سرخط خبرها
خانه / معلمان / تشکل های صنفی و حاکمیت. سه راهی تقابل ، وابستگی ، استقلال
تشکل های صنفی و حاکمیت. سه راهی تقابل ، وابستگی ، استقلال

تشکل های صنفی و حاکمیت. سه راهی تقابل ، وابستگی ، استقلال

محمود بهشتی لنگرودی
از سال ۷۸ که کانون های صنفی معلمان ، فعالیت خود را آغاز کرده اند ، یکی از مهم ترین پرسش ها و دغدغه های فعالان صنفی و اعضای هیات مدیره ی کانون ها ، چگونگی ارتباط با دولت ها و مسوولان بوده است.

دیدگاه اول:دسته ای از فعالان ، با این ادعا که کارفرمای ما ، حاکمیتی مستبد و خودکامه است که به هیچ یک از اصول و قواعد دموکراسی و حقوق شهروندی پایبند نیست و قابلیت اصلاح ندارد ، هر گونه ارتباط ، تعامل و گفت و گو با دولت ها و مسوولان مملکتی را خیانت قلمداد کرده و به مثابه گروه های سیاسی ای که دارای مشی براندازانه هستند ، حل مشکلات جامعه ی معلمان را منوط به تغییر رژیم دانسته و این دیدگاه را در گفتار و نوشته های خود ، آشکارا تبلیغ و تبیین می کنند.
به باور بنده ، حتی با فرض صحت این ادعاها، لازم است که این بزرگواران، برای تحقق منویات خود، با گروه های سیاسی دیگری که با همین دیدگاه، به صورت علنی و یا زیر زمینی فعالیت دارند همداستان شوند و اجازه دهند که فعالان صنفی در همان چهارچوب هایی که مطابق اساسنامه و عرف این گونه تشکل هاست فعالیت نمایند.
دیدگاه دوم: گروه دوم ، مربوط به کسانی است که با همین ادعا، یعنی باور به این که طرف مقابلشان به عنوان کارفرما، دولت ها هستند، راه تعامل را برگزیده اند اما در این مسیر دچار انحراف گشته و با نزدیکی بیش از حد به دولت ها، عملا به تریبونی برای حمایت و تبلیغ و تبیین عملکرد آن ها تبدیل گردیده اند و در نتیجه نقش و وظیفه ی اصلی خود را که همانا نظارت بر عملکرد مسوولان و نقد رفتار آن هاست به فراموشی سپرده اند و به تدریج در باورشان این مصرع شعر حافظ نقش بسته است که :
هر چه آن خسرو کند شیرین بود
یعنی همه ی رفتار آن بخش از حاکمیت را که هم فکر خود می دانند، توجیه و تایید می کنند و تنها در برخی موارد محدود و آن هم با انگیزه هایی خاص، به طرح برخی انتقادات می پردازند.
صاحبان این دیدگاه ، به ویژه بعد از سپری شدن دوره ی سیاه ۸ ساله ی احمدی نژاد و روی کار آمدن دولت اعتدال، تا حدودی گسترده شده اند و پیوسته با این ادعا که اگر منتقد دولت فعلی باشیم، احتمال بازگشت احمدی نژادها وجود دارد، عملاً، مانع اتخاذ بسیاری از تصمیم گیری ها در زمینه ی نقد حاکمیت و همچنین انجام کنش های صنفی به ویژه بعد از صدور مجوز برگزاری مجامع کانون هاشده اند.
از دیدگاه بنده، برای این دوستان هم، تشکل های سیاسی فراوانی وجود دارد که می توانند با تکیه بر شخصیت حقیقی خود و بدون هزینه کردن از اعتبار کانون ها، به آن تشکل ها ، رجوع نمایند.
 دیدگاه سوم مربوط به آن بخش از فعالان صنفی و اعضای هیات مدیره ی کانون هاست که به شعار نه چپیم، نه راستیم، فقط معلم هستیم باور دارند.
این دوستان، ضمن اعتقاد به گفت و گو با مسوولان و مخالفت با تقابل، تلاش می نمایند که این گفت و گوها و تعامل ها، منجر به وابستگی تشکل ها به حاکمیت و بی خاصیت شدن آن ها نگردد.
از دیدگاه این دسته، «تقابل» و «وابستگی» هر دو آفت فعالیت صنفی است و بر خلاف آن چه تصور می شود شاید خطر وابستگی تشکل ها به حاکمیت، حتی بیشتر از خطر تقابل باشد .
صاحبان این دیدگاه، اگرچه، فرق دولت هایی که به طور نسبی تلاش می نمایند که به حقوق شهروندی احترام بگذارند را با دولت های توتالیتر و مستبد به درستی تشخیص می دهند اما با دخالت دادن این موضوع به فعالیت های صنفی و کند کردن پی گیری مطالبات و خواسته ها به شدت مخالفند.
به باور این دسته، حفظ استقلال تشکل ها، از هر مصلحتی ضروری تر است و هیچ دولتی در حدی نیست که بخواهیم تلاش ها و مجاهدت های ۱۸ساله ی فعالان را قربانی حمایت از آن دولت ها کنیم.
به اعتقاد این دوستان ، «اصالت » با بیرون نیست لذا ضرورت دارد که تشکل های صنفی با اعتماد به توان و قدرت خود و تکیه بر حمایت بدنه ی فعال جامعه ی فرهنگیان، تحت هر شرایطی و تحت حاکمیت هر دولتی، به فعالیت قانونمند خود ادامه دهند همان گونه که در دوره ی ۸ساله ی احمدی نژاد نیز، علی رغم همه ی تهدیدها، محدودیت ها و هزینه ها، این دوستان، فعالیت های خود را تعطیل نکرده اند.
خوشبختانه، این تفکر، هم در هیات مدیره ی کانون ها و هم در بدنه ی فعال جامعه ی معلمان، وجه غالب را، از ابتدا تاکنون، حفظ کرده و همین تلاش برای حفظ استقلال تشکل ها، تاثیر بسیاری در حفظ محبوبیت و جایگاه کانون های صنفی، از ابتدا تا امروز ، داشته است.
علاوه بر تقسیم بندی های فوق ، گروه ها و افراد دیگری با انگیزه های دیگر وجود دارند که در آینده به آن ها خواهم پرداخت.
محمود بهشتی لنگرودی
۹۶/۲/۱۴