ساختمان مدرسه مخروبه و آبستن حادثه ای دیگر بود اما بعد از انفجار مین، نیکوکاری تهرانی به یاریشان آمد و تعمیر اساسی مدرسه را پیشکش کودکان مظلومی کرد که دیگر شادمان نیستند. پای گشین و سوی چشم آلا را ان مین شوم برای همیشه برد و این آغاز رنج های همیشگی این کودکان مظلوم است . کودکان قربانی بارها و بارها تن خود را به جراحان و تخت اتاق عمل سپردند تا ترکش های ریز و درشت بدنشان را بیرون کشند به آن امید که بر دردهایشان مسکنی و بر زخم هایشان مرهمی بنشانند
مرکز مین‌زدایی ایران پس از حادثه نشکاش اعلام کرده بود که پایگاه‌های متروکه این روستا در سال ۱۳۷۸ مین‌روبی و پاک‌سازی شده است در حالی که به گفته برهان کریمی، پدر گشین این ادعا صحت ندارد.
برهان کریمی می‌گوید: «پیمانکار پروژه پاک‌سازی مین نسبت به حفظ جان ساکنان این روستا سهل‌انگاری کرده و تنها به فکر جذب اعتبار قرارداد پیمانکاری بوده است
ایران دومین کشور آلوده به مین در دنیاست. بر اساس آمار مربوط به سال ۱۳۹۰، ۱۶ میلیون مین خنثی نشده در ایران وجود دارند. بنا به یک پژوهش دانشگاهی به طور میانگین روزی سه نفر در ایران به دلیل انفجار مین کشته یا زخمی می‌شوند. «سرتیپ محمدحسین امیراحمدی» رییس مرکز مین‌زدایی ایران دراین‌باره می‌گوید: «بیش از ۲۰ میلیون انواع مین و مواد منفجره در مساحتی حدود ۴۲ هزار کیلومتر مربع در اراضی پنج استان آذربایجان غربی، کردستان، ایلام، کرمانشاه و خوزستان پراکنده شده است». در واقع طبق آمار بین‌المللی ایران یکی از آلوده‌ترین کشورها به مین است که سالانه جان بسیاری را می‌گیرد. با تمام این تفاسیر ایران هنوز پیمان اتاوا را امضا نکرده است
پیمانی که در سال ۱۹۹۷ در اتاوا- پایتخت کانادا- منعقد شده است مبتنی بر «منع به کارگیری مین‌های ضدنفر، انهدام ذخایر مین‌های ضدنفر، جلوگیری از گسترش، تولید، فروش یا انتقال به صورت مستقیم و غیر مستقیم» است. تاکنون ۱۵۸ کشور جهان به این معاهده پیوسته‌اند و ایران که خود دارای بالاترین آلودگی‌ها در زمینه مین است هنوز به این معاهده نپیوسته است که جای تعجب و پرسش است.
به بیانی دیگر ایران با سازمان‌های بین‌المللی مین‌زدایی همکاری نمی‌کند و به توافق‌نامه منع مین‌های ضدنفرنپیوسته است.

مستقل کار می‌کند و هر از گاهی آمارهایی هم ارائه می‌دهد، مثلا مقامات وزارت دفاع از پاک‌سازی تمام و کمال مناطق حرف می‌زنند که واقعیت ندارد، و انفجارهای مکرر مین در مناطق مختلف حکایت از واقعیتی دیگر دارد اغلب مناطق مرزی ایران آلوده به مین هستند. این مین‌ها هم بازمانده دوره جنگ هستند و هم بعدها برای حفاظت پایگاهها و الخ کشت شده اند. مین‌گذاری‌ها در کردستان پس از جنگ با عراق هم استمرار پیدا کرد چرا که آن منطقه همچنان شاهد درگیری‌های نظامی گروه‌های مسلح با جمهوری اسلامی بود و این درگیری‌ها تا اوایل دهه ۱۳۷۰ ادامه داشت. اما روند مین‌گذاری‌ها در آن منطقه هنوز هم متوقف نشده و به شکل مرتب و به‌روز دنبال می‌شود و این سیاست جمهوری اسلامی است که برای ایجاد یک سپر دفاعی در مرزهای خود از مین استفاده می‌کند.»
این حادثه چنان تلخ بود که پای بسیاری از افراد حقیقی و حقوقی را به این ماجرا باز کرد تا جاییکه از سوی “جمعیت ایران بدون مین” و جمعی از فعالان مدنی روز ٢٦ مهرماه به عنوان روز همیاری با مصدومین مین نامگذاری شده است.
مسولین منطقه ای و استانی و کشوری بارها و بارها با این کودکان دیدار داشته اند ولی هرگز به اندازه ی کافی به عهدهایی خود وفادار نبوده اند و با گذشت دو سال هنوز پرونده ی جانبازی آنان صادر نشده و پدر و مادرهایی که هر روز بر برگهای پرونده ی فرزندانشان می افزایند و به نتیجه ای در خور دست نمی یابند در این میان نماینده ی مجلس مریوان و سروآباد بیش از دیگران پیگیر درمان و روند بهبودی این کودکان بوده و بارها و بارها صدای اعتراض مردم منطقه را به گوش مسولین رسانده است در یکی از نطق های پیش از دستور خود در مجلس خطاب به وزیر دفاع و پشتیبانی اظهار می دارد : “در حالیکه این دو وزارت خانه اعلام کرده اند دولت کار پاکسازی میادین مین را در استانهای کردستان و آذربایجان غربی و کرمانشاه به اتمام رسانده متاسفانه هر روز در شهرستانهای مریوان و سروآباد شاهد انفجار مین و خسارتهای جانی ومالی به افراد بیگناه به خصوص باغداران ؛ کشاورزان و دامداران هستیم”
ایشان با اشاره به حادثه ی ناگوار به شهادت رسیدن شش نفر از اکیپ مین روب در این مناطق اظهار کرد ” از 136 کیلومتر خطوط مرزی آلوده به مین در استان کردستان که کار پاکسازی آن از سال 1371 آغاز شده و 16 میلیون مین کاشته شده هنوز مین های زیادی باقی مانده و مردم از ترس جان ومال خور قادر به بهره برداری از اراضی زراعی خود نیستند ”
وی یادآور شد: ” متوفیان و آسیب دیدگان این حادثه نیز با بی مهری مسولین برای پرداخت دیه مواجه هستند و ضروری است کمسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به این موضوع ورود و آن را پیگیری کنند”
جابه‌جایی مین‌ها بر اثر نزولات آسمانی به سکونت‌گاه‌های مدنی، محل بازی کودکان و اراضی کشاورزی را با تهدیدی جدی مواجه کرده مین هایی که هر لحظه شاید جان کودکی دیگر را نشانه رفته باشد. باید تدبیری اساسی اندیشیده شود وبنیاد این بلای ناخواسته برای همیشه برچیده شود و پیگیری مداوای کودکان پاک و معصومی که مظلومانه قربانی جنگ بزرگترها شده اند از اولویت خواسته های شهروندان منطقه است. باشد که دنیای بهتر در انتظار آیندگان باشد