سرخط خبرها
خانه / معلمان / 31 تیر، سرفصلی نوین در جنبش معلمان ایران (قسمت سوم)
31 تیر، سرفصلی نوین در جنبش معلمان ایران (قسمت سوم)

31 تیر، سرفصلی نوین در جنبش معلمان ایران (قسمت سوم)

جعفر ابراهیمی

قسمت سوم: 31 تیر، تجربه رهبری جمعی

یکی از نکات مهم در 31 تیر، نوع برنامه ریزی مدیریت و هدایت آن بود. همان‌طور که اشاره شد مطالبات در یک‌روند مشارکتی از پایین به بالا به مدد فضای مجازی محتوای فراخوان شورای مرکزی تشکل‌ها را شکل دادند لذا به همان اندازه که موقعیت شورا در فراخوان دارای اهمیت است جایگاه سازمان دهندگان از پایین نیز درخور توجه است. بررسی وقایع روزهای منتهی به 31 تیر نشان می‌دهد که چگونه در فضای مجازی در تک‌تکاستان‌های کشور فعالین برای برگزاری باشکوه 31 تیر بدون ادعا فعالیت می‌کردند. هسته اصلی تیم ساماندهی نشان از یک کار جمعی و مشارکتی و علنی داشت.

 

سازمان‌دهی از پایین و مشارکتی

پس از فراخوان شورا معلمان در گروه‌های تلگرامی به هم پیوستند تا ارزیابی درستی از میزان استقبال از برنامه را داشته باشند بهخاطر همین فعالین در سراسر کشور می‌کوشیدند تا در استان‌ها هماهنگ عمل نمایند حتی در استان‌هایی که کانون فعال نداشت فعالین به‌صورت داوطلبانه برای شرکت در مراسم 31 تیر دست به سامان‌دهی زدند.مکانیسمسازمان‌دهی در فضای مجازی و توسط یک جمع بالای 20 نفره انجام می‌گرفتبه‌طوری‌که در استان‌های مختلف افراد داوطلبگروه‌ها را برای هماهنگی 31 تیر شکل می دادند سپس در گروه‌هایشکل‌گرفته افراد فعال هر استان می‌کوشیدند با تبیین و توضیح فراخوان شورا افراد جدید را به گروه‌های مربوط اضافه نمایند و پس از کامل شدن گروه، گروه جدید شکل می‌گرفت. گروه‌هاباهدف مشخص و برگزاری 31 تیر شکلو با پیشنهاد افراد در فضای مجازی برنامه‌ریزیصورت می گرفت ضمن اینکه سازمان‌دهی و هدایت عمودی و از بالا به پایین نبود درعین‌حالبی‌برنامگی رویکرد افقی که فاقد مدیریت و راهبری مشخص است نیز وجود نداشت.

معلمان به یک مدیریت و رهبری جمعی رسیده بودند و نقش چهره‌های شاخص کم شده بود و افراد جوان و گمنام در فضای مجازی همدیگر را پیداکرده و می‌کوشیدند به بهترین نحو برنامه را مدیریت کنند. معلمان پیش‌تر از این در تجمع 27 فروردین موسوم به تجمع ادمین ها، توانسته بودند از این ظرفیت به نحو احسن استفاده نمایند. به نظر می‌آید دلایل این نوع سازمان‌دهی برای شورا و اعضای فعال، ناشی از این نکته بود که آن‌ها قصد داشتند یک برآورد عینی از حمایت فعالین داشته باشند. مرور مباحث آن روزها نشان می‌دهد رویکرد و انتظار برگزاری یک مراسم بالای هزارنفر توسط فعالین بود در همان روزها اعلام شد که بالای 10 هزار نفر برای شرکت در مراسم اعلام آمادگی کرده‌اند؛اما با بالا گرفتن موج احضار و تهدید حدود 3 هزار نفر بنا بر گفته شاهدان به سمت بهارستان حرکت کردند.

اما سازمان‌دهی برای فعالین و کانون در تهران بهخاطر میزبان بودن پیچیده و بغرنج بود.آن‌ها هم مجبور بودند با شورا، فعالین استانی و فعالین فضای مجازی هماهنگ شوند هم معلمان تهران را هماهنگ کنند دلایل این پیچیدگی در عملکرد نهادهای دولتی مخالف تجمع بود، دولت در گام اول با ندادن مجوز کوشید بدون هزینه حرکت را متوقف کند اما عزم معلمان برای رسیدن به تهران در آستانه 31،تیر نهادهای امنیتی دولتی را بر آن داشت تا با کمک احضار و تهدید فعالین در مرکز منفعل نمایند تا جایی که مدیرکل حراست تهران به‌صورت مستقیم وظیفه احضار و تهدید را به عهده گرفت نتیجه اینکه برخی چهره‌های شاخص در کانون تهران یا در خانه ماندند یا روز 31 تیر را در دفتر پیگیری سپری کردند اما ساماندهی حرکت با مشکل روبرو نشد. چراکهبخشی از فعالین بدون توجه به تهدیدها تا آخرین لحظه برای ساماندهی همکاران کوشیدند هرچندمی‌دانستند که این ایستادگی بر اصول ممکن است هزینه‌هایی را به آنان تحمیل کند. از سوی احضارها نتوانسته بودمعلمانی را که راهی تهران بودند متوقف نماید. 31 تیر در آستانه شکل‌گیری بود.

 

حضور زنان، چند گام به‌پیش

 

میزان آزادی و فعالیت زنان در درون یک حرکت شاخص مهمی در ارزیابی آن حرکت است زنان در طی 10 سال اخیر حضور پررنگی درحرکت صنفی معلمان داشته‌اند. من زمانی را به یاد دارم که در سال 87 زنی معلم خود را به تریبون رساند و باصلابت تریبون را از مردان گرفت و بر نقش زنان صحه گذاشت از آن زمان تاکنون حضور زنان همواره بالنده بوده است و تا جایی که در 10 اسفند و 17 اردیبهشت در چند استان زنان در صف مقدم بیان مطالبات قطعنامه‌های پایانی را خواندند در 31 تیر این حضور گسترده‌تر بود اگرچه جمع منسجمی شکل نگرفت اما مرور خاطرات منتشرشده زنان معلم در 31 تیرنشانمی‌دهد که زنان به لحاظ کیفی و کمی در 31 تیر مؤثر بودند. باوجوداینکه 31 تیر به‌صورت رسمی شکل نگرفت برخورد زنان و مدیریت درصحنه و در مواجهه با مأموران جالب و آموزنده بود آن‌ها هم شجاعت لازم را داشتند تا حرف خود را بزنند و برخی نمایندگان را وادار نمایند تا به حرفشان گوش دهند و هم‌زمانی که از طرف مقابل خشونتی اعمال می‌شد قادر به دفاع و مدیریت صحنه بودند. طبیعی است وقتی زن معلمی از دلیجان و اصفهان خودش را به بهارستان رسانده است انقدر شهامت دارد که از حقوق صنفی و آموزشی خود دفاع نماید یا زنانی که از قشم و روستاهای گرگان آمده بودند تا نشان دهند می‌خواهند در پروسه بهبود معیشت وزندگی خود مؤثر باشند؛و از موضع یک زن خواهان بهبود شرایط شغلی و امنیت زندگی خود بودند. این قدم‌های استوار بدون غلبه بر نگاه سنتی نقش زن ممکن نبود که به حرکت درآیند و این نشان از بالندگی حضور زنان معلم در عرصه اجتماعی است.

 

این‌همهمؤید این مسئله است که معلم زن امروزی شغلش را با کلیشه‌های مرسوم جامعه مردسالار انتخاب نکرده است و مسئله معیشت و آموزش و حتی امنیت فعالین صنفی برای او یک مسئله مهم است. از سویی زنان در ارائه ایده و پیشنهاد در گروه‌های تلگرامی پیشرو بودند و هر جا لازم بود پا به‌پای مردان در صف مقدم مطالبه گری حضور داشتند حضور این زنان آگاهو پیشرو نشان از رنگ باختن کلیشه‌های جنسیتی بود این امر نشان می‌دهد که پراتیک اجتماعی و مدنی چگونه قادر است زنگارهای کهنه را پا نماید و زنان و مردان را از کلیشه‌های طبیعی جلوه داده‌شده خارج کند.

 

بازنشستگان، پیشکسوتان پیشرو، سرمایه‌های نمادین جنبش

 

هر صنفی که حرکتش متکی بر تجربه پیشکسوتان نباشد و عقبه خود را نبیند مثل این است که در خلأ گام برمی‌دارد. اگرچه عقبه عدالت‌خواهی معلمان به 15 سال اخیر بر‌نمی‌گردد و همواره از بدو تأسیس مدرسه معلمان در عرصه‌های مختلف حضور جدی داشته‌اند اما بعد از انقلاب و با پایان یافتن عمر کوتاه اما مؤثرتشکل‌های مستقل صنفی معلمان تا سال 1360،ما شاهد یک گسست 20 ساله درحرکت معلمان هستیم. شکل‌گیریکانون‌ها در اواخر دهه هفتاد و ایجاد یک ظرف نسبی بری فعالیت معلمان باعث شده است که در مقطع کنونی معلمان دارای تجربه تاریخی 15 باشد. تجربه‌ای که در عملکرد پیشکسوتان عینیت یافته است.

اگرچه تاریخ 15 ساله کانون‌ها نیاز به‌نقد جدی در عملکرد و محتوا دارد اما معلمان نشان داده‌اند که از افراد پیشکسوت، فعال و صادقی که برمدار حرکت صنفی و آموزشی حرکت کرده‌اند تجلیل می‌کنند. از سوی دیگر بهخاطر وضعیت بد معیشتی و زیستی معلمان بازنشسته، بسیاری از این فعالان پویاتر از پیش، مقهور گذشت ایام نشده‌اند و همچنان در صف اول مطالبه حقوق صنفی قرار دارند. از این منظر در 31 تیر، همچون برنامه‌های پیشین معلمان بازنشسته بخصوص معلمان زن حضور پرشوری داشتند. مرور خاطرات شاهدان نشان می‌دهد که چگونه این زنان گفتگوی خود با مأموران را تبدیل به کلاس آموزشی با موضوع عدالت‌خواهی نمودند.

 

پی نوشت: آمار و ارقام و ذکر برخی موارد مبتنی بر مباحث ارایه شده و خاطران همکاران در مقطع 31 تیر است. و ممکن است دقت لازم را نداشته باشد. نگارنده از پیشنهادات و انتقادات همکاران جهت تحلیل بهتر مسایل صنفی استقبال می نماید.

یک نظر

  1. کمتر از 10 ماه به عمر این دولت معلم کش باقیست.!!
    29 اردیبهشت 96 انتخابات ریاست جمهوری.
    فرهنگیان ایران حق کشی و اجحاف این دولت و وزیرش را در حق معلمان فراموش نخواهد کرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*