سرخط خبرها
خانه / معلمان / رویکرد سوم به استیضاح فانی/ استیضاح فرصتی برای تعمیق و اجتماعی شدن مطالبات صنفی و آموزشی
رویکرد سوم به استیضاح فانی/ استیضاح فرصتی برای تعمیق و اجتماعی شدن مطالبات صنفی و آموزشی

رویکرد سوم به استیضاح فانی/ استیضاح فرصتی برای تعمیق و اجتماعی شدن مطالبات صنفی و آموزشی

جعفر ابراهیمی

پیش‌تر از این نوشته بودم «فانی را فراموش کنید» چون سخت باور دارم که سیاست‌های فانی به سود آموزش ما، کودکان و معلمان نیست چراکه هدف او نه بهبود شرایط آموزشی بلکه جاده صافکنی سیاست‌های دست راستی برای بلعیدن آموزش عمومی در قالب طرح‌های پولی سازی مدارس به اشکال مختلف است. سیاستی که با فانی شروع نشده است با وی هم به پایان نخواهد رسید اما وی به همان اندازه که معلمی نکرده است تسهیل گر ماهری برای بنگاهی شدن آموزش است و حامی سیاست هایی است که از معیشت معلم تا کیفیت آموزش را تحت شعاع قرار می‌دهد. حالا جمعی از نمایندگان طرح استیضاح فانی را مطرح کرده‌اند و دودسته به تکاپو افتاده و با این طرح به‌ صورت مستقیم و غیرمستقیم مخالفت و موافقت می‌کنند.

حامیان فانی بصورت مستقیم و غیرمستقیم خود شامل دو گروه هستند:

گروه اول: حامیان و طرفداران فانی هستند که منافعی فردی و گروهی در ساختار آموزش و پرورش و در حفظ وضع موجود دارند این افراد دلواپس پست و موقعیت و امتیازات خود هستند و منافع فردی خود را در ابقای فانی ارزیابی می‌کنند پس می‌کوشند بنام مخالفت با طراحان استیضاح و یا حمایت از دولت منافع فردی خود را حفظ نمایند. این افراد قادر نیستند استدلالی در حمایت از فانی طرح نمایند و می‌کوشند منافع فردی و گروهی خود را پشت استدلال‌های کور پنهان کنند.

گروه دوم: این گروه دلواپسان دولت هستند در ابقای فانی منفعت فردی و گروهی در ساختار آموزشی  ندارند اما استیضاح فانی از سوی جناح مقابل را به‌حساب تضعیف دولت حسن روحانی می‌گذارند و چون تمام امیدشان به تدبیر و کلید حسن روحانی است پس باز به همان شیوه یعنی حمله به استیضاح‌کنندگان و حمایت از دولت در مقام حمایت از فانی درمی‌آیند این افراد منافع کلان یک جریان سیاسی را دنبال می‌کنند و امیدوارند با ابقای فانی دولت تضعیف نگردد؛اما این دسته هم مانند دسته قبل هیچ استدلال قوی برای دفاع از فانی ندارند پس نیات و جریان سیاسی استیضاح‌کنندگان را به چالش می‌کشند. و منافع صنفی و آموزشی را همسو با دولت و ذیل آن تقسیم بندی می کنند.

این دسته بندی ممکن است جامع نباشد و خارج از این دسته‌بندی هم شاید بتوان مخالفان را دسته‌بندی نمود ولی به نظر می‌رسد این دسته‌بندی تا حدود زیادی شامل دو طیف اصلی مخالفان استیضاح را در بربگیرد.برخی معلمان هم در دسته‌بندی فوق قرار دارند و ممکن است افراد و جریاناتی در دو گروه همپوشانی داشته باشند. اما در جبهه موافقان طرح استیضاح هم می توان شبیه این تقسیم بندی دو گروه را شناسایی نمود.

گروه اول: کسانی هستند که در مقابل گروه اول مخالفان قرار دارند افرادی که منافع فردی و گروهی خود در نظام آموزشی را در نبود فانی جستجو می‌کنند و می‌کوشند برای برهم زدن شرایط موجود و بازگشت به موقعیت مطلوب خود در راستای استیضاح فانی عمل کنند شرایط مطلوب دستیابی به مَناصب وپست‌های مدیریتی و سازمانی و بهره‌مندی فردی و گروهی از امکانات است ازاین‌رواصلاً اهداف آموزشی و مسئله صنفی و معیشتی معلمان برایشان مطرح نیست.
گروه دوم: افراد و جریاناتی هستند که اصلاً فرد فانی برایشان اهمیت ندارد و از ناکارآمدی فانی برای تضعیف دولت استفاده می‌کنند این گروه منافع فردی مشخص در آموزش‌وپرورش ندارند اما منافع جناحی و سیاسی جریان مخالف دولت را نمایندگی می‌کنند باز مسئله اینجا وضعیت اسفبار آموزش‌وپرورش نیست و بیشتر این وضعیت دستاویزی است برای کسب هژمونی در قدرت از طریق آموزش‌وپرورش است این موافقان طرح بر موج نارضایتی از فانی سوار می شوند اما خود در بسیاری موارد ممکن است در سیاست های کلان با فانی و دولت فعلی همسو باشند. این موافقان استیضاح می کوشند نیات سیاسی خود را پشت موج نارضایتی مخفی نمایند و پاشنه آشیل آنها طرح پرسش از آنها در مورد مسایلی است که جز مطالبات معلمان و جامعه است اما آنها با فانی همسو هستند مانند سیاست های پولی سازی آموزش و علل و ریشه های وضعیت معیشتی معلمان.

در بین نیروهای آموزش‌وپرورش ممکن است افرادی با این دو رویکرد موافق استیضاح باشد در دسته‌بندی‌های فوق هیچ‌کدام از گروه‌های موافق/مخالف منافع عالی آموزش عمومی را در دفاع یا رد استیضاح مطرح نمی‌کنند رویکرد و منطق منافع فردی و سیاسی بر شیوه استدلال آن‌ها در رد یا مخالفت با استیضاح مستولی است. پرسش این جاست که آیا رویکردی خارج از این گروه بندی ها به مسئله استیضاح وجود دارد؟ نگاه سومی که حامل درکی صنفی و آموزشی به مسئله استیضاح وزیر داشته باشد؟

پاسخ مثبت است رویکرد سوم رویکردی است که هم موافق استیضاح است و هم رویکرد گروه اول و دوم موافقان استیضاح را ندارد.رویکرد سوم مبتنی بر حرکت برمدار صنفی و آموزشی و پرهیز از جناحی و باندی کردن موضوع استیضاح است. حاملان این رویکرد فاقد منافع فردی و گروهی در آموزش‌وپرورش هستند پس رفتن یا ماندن فانی برایشان از این منظر مهم نیست پس در اینجا از گروه اول موافقان و مخالفان استیضاح منفک می‌گردند؛اما مانند گروه دوم مخالفان طرح، اصل را به حمایت از دولت نمی‌دهند بلکه اصالت با تحقق مطالبات صنفی و آموزشی است از این منظر با اصل استیضاح مخالفت نمی‌کنند و اصلاً از برکناری فانی حمایت نیز می‌کنند؛اما این حمایت به معنای همسویی با جناح رقیب دولت نیست هرچند ممکن است در جریان این استیضاح جناح رقیب منتفع گردد (چون قرار نیست هزینه عملکرد نادرست دولت و وزارتخانه را از جیب معلمان و دانش آموزان پرداخت نمایند).

حامیان این رویکرد ضمن اینکه پشت حمایت از فانی به بهانه ترس از رقیب دولت نمی‌روند اما رویکرد گروه دوم موافقان را نیز به چالش می‌کشند و این نکته را یادآور می‌شوند که استیضاح‌کنندگان از چه رویکردی به استیضاح می‌نگرند و می‌کوشنددر دل تضاد جناحی استیضاح، مطالبات معلمان و دانش آموزان را برجسته و خواست‌های برحق صنفی و آموزشی را تعمیق و اجتماعی نمایند. رویکرد سوم موافق استیضاح، چون دغدغه صنفی‌ و آموزشی اش غالب است همیشه این فرصت را دارد که از زاویه صنفی و آموزشی حتی استیضاح‌کنندگان را به چالش بکشد و گزینه احتمالی بعد از فانی را نیز در مورد برنامه و عملکرد خود به چالش بکشد این رویکرد استیضاح‌کنندگان را از این موضع که چرا گلچینی از مطالبات معلمان را در طرح استیضاح گنجانده و حتی هدف سیاسی‌اش را به چالش می‌کشد اما مانند گروه دوم مخالفان استیضاح پشت دفاع از فانی نمی‌رود. این رویکرد می‌کوشد از موضع مستقل مطالباتی مانند آموزش کیفی و برابر، حق تشکل یابی مستقل و مخالفت با خصوصی‌سازی آموزش را در فضای استیضاح طرح و پیگیری می‌کند و عرصه استیضاح هم‌زمان برای فانی و طراحان استیضاحبه یک عرصه چالشی تبدیل می‌کند.

عرصه عمومی و مطالبات و کمپین‌های مختلف معلمان به روی جریانات غالب و مغلوب در قدرت از دولت تا مجلس گشوده است اینکه یک جناح از بی‌درایتی دیگری برای کسب هژمونی استفاده می‌کند تقصیر معلمان نیست و نمی‌توان با دوگانه سازی حاجی بابایی/فانی به‌سان احمدی‌نژاد/روحانی معلمان و جامعه را از پیگیری مطالبات صنفی و آموزشی برحذر کرد. دلواپسان دولت اگر نگران ظهور مجدد احمدی‌نژاد هستند بیش از این از سیاست‌های افراطی دست راستی دولت مانند پولی کردن آموزش و بهداشت و از بین بردن محیط‌زیست و منابع عمومی حمایت نکنند. بجای اینکه معلمان حامی استیضاح مورد پرسش واقع شوند باید طرفداران فانی به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم پاسخ دهند که از کدام عملکرد وی دفاع می‌کنند؟ چرا دولت پس از انتخابات مجلس دست‌به‌کار نشد و با برکناری فانی به ندای اعتراضات معلمان پاسخ نداد؟ چرا آموزش‌وپرورش در اولویت دولت نیست و چرا سیاست‌های کلان دوره احمدی‌نژاد بخصوص در پولی کردن آموزش همچنان ادامه دارد؟ و …

اگر از حامیان مستقیم فانی عبور کنیم حامیان غیرمستقیم وی کسانی هستند که مخاطب پرسش های فوق هستند و طیف صادق آنها در بدنه آموزش پرورش باید به دنبال پاسخ های غیرجناحی به پرسش های فوق باشند پاسخ های منطقی، ممکن است مسیر پیوستن به جمع حامیان رویکرد سوم را برای آنان هموار نماید. جایی که هر طرحی مانند استیضاح فرصتی برای تعمیق و اجتماعی کردن مطالبات صنفی و آموزشی است.