سرخط خبرها
خانه / معلمان / اسماعیل عبدی شاه شمشاد قدان کانون
اسماعیل عبدی شاه شمشاد قدان کانون

اسماعیل عبدی شاه شمشاد قدان کانون

عزیز قاسم زاده

بار دیگر اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران به زندان فرا خوانده شد. این بار برای اجرای 6 سال حکم ظالمانه‌اش. اینکه چه اتفاقی در جامعه‌ی ما افتاده که با وجود فساد گسترده صندوق ذخیره فرهنگیان، عزمی جدی با خاطیان ضایع‌کننده منافع قشر عظیمی از معلمان در اراده قضایی مملکت دیده نمی‌شود و در عوض یورشی مغول‌وار به خانه معلمی می‌برند، نیازمند تحلیلی اساسی در بررسی واژگونی تراژیک و کمدی قضایایی از این دست است جماعتی چهارشنبه ۱۹ آبان آن قدر درب خانه عبدی را کوفتند که نگرانی همسایگان هم برانگیخته شد و در مقابل چشمان نگران کودک ۴ ساله‌ی عبدی ماندانای مظلوم، پدرش را به اسارت گرفتند. به راستی اسماعیل چه گفته و چه کرده که تا این حد نسبت به او کینه وجود دارد و با وجود هزینه برخوردهای این‌چنینی، عاملان و آمرانش هرگز به عواقب آن اندیشه نمی‌کنند و گویی می‌خواهند کینه‌توزی خود را در صور اسرافیل بدمند. اسماعیل عبدی معلمی فوق‌العاده خون‌گرم، شجاع، پرجاذبه، خنده‌رو، نوع‌دوست، باهوش و مهربان است. او برای دفاع از منافع صنفی خود در تمام این سال‌ها منافع خود را به شکل‌های مختلف به خطر انداخته است. او دبیر ریاضی است و بسیاری از معلمان ریاضی از طریق کلاس‌های فوق‌برنامه به جبران حقوق ناچیز ماهانه‌شان می‌پردازند. اسماعیل اما به خاطر فعالیت‌هایش همان حقوق ماهانه‌ی ناچیزش را هم بارها در معرض خطر قرار داده است. او در عین‌حال مربی شطرنج است. اما به خاطر فعالیت‌های صنفیش این موقعیت را هم به خطر انداخته است. اما اسماعیل را با تمام خصایصش و شجاعتش و ابا نداشتنش از پرداخت هزینه، از جهت دیگری هم باید شاه شمشادقدان کنشگران صنفی نامید. در شرایطی که بسیاری به لحاظ مفهومی و نظری تفکیکی را میان کارگر و معلم قائل بودند و با دلایل مختلف به تبیین آن می‌پرداختند، او توانست این نزدیکی را هم به لحاظ نظری و هم عملی به مرحله‌ای برساند که اکنون بسیاری از مخالفان این ایده هم با تجدیدنظر در دیدگاه خود در تعریف مفهوم کار و کارگر، نشان داده‌اند که این همگرایی که اسماعیل مبدع و پیش‌قدمش بوده، نه هم‌گرایی خرده جنبش‌هاست و نه همگرایی سیاسی. بلکه تجلی عینی حرکت‌های صنفی است. اسماعیل عبدی نمودار صادق و کوشای کنشگران صنفی این مرز و بوم است. زندانی کردن او توسط قوه قضاییه و سکوت وزارت آموزش و پرورش به‌ویژه وزیر جدیدش، بیش از همه نشان‌دهنده‌ی بی‌قانونی حداکثری و ظلم افسار گسیخته در پرتو احکام غیرحقوقی است. حکم اسماعیل عبدی با کمترین موازین حقوقی هم‌خوانی ندارد. هیچ وکیلی را نمی‌توان به جرأت نام برد که حتی یکی از رفتارهای اسماعیل را مصداق جرم بداند. در عوض او به‌دلیل دغدغه‌هایش باید مورد ستایش قرار بگیرد. ای کاش تدبیری در میان دوستان وزارتخانه و کل دولت کنونی بود تا با مشاوره با معلمان صاحب‌نظر و دلسوزی چون عبدی و بهشتی و باغانی و بداقی امید را به جامعه معلمان باز می‌گرداندند. این حکم بیش از آن‌که کمانی علیه عبدی باشد، تیری است کارآمد بر قلب مجروح عدالت.

قوه قضاییه در این سال‌ها با صدور احکام فله‌ای علیه فعالان صنفی، کارگری، دانشجویی، مطبوعاتی و حقوق‌بشری به بانگ بلند گفته است که نه با آزادی میانه‌ی مطلوبی دارد و نه با روح عدالت آرام می‌پذیرد. محتوای کلی این احکام، بهترین گواه بر این مدعاست. اکنون باید کنشگران صنفی با هر کمیتی تأثیر حداکثری در تغییر حکم اسماعیل عبدی بگذارند. نباید گذاشت که در سکوت ما ظلم رفته بر رسول بداقی و خانواده‌اش، بر سر اسماعیل عبدی و خانواده‌اش آوار شود. باید به هرشکل نام عبدی را به اهتزاز درآورد. از نامه‌های اعتراضی به مسئولان قوا به‌ویژه قوه قضاییه تا نامه به نمایندگان و دیدار با آن‌ها به‌ویژه علی مطهری و یاران اندک او که در ماجرای نرگس محمدی به سوگند نمایندگی وفادار مانده‌اند، تا شرکت در حرکت‌های نمادین اعتراضی و تحصن. باید گام‌به‌گام این اقدامات را انجام داد و خسته نشد تا در نهایت حکم اسماعیل، شاه شمشادقدان جنبش معلمان ایران شکسته شود.