سرخط خبرها
خانه / معلمان / اسماعیل عبدی: علیرغم آزادی از زندان، احساس آزادی نمی‌کنم!
اسماعیل عبدی: علیرغم آزادی از زندان، احساس آزادی نمی‌کنم!

اسماعیل عبدی: علیرغم آزادی از زندان، احساس آزادی نمی‌کنم!

حقوق معلم و کارگر

 

اسماعیل عبدی، دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران، که از ششم تیرماه ۱۳۹۴ بازداشت شده و در ۱۳ بهمن ۹۴ حکم شش سال حبس برایش صادر شده بود، پس از صدور بیانیه‌ی مشترک با جعفر عظیم‌زاده، دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران، با خواسته‌ی حذف احکام امنیتی از پرونده‌ی فعالان صنفی، در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، آزاد شد.


وی لحظاتی پس از آزادی اعلام داشت که با توجه به تصمیم مشترک با جعفر عظیم‌زاده، قرار بر این بود که هرکدام آزاد شدند، به خاطر حفظ سلامت روانی خانواده دست از اعتصاب غذا بردارند.

عبدی در ادامه گفت: ما همچنان بر سر مطالبات خود که همان برداشتن احکام امنیتی از پرونده‌های فعالان صنفی و کارگری هست اصرار داریم.

وی ضمن اظهار خوشحالی از خبر آزادی رسول بداقی، محمود بهشتی لنگرودی و علی‌اکبر باغانی، گفت: به دلیل آزاد نشدن هم‌بندی‌اش جعفر عظیم‌زاده، احساس آزادی نمی‌کند و امیدوار است ایشان نیز با نظر مساعد مسئولین امر، به زودی به آغوش خانواده بازگردد.

یک نظر

  1. سلام جناب اسماعیل عبدی گرامی
    از اینکه در این جهان پر از خود خواهی و ناکسی انسان های شریفی چون شما به دیگری نیز می اندیشند؛ بی نهایت زیباست؛ ولی به هر حال آزادی نیز ارزشِ ویژه و پر شکوه خود را دارد و بشر در طول تاریخ برایش بسیار هزینه داده؛ پس آزادی شما مبارک باد! و امیدوارم کارگر شریف و حق طلب جعفر عظیم زاده نیز هرچه زودتر آزاد گردد.

    زمانی که بخش های بزرگی از جهان بت پرستی می کردند؛ ایرانیان(همه ی ایرانیان – ایران امروز و اکناف آن) خرد گرایی را پیشه ی خود و آمیخته به اندیشه خود ساختند؛ که نماد برجسته ی آن در شاهنامه ی جاودان فردوسی بزرگ، سیمرغ است.
    پدری گمراه شده، فرزند خود را برای اینکه همه را نمی مانَد به طبیعت می سپارد. سیمرغ مظهر خرد در فرهنگ ایرانیان کودک را می بَرَد بزرگ می کند و نیک می پرورد زیرا می داند بی خردی کردن جاودان نیست. پس دیرتر فرزند برومند را به پدر پشیمان بر می گرداند و بدین وسیله نیگویی خرد گرایی را برای همیشه در تاریخ ثبت می کند بر ضد خرافات.
    پس دولت ما و همه ی مسئولین این کشور – کیشور – هم باید نماینده ی خرد باشند. آنها باید نیک بدانند که در همکاری با همگان است که ره یافتن به معنی وسیع کلمه ممکن می گردد.
    متأسفانه جهان بدون زندان نمی تواند باشد؛ زیرا به هر حال کسانی پیدا می شوند که حق دیگران را به اَشکالی بسیار خشن زیر پا می نهند و یا حتی دست به جنایت آدم کشی می زنند و …؛ پس باید محاکمه گشته زندانی گردند تا نتوانند دامنه ی جنایات خود را گسترش دهند؛ ولی جای انسان عدالتخواه زندان نیست. دست کارگر و معلم را باید بوسید. به همین دلیل باید در برابر همه ی کارگران و زحمتکشان یدی و فکری جهان سر تعظیم فرود آورد. این نباید در حد یک تعارف جا بیفتد، بلکه باید یک وظیفه گردد تا زحمتکشان بدانند در نزد دیگران ارج فراوان دارند.
    طبیعی است که پیدا شدن جنایتکار نیز – نه همیشه، بسیار گاه – سبابه ی مسئولیت را به سوی دولت ها و مسئولین کشور ها – کیشور ها – دراز می کند. و این سوال را پیش می آوَرَد: چرا او جانی شد؟ و در این جمله کتابی سخن است که در این اندک و بیش نگنجد؛ ولی بزرگ اندیشمند می تواند حتی در اندک ببیند جهانی را؛ راز های نهانی را.
    پس عزیزان خواننده حتمن دقت دارند که این متن انشا نویسی و یا قلم فرسایی نیست؛ افشُره ای از چکیده ی تجربیات تاریخ جامعه ی بشری است.
    دولتمرد مردمی نیک می داند که اگر خواستار پیشرفت واقعی و افتخار آمیز میهن است، باید همه اقشار اجتماع را ببیند؛ و نه اینکه با مردم سرزمینی فقط به شکلی جناحی برخورد شود. این نوع برخورد زود و یا دیر به بُن بست می رسد؛ این را تاریخ جهان پیوسته با هشدار به ما گوشزد می کند. چنانکه سعدی بزرگ می گوید گرچه ترا چو مروارید می پرورد؛ ولی به یاد داشته باش اگر قدر ندانستی و گمراه شدی، چون سفال می شکندت. و این پیامِ پیام ها را گرفتن و نیک دریافت کردن، هنر است؛ هنری بزرگ است و کار هر از ره رسیده نیست. یعنی این سخن فقط تئوری بیان شده از سوی لیثی حبیبی – م. تلنگر نیست؛ گرچه او نیز آن را وسیله ی تلنگری می سازد برای بیدار باشی. این قلم دارد پیوسته یعنی ناگسسته توجه می دهد به تجریبات تاریخی. پس وظیفه ی حکومت و دولت در هر کشوری – کیشوری – است که قانون اساسی را اجرا کند. و اگر چنان شود، دیگر زندان جای معلم شریف و کارگر شریف و کلن انسان های عدالتخواه و آزاده و به زیبایی دلداده، نیست و نخواهد بود؛ حتی اگر عدالتخواهی شان مورد پسند بعضی از مسئولین نباشد، باز باید قانون را اجرا کنند، زیرا هم قسم خورده ی قانون اند(قانونی که خود تصویب کرده اند) و هم قانونِ زرین سخن سعدی بزرگ می تواند شامل حالشان گردد.
    از آن سو هم اگر کسانی به بخش هایی از قانون اعتراض دارند باید برای تغییر آن حق اعتراض مسالمت آمیز و پیشنهاد داشته باشند تا جامعه به بُن بست نرسد. بشر باید دقت فراوان داشته باشد تا زمین نازنین و زیبای ما کره ی صلح و دوستی همه ی خلق های جهان گردد.
    این شیوه؛ فقط این شیوه است که می تواند آرامش و زیبا زیستن را در جامعه ی بشری و هم هر کشوری – کیشوری – برقرار نماید.
    ژرف بنگر، که در این اندک بسیار آمده.

    ای معلم، ای کارگر، ای که به انسان و انسانیت دل دادی، مبارک باد آزادی!*

    * دل دادی، یعنی عاشق شدی؛ دل دادی یعنی در راه عدالتخواهی به اطرافیان خود دل و جرأت بخشیدی تا بدانند هزینه دادن در راه حق بیهوده نیست، دوباره زادن است؛ به روی جامعه ی بُن بست زده ی بشری، ره گشودن است.