سرخط خبرها
خانه / معلمان / کار از کجا می لنگد؟
کار از کجا می لنگد؟

کار از کجا می لنگد؟

مهدی فتحی، دبیر ریاضی ناحیه۱ سنندج

سال 94 هم به پایان رسید و باز ما فرهنگیان ماندیم و یک مشت وعده وعید توخالی و امید به بهبودی اوضاع معیشتی که سالهاست گریبان گیرمان شده است.
سالِ پردرد ومشقتی را پشت سر گذاشتیم؛ اعتراض کردیم؛ تجمع کردیم؛ نامه نوشتیم؛ طومار به امضا رساندیم؛ تهدید شدیم؛ احضار شدیم؛ بازداشت شدیم؛ زندانی دادیم و خلاصه با هر هزینه ای که بود صدایمان را که سالهاست در نطفه خفه اش کرده اند به گوش مسئولان و فرادستان رساندیم، تاحدی که تمام دنیا صدایمان را شنید.
اما گویا اراده ای برای تغییر این وضع اسفبارِ معلمان، مدارس و دانش آموزان وجود ندارد و هر مسئولی که آمد، فقط برای نشان دادن حسن نیّتش با معلمان، از رسانه ها وجراید، همدردی اش را با ما ابراز نمود، از اوضاع پیش آمده ابراز تاسف کرد و وعده و وعیدی جدید به ما معلمان داد. وعده هایی که نه تنها جامه عمل نخواهند پوشید، بلکه با انتشار آنها در رسانه های ارتباط جمعی، معلمان را زیاده خواه و همیشه معترض، به جامعه معرفی کرد ومردم وجامعه را درمقابل معلمان قرارداد.
هرنماینده مجلسی که آمد، درنطق هایش از تبعیضهای بین معلمان وکارکنان دولت سخن گفت. هرمسئولی که آمد، درمجالس ومحافل رسمی وغیررسمی ازمشکلات فرهنگیان، مدارس ودانش آموزان سخنها به میان آورد وخلاصه تمام کار به دستان به این مشکلات اعتراف کرده وتلاش خود را برای رفع آنها اعلام کردند ومی کنند.
نمیدانم اگر تمامی فرادستان و نمایندگان مجلس آنقدر به فکر معلمان بوده وهستند، پس این اوضاع اسفبار معلمان ومدارس ودانش آموزان از کجا نشأت گرفته است؟ پس چه کسانی قوانین وبودجه ها را برای این وزارتخانه تصویب کرده و به اجرا درمی آورند؟
یا ما بدنمان گرم است و هنوز متوجه نشده ایم که وضع معلمان، دانش آموزان ومدارس خوب شده است وهمه چیز در ایده آل ترین حالت قرار دارد، یا مسئولین و کار به دستان فقط دارند خودنمایی وشانتاژ خبری می کنند.
خلاصه کار از یکجا می لنگد…
شوربختانه تا آنجا که اوضاع را به عینه می بینیم، همین مسئولین وفرادستان، نه تنها ما معلمان را زیاده خواه جلوه داده اند، بلکه ما را زیادی هم میدانند. تا جایی که نه تنها حقوق و مزایای دریافتیمان کمتر از نصفِ دیگر کارکنان دولت است، بلکه اصلا ما معلمان را جزو کارمندان دولت حساب نکرده و در هیچ مناسبتی در این کشور دخالتمان نمیدهند و در مناسبتهای ملی ومذهبی، فرهنگیان ودانش آموزان فقط بعنوان سیاهی لشکرهای برگزاری این مناسبتها مورد استفاده قرار میگیرند و آنجا که مربوط به مسائل مالی و واریز برخی وجوه، بعنوان شیرینی و پاداش به کاکنان دولت میشود را در جایی دیگر و برای ارگانهایی دیگر مصرف میکنند؟
مگر نه این است که به یُمن حضور همین معلمان، بازنشستگان ودانش آموزان دربحرانی ترین شرایط، این انقلاب پا گرفت؟ مگر نه این است که همگی از زیر دست همین معلمان خارج شده، تعلیم وتربیت یافته و تحویل جامعه گردیده اید و این مناصِبِ دولتی به شما رسیده است؟ حال ناسپاسی در حق معلمان و استادان نیست که اینگونه در حقشان اجحاف کرده ونه تنها فکری به حالشان نمیکنید، بلکه تمام جامعه را علیه شان شورانده اید و آنها را زیاده خواه وهمیشه معترض به جامعه معرفی کرده و میکنید؟
آن وقت انتظار دارید فرزندانتان نیز از زیر دست همین معلمان، باسواد، دانا، توانا، شجاع، باتربیت و… بیرون بیایند؟
یا نکند فرزندان شما درکشوری دیگر تحصیل میکنند و خیالتان از این بابت راحت است؟
در هرحال هرجا که تحصیل کنند و هر کجا بزرگ شوند و تربیت یابند باز می بایست به دامان همین جامعه بازگردند و در همین جامعه زندگی کنند و عواقب این ناملایمات و تبعیض ها را ببینند.
پس بیایید یکبار هم که شده، این حصاری را که به دور خود کشیده اید بشکنید و وسعت دیدتان را بیشتر کنید، تا مدارس تخریبی و کپری و اجاره ای و… را نیز که شمارشان در کشور بسیار زیاد است ببینید و فکری به حالشان بکنید و وضعیت تأسف باری را هم که برای متولیان تعلیم و تربیت جامعه به بار آورده اید دیده وحرکت مثبتی به دور از خودنمایی های رسانه ای برایشان بکنید.
راستی یادم نبود، در مورد نوروز و تعطیلی های معلمان هم خیالتان راحت باشد. ما نوروزی نداریم. چون با این حقوقی که به اندازه پول توجیبی یکروز فرزندان شما هم نیست، نه تنها نوروز و تعطیلات به کاممان نیست، بلکه با خانه نشین کردنمان براثر فشار اقتصادی که به ما تحمیل کرده اید، اعصابمان بیشتر از پیش به هم ریخته و تعطیلات نوروز را به همراه خانواده هایمان، با مشاهده مسافرانی که اکثریت قریب به اتفاق آنان کسانی غیراز معلمان هستند، به پایان رسانده و دعا به جان شما بزرگواران میکنیم.
نوروزتان پیروز وسفرهایتان بی خطر…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*