سرخط خبرها
خانه / کارگران / یونس عساکره، دست فروش خوزستانی، یک هفته پس از خودسوزی در بیمارستانی در تهران درگذشت
یونس عساکره، دست فروش خوزستانی، یک هفته پس از خودسوزی در بیمارستانی در تهران درگذشت

یونس عساکره، دست فروش خوزستانی، یک هفته پس از خودسوزی در بیمارستانی در تهران درگذشت

«یونس عساکره»، دست‌فروش خوزستانی که در اعتراض به برچیده شدن بساط میوه‌فروشی‌اش خودسوزی کرده بود،صبح روز یک‌شنبه دوم فروردین ۱۳۹۴ بر اثر شدت جراحات، عفونت و سوختگی شدید اعضای داخلی،در بیمارستان مطهری تهران درگذشت.

گفته می‌شود درخواست یونس عساکره از شهرداری و شورای شهر برای گرفتن جواز احداث غرفه میوه فروشی رد شده بود.

آقای «عساکره» شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ برای اعتراض به برچیده شدن بساطش به شهرداری خوزستان مراجعه و در نهایت مقابل شهرداری خودسوزی کرد.

گویا  این بساط میوه‌فروشی تنها منبع درآمد «یونس عساکره»، شهروند عرب خوزستانی، دو فرزند کوچک و همسرش بوده است.

در واکنش به خودسوزی این دست‌فروش خوزستانی، «قدرت‌اله دهقان»، معاون امنیتی و انتظامی استاندار خوزستان به خبرگزاری فارس گفته بود که نمی‌توان به طور کامل شهرداری خرمشهر را مقصر دانست، اما در صورت سهل‌انگاری و کم‌کاری در برخورد با ارباب رجوع، استانداری خوزستان قاطعانه برخورد خواهد کرد.

مرگ دلخراش این شهروند خوزستانی، که خواسته ای به جز امکان امرار معاش شرافتمندانه نداشته است و در قبال بی پاسخ ماندن این درخواست، راهی به غیر از اعتراض از طریق خودسوزی نیافته است، به راستی دردناک است.

مسئولان باید پاسخگو باشند. یک جوان عرب خوزستانی، در محیطی آکنده از فقر و بیکاری، وقتی اجازه احداث یک غرفه کوچک میوه فروشی هم ندارد، چگونه باید امرار معاش کند؟ از چه راهی باید زندگی را بگذراند؟

مسئولان باید پاسخگو باشند. پاسخگوی رفتار غیر انسانی و خشونت بار ماموران شهرداری با کارگران خرده پا، کارگرانی که از فرط بیکاری به مشاغل غیر رسمی رو می آورند.

هنوز چیزی از بیستم مهرماه، از مرگ دلخراش علی چراغی، راننده  28 ساله وانت جمع آوری زباله پس از درگیری با ماموران شهرداری تهران نگذشته است که این بار عملکرد نادرست و غیر منطقی شهرداری خوزستان به شیوه دیگری، مرگ دلخراش جوان دیگری را رقم زده است.

 یونس عساکره، جوان عرب خوزستانی، دوم فروردین ماه، بی سر و صدا درگذشت……………

4 نظر

  1. بخدا ظلمه بقران ظلنه.چرا مسئوالان در قبال همچین واقعه بزرگی سکوت کردن.

  2. در مملکتی که بزرگان و آقا زاده ها، اختلاس های چند هزار ملیاردی انجام می دهند،آیا این عدالت است که کارگر بینوایی را چنان به درد و رنج ناعدالتی گرفتار سازند،که به مرگ رضا دهد؟آیا فردا روز مسؤولان میتوانند سر خویش در پیشگاه خداوند بالا نگه دارند؟آیا توان پاسخگویی به زن و فرزندان این مرحوم مظلوم را خواهند داشت؟ننگ ابدی و لعنت خداوند بر آنان باد….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*