سرخط خبرها
خانه / معلمان / 31 ام تیر، روزی دیگر در اعتراض های صنفی

31 ام تیر، روزی دیگر در اعتراض های صنفی

محمدرضا نیک نژاد،عضو کانون صنفی معلمان ایران، 26 تیرماه 94

اعتراض های صنفی فرهنگیان که ریشه در دهه ها تبعیض و بی عدالتی های تاریخی در میزان دستمزد و شرایط کار دارد سال گذشته با شیبی آرام به اوج رسید و این اوج خود را در سه گردهمایی 10 اسفند، 27 فروردین و 17 اردیبهشت 94 نشان داد. در هر سه گردهمایی اعتراضی، صدای اعتراض با ” سکوت ” به گوش فرادستان و جامعه رسید. “سکوت” و “خود مدیریتی” فرهنگیان، زمینه های اجرایی و البته همراهی و به رسمیت شناختن آن از سوی فرادستان سیاسی و آموزشی، موجب گردید که کمترین تنش ممکن در این تجمع ها پدید آید. از این رو می توان آنها را مدنی ترین گرهمایی های سال های گذشته در کشور دانست. برخورد عاقلانه دو سوی اعتراض ها سبب گردید که کنش های مدنی نه تنها در چارچوب خواسته های صنفی فرهنگیان بلکه در گستره ای وسیعتر، حرکت های مدنی را یک گام به پیش رود. اما با رخدادهای چند هفته ی گذشته، بیم آن می رود که دست آوردهای چندین ماهه و حتی بیش از یک دهه ای حرکت صنفی فرهنگیان به خطر افتد.

روز ششم تیرماه اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران( تهران) پس از فراخوانده شدن به دادسرای اوین بازداشت شد. دلخوری و البته شوک حاصل از بازداشت عبدی، در شبکه های اجتماعی زمینه ای را فراهم نمود تا کنشگران صنفی پس از رایزنی و گفتگو، خواهان برگزاری گرهمایی کشوری در اعتراض به این بازداشت شوند. پس از این خواست عمومی، شورای مرکزی کانون های صنفی سراسر کشور، روز 31 ام تیرماه را به عنوان روز اعتراض به بازداشت عضو ارشد خود اعلام نمود.

همواره برخی حرکت ها در جنبش های مدنی، زمینه ساز آسیب های جبران ناپذیری می گردند. آسیب هایی که ناشی از تحلیل نادرست هدف ها و شرایط و امکانات …. است. در یک حرکت مدنی نخستین عاملی که باید مورد توجه قرار گیرد هدف است.  برای نمونه هدف از کار صنفی چیست؟ چون تعریف همه پذیری در این باره وجود ندارد، شاید بهتر باشد که به فراگیرترین خواسته های فرهنگیان بسنده کرده و روی آن متمرکز شد. هر چه سطح خواسته ها رادیکال تر شود، همه پذیری آن کاهش یافته و دیدگاه ها دچار چند دستگی می گردد. در شرایط کنونی جنبش صنفی فرهنگیان، مخرج مشترک خواسته ها، کمی دستمزد و تبعیض در واگذاری امکانات و مزایا، افت شدید جایگاه اقتصادی – اجتماعی حرفه معلمی و شرایط سخت محیط کار و مدیریت های از بالا به پایین و ندیدن و نشنیدن صدای معلم در لایه های مدیریت کلان آموزشی – سیاسی و … می باشد. در این راستا و همسو با دیگاه حاکم بر فرهنگیان، بازداشت عبدی آن هم پس از اعتراض ها و البته تاکید بر نقش او در برگزاری گرهمایی های اعتراضی از سوی بازداشت کنندگانش، اعتراض روز 31 ام را به اعتراضی صنفی و همراستا با خواسته های پایه ای تر آن یعنی معیشت و منزلت تبدیل نموده است. اما فرا رفتن از خواسته های صنفی فراگیر تر در شعارهای برخی گرایش های موجود در جنبش و در شرایط امروز آن، افزون بر ایجاد شکاف میان لایه های گوناگون معترضان، سبب بالا رفتن احتمال برخوردهای امنیتی و زمینه ساز ریزش نیروها و ضعیف شدن جنبش خواهد گردید. به باور نگارنده حرکت صنفی، “حرکتی آرام و صلح جویانه، با خواسته های حداقلی، فراگیر و تعریف شده با استراتژیِ دست آوردهای کوچک و موثر با هزینه های کم” است.  وارد نمودن شعارهایی فرا تر از مخرج مشترک یاد شده افزون بر این که در توان جنبش نوپای فرهنگیان نمی باشد در هدف ها و اساسنامه کانون های صنفی معلمان – به عنوان نزدیک ترین نهاد به بدنه فرهنگیان – نیز نگنجیده است. بار کردن شعارهایی که نه در توان جنبش است و نه در هدف های آن، بی گمان می تواند پیکره ی نازک جنبش را بیازارد و زمینه ضربه به آن را فراهم نماید. امیدواریم که همه کنشگران پیشرو با در نظر گرفتن حساسیت کار، خود را به چارچوب های جنبش صنفی و توانایی آن ملزم دانسته و با حفظ گرایش های سیاسی – اجتماعی خویش، در کار صنفی به مخرج مشترک نزدیک شده و در چاچوب جنبش حرکت نمایند تا شاهد بر زمین افتادن این نهال نو پا نباشیم.