سرخط خبرها
خانه / مصاحبه ها / گفتگوی صمیمانه با «عزیز محمدی منش»(معلم عشایری)+فایل صوتی
گفتگوی صمیمانه با «عزیز محمدی منش»(معلم عشایری)+فایل صوتی

گفتگوی صمیمانه با «عزیز محمدی منش»(معلم عشایری)+فایل صوتی

*نبی‌الله باستان فارسانی حقوق معلم و کارگر

 

«آموزش به کودکانِ عشایری که از یاد رفته اند.»

 

بسیار پیش می‌آید که درباره‌ی «آموزش به کودکان» قلم‌فرسایی کنند. حتی می‌کوشندتا این مقوله را با پیشرفت تکنولوژی و با توجه به زندگیِ مدرنِ صنعتیِ شهری به روز کنند. اتفاقاً شاید روزآمد کردن مسئله‌ی آموزش به کودکان ، اقدام بسیار مناسبی باشد. در این‌باره، بسیار می‌توان گفت… باید در نظر داشت هنوز کودکانی هستند که کاملاً از هر نوع آموزشی محروم مانده‌اند. کودکانی که هرگز از برق و گاز و تلفن بهره‌ای نبرده‌اند و امکان دسترسی به آب بهداشتی نیز نداشته‌اند. از همه‌ی این‌ها که بگذریم در دنیای امروز که روز‌به‌روز به یافته‌های علم افزوده می‌شود کودکانی هستند که نه تنها از شرایط برابر بهداشت و درمان بی‌نصیب‌اند بلکه حتی مدرسه‌ای نیست تا خانه‌ی دومشان شود، تا اگر به طور بالقوه “ابوریحان بیرونی” یا “غیاث‌الدین جمشید کاشانی” در بین‌شان باشد، امکان رشد و بالندگی داشته باشند و دست کم قادر به خواندن و نوشتن شوند.

عشایر کوچ‌نشین که قدمت حضورشان و نوع زندگیشان به اندازه‌ی تاریخ کهن ایران است، معمولا معلمی دارند که با خودشان زندگی می‌کند و در موسم کوچ، با همان‌ها همراه می‌شود، تا آموزش‌های ابتدایی را در مدارس کپری به کودکان همین اقوام بدهد.

     گویا محرومیت از دست‌یابی به امکانات و شرایط برابر آموزشی و بهداشتی از بدو تولد با عشایر کوچ‌نشین همراه است. اما این فقط بخشی از ماجراست. بسیاری از اقوام عشایر ایران که در لابلای کوه‌های زاگرس در نواحی لرستان روزگار می‌گذرانند، هنوز ناشناخته مانده‌اند و کسی از زیست‌گاهشان اطلاع ندارد که در نتیجه، محروم از مدرسه و معلم هستند.

     عزیز محمّدی‌منش، یکی از معلمین مدارس کپری عشایری است که در فرصت فراغت از تدریس، در کوه‌های صعب‌العبور زاگرس که حتی مسیر “مال‌رو” هم ندارند به راه افتاد که عشایر  ناشناخته را شناسایی کند تا برایشان از مسئولین تقاضای مدرسه و معلم کند.

این معلم دلسوز که در عشایر لرستان کودکنِ کوچ‌نشین تدریس می‌کند، از خرداد 1391 مکاتبه با مسئولینِ نهادهای ذی‌ربط را آغاز کرد تا طرح تعیین معلم برای عشایرِ ناشناخته را اجرایی کند. این طرح، شامل ساختِ کانکس مجهز به انرژی خورشیدی به جای کپر و ارسالِ این کانکس‌ها به کمک هلی‌کوپتر به محل زندگیِ همان عشایری بود که «عزیز محمّدی‌منش» کشف کرده بود.

     اول مهر 1393 با همت «عزیز» و تلاش جمعی از افرادی که به فعالیت‌های انسان‌دوستانه مشغولند، با هلی‌کوپتر به سوی لرستان به راه افتادیم تا 33 مدرسه پیش‌ساخته‌ (کانکس) را به نواحیِ محروم از تحصیل ببریم. عملیاتی که خالی از خطر نبود؛ جاهایی که حتی با “جی.پی.اس” و سوار بر هلی‌کوپتر باید آن‌قدر می‌گشتیم تا پیدایشان کنیم. نقاطی که فرود هلی‌کوپتر برای سرنشینانش خطر کشته‌شدن را به دنبال داشت… کانکس‌ها با کابل به هلی‌کوپتر وصل می‌شدند تا آن‌ها را به محل زندگیِ سی‌وسه عشیره‌ای ببریم که تا به حال از نعمت آموزش بی‌بهره بوده‌اند.

     مجهز بودن کانکس‌ها به انرژی خورشیدی ، این مزیت را دارد که معلم و شاگردان از گزند سرما و گرما مصون بمانند. به‌خصوص که آن‌ها هرگز تلویزیون و برنامه‌ی کودک ندیده بودند، توسط معلم برایشان فیلم‌های سینمایی کودک نمایش داده شود.

خوش‌بختانه این عملیات با موفقیت به پایان رسید، هرچند که به گفته‌ی طراحش هنوز در ابتدای راه هستیم چرا که باید در همه‌ی مناطق عشایری، به جای مدارس کپری، حداقل از کانکس‌های مجهز به انرژی خورشیدی  استفاده شود و نیز عشایری که هنوز ناشناخته مانده‌اند و مدرسه ندارند، صاحب مدرسه و معلم شوند.

     در گفتگو با «عزیز محمّدی‌منش» (معلّم عشایری) درباره‌ی وضعیت زندگی معلمان و شاگردان در مدارس عشایری و هم‌چنین کمی پیرامون “عملیات انتقال مدارسِ پیش‌ساخته (کانکس) به عشایر” گفتگو کرده‌ایم که در این‌جا فایلِ صوتی گفتگویمان را می‌شنوید؛

بخش نخست

بخش دوم

بخش سوم

بخش پایانی