سرخط خبرها
خانه / مقالات / مظلومیّت علوم انسانی در آموزش و پرورش
مظلومیّت علوم انسانی در آموزش و پرورش

مظلومیّت علوم انسانی در آموزش و پرورش

*حمید گودرزی – دبیر آموزش و پرورش در فرانسه ده نفر اوّل پذیرفته شده در کنکور سراسری، به اجبار به رشته‌های علوم‌انسانی مانند: جامعه‌شناسی، تاریخ، حقوق، فلسفه و... هدایت می‌شوند. این مطلب و مطالبی از این دست را در کلاس‌های علوم‌انسانی متوسطه می‌گفتم. رشته‌ای که دانش‌آموزانش براساس نمرات کسب شده در دوره راهنمایی و در دروس عربی، فارسی و دروس اوّل دبیرستان مانند: مطالعات اجتماعی، عربی، ادبیات فارسی و... فرم هدایت تحصیلی‌شان تکمیل می‌شد. در مقام مقایسه می‌دیدم بیشتر دانش‌آموزان علوم‌انسانی، در درس‌های ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی نمرات زیر 12 کسب نموده‌اند و به همین دلیل به رشتۀ علوم‌انسانی…

بازبینی کلی

خلاصه: به این نوشتار چه امتیازی می دهید

امتیاز کاربر: 4.2 ( 2 امتیازات)
0

*حمید گودرزی – دبیر آموزش و پرورش

در فرانسه ده نفر اوّل پذیرفته شده در کنکور سراسری، به اجبار به رشته‌های علوم‌انسانی مانند: جامعه‌شناسی، تاریخ، حقوق، فلسفه و… هدایت می‌شوند.

این مطلب و مطالبی از این دست را در کلاس‌های علوم‌انسانی متوسطه می‌گفتم. رشته‌ای که دانش‌آموزانش براساس نمرات کسب شده در دوره راهنمایی و در دروس عربی، فارسی و دروس اوّل دبیرستان مانند: مطالعات اجتماعی، عربی، ادبیات فارسی و… فرم هدایت تحصیلی‌شان تکمیل می‌شد.

در مقام مقایسه می‌دیدم بیشتر دانش‌آموزان علوم‌انسانی، در درس‌های ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی نمرات زیر 12 کسب نموده‌اند و به همین دلیل به رشتۀ علوم‌انسانی فرستاده شده‌اند و جالب‌تر این‌که در سال‌های اخیر این دسته از دانش‌آموزان را که موفّق به کسب نمرات لازم حتّی برای ورود به شاخۀ کاردانش نشده‌اند، به رشتۀ علوم‌انسانی سرازیر می‌کردند.

و باز:

  • دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان سلام کردن و رعایت حرمت دبیران علوم پایه را در کلاس درس، حیاط مدرسه و حتّی خارج از مدرسه بیشتر از دبیران دروس «خواندنی و حفظ‌کردنی» لحاظ می‌کردند.
  • اولیای دانش‌آموزان که برای اطلاع از وضعیت تحصیلی فرزندشان به دفتر مدرسه مراجعه می‌کردند، بیشتر سراغ دبیران علوم پایه را می‌گرفتند.
  • گرفتن معلّم سرخانه و تدریس خصوصی و کلاس‌های تقویتی هم در انحصار معلّمان علوم پایه بود.

      حتّی دبیران علوم انسانی هم این واقعیّات را پذیرفته و گردن نهاده‌اند.

      این ذهنیّت نسبت به رشتۀ علوم انسانی، دانش‌آموزان، معلّمان، استادان و دانش‌آموختگان‌اش مربوط به چند سال اخیر نیست. گویا از همان زمانی که آموزش و پرورش رسمی در ایران و بعد از مشروطیّت شکل گرفت، علوم انسانی و مدرکش ابزار وصل شدن به بازار، اقتصاد و شغل پردرآمد نبود.

      در واقع اوّلین خشت علوم انسانی در جامعه‌ی ما کج نهاده شد و اکنون نیز که سال‌ها گذشته است، بی شک، دیوارش نیز کج بالا رفته است.

      تمامی این نتایج داعی بر آن است که آموزش و پرورش، از آغاز تا به امروز، کمتر در کارکردهایی که بر آن مترتّب است، موفّق بوده است. یکی از حاشیه‌ای‌ترین آثار تعلیم و تربیت، کسب مدرک به منظور ورود به بازار کار است. هم‌چنان که کشاورز گندم را به قصد برداشت گندم و نه کاه، کاشته است. به نظر می‌رسد آموزش و پرورش ما حدّاقل در ذهن مردمان جامعه، ابزرا رسیدن به پایگاه اقتصادی است. ذهنیتی که به انحای گوناگون تقویت می‌شود.

      مگر «تیغ دادن به کف زنگی مست» و «چو دزدی با چراغ آید» و… موضوع انشا هایمان نبوده است؟ در واقع با اتّکا به چنین معارفی قصد داریم جایگاه تجربه و آزمون را لااقل از ماندن در عرش به زیر آوریم. اگرچه خدمات شایان علوم پایه را در دنیای امروز و در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی نمی‌توان انکار کرد.

      اکنون سوال این است که اگر ایمان بر عمل، چرایی بر چگونگی، هدف بر وسیله، تعهد بر تخصص و… برتری دارد، آیا زمان آن نیست که جایگاه علوم انسانی را نه در دوره‌ی متوسطه و آموزش عالی که در همان روزهای پایه‌گذاری تعلیم و تربیت در دوره‌ی ابتدایی ارتقا ببخشیم؟

      علوم پایه دارای مبانی ثابت و گاه ماندگاری است که حتّی برخی از اصول آن پس از سالیان متمادی هنوز هم از اعتبار بالایی برخوردارند و دلایل متقن جهت رد یا ابطال بعضی از نظریه‌های این حوزه از معارف بشری یافت نشده است. در حالی‌که در علوم انسانی، جزئی‌ترین مفاهیمی که موضوع تفکّر واقع شده‌اند، از بدایت خلقت تاکنون، هزاران بار محلّ بحث و جدل، تحقیق و تفحص و ابطال و اثبات بوده‌اند.

      اگر علوم انسانی، عرصه‌ی تفکّر، انتزاع و تجرید و کار با مفاهیم است، پس چرا ملاک‌های انتخاب دانش‌آموزان جهت تحصیل در دوره‌ی متوسطه و رشته‌ی انسانی، بی‌انگیزه‌ترین دانش‌آموزان و ناتوان‌ترین آن‌ها در حوزه‌ی تفکّر انتزاعی است؟

      اگر علوم انسانی، محتوا، اهداف و روش‌های ارائه‌ی آن و گزینش دانش‌آموز جهت تحصیل آن، به یکی از نگرانی‌های نظام اسلامی‌مان تبدیل شده است و به گفته‌ی مقام رهبری: «علوم انسانی وارداتی ماهیتاً با حرکت نظام اسلامی تعارض دارد.» و موجب شده است ‌ به طور کلّی ورود به رشتۀ علوم‌انسانی ممنوع شود، آیا وقت آن نرسیده است که در ایجاد رشته‌ی علوم انسانی مبتنی بر علوم اسلامی که سال‌ها دغدغه‌ی برنامه‌ریزان کلان کشوری شده است، گامی برداشته شود؟ و مخصوصاً در انتخاب دانش‌آموزان جهت تحصیل در این رشته، ملاک‌های گزینش در حد و اندازه و اهمیّت علوم انسانی باشد؟ باشد که بیش از این شاهد دوری دستگاه آموزش و پرورش کشور از این رشته‌ی مهم نباشیم.

*حمید گودرزی – دبیر آموزش و پرورش در فرانسه ده نفر اوّل پذیرفته شده در کنکور سراسری، به اجبار به رشته‌های علوم‌انسانی مانند: جامعه‌شناسی، تاریخ، حقوق، فلسفه و... هدایت می‌شوند. این مطلب و مطالبی از این دست را در کلاس‌های علوم‌انسانی متوسطه می‌گفتم. رشته‌ای که دانش‌آموزانش براساس نمرات کسب شده در دوره راهنمایی و در دروس عربی، فارسی و دروس اوّل دبیرستان مانند: مطالعات اجتماعی، عربی، ادبیات فارسی و... فرم هدایت تحصیلی‌شان تکمیل می‌شد. در مقام مقایسه می‌دیدم بیشتر دانش‌آموزان علوم‌انسانی، در درس‌های ریاضی، فیزیک، شیمی و زیست‌شناسی نمرات زیر 12 کسب نموده‌اند و به همین دلیل به رشتۀ علوم‌انسانی…

بازبینی کلی

خلاصه: به این نوشتار چه امتیازی می دهید

امتیاز کاربر: 4.2 ( 2 امتیازات)
0

یک نظر

  1. حجت الله پاک نهاد

    متشکرم. جالب بود.