سرخط خبرها
خانه / مقالات / افت تحصیلی و آینده ی علوم انسانی
افت تحصیلی و آینده ی علوم انسانی

افت تحصیلی و آینده ی علوم انسانی

*حمید گودرزی، دبیر آموزش و پرورش

      با بررسی برگه های املا و انشای دانش آموزان به خوبی می توان آینده ی علوم انسانی کشور را تجسم نمود. گرچه نمی توان وضعیت اسف بار افت تحصیلی چند نفر را به همه ی دانش آموزان تعمیم داد ولی ضعف پایه ای سیستم آموزشی توصیفی، به روشنی مشخص است.

      برای نمونه یک برگ املای فارسی دانش آموز پایه ی سوم راهنمایی (دوره ی متوسطه ی اول) یکی از شهرستان ها در اینجا آورده شده که فقط گوینده ی آن شاید بداند که متن اصلی چه بوده است وگرنه هیچ خواننده ی بی طرفی قادر به فهم محتوای املا نیست. همان طور که مشاهده می شود، متن املا حتی در واژه های بسیار ساده، پر است از غلط های فاحش که در سال های پیش و چه بسا در پایه ی اول ابتدایی بارها تکرار شده اند.

نویسنده معتقد است که با قرینه سازی نه چندان جامع الاطراف شاید بتوان در مورد این شاهکار مشعشع این چنین به نتیجه رسید:

–          دانش آموز، چند سالی فقط مسیر خانه و مدرسه را طی نموده است.

–          سیستم ارزشیابی با توجه به توصیفی بودن، در سال های طلایی نهادینه شدن تعلیم و تربیت، وجود خارجی نداشته است.

–          خانواده در جریان عملکرد دانش آموز خود نبوده و اهمیت نداده اند و یا برای دروسی چون ادبیات فارسی و املا و انشا اهمیت چندانی قائل نبوده و تنها برای علوم پایه سرمایه گذاری کرده اند.

–          مدیران نه بلکه مسئولان مدارس به فکر افزایش درصد قبولی نسبت به سال گذشته بوده اند و به تازگی نیز بستن قرارداد با دبیران و اخذ تعهد به منظور افزایش درصد قبولی در مدارس مد شده است.

–          دانش آموز علاقه و مهمتر از آن انگیزه ای برای یادگیری نداشته و به احتمال زیاد، با توجه به وضعیت اقتصادی امروز، دریافته است که دانستن صحیح و بیشتر ربطی به درآمد آینده اش ندارد.

–          محتوای کتاب های درسی آنقدر متنوع و سریع تغییر می کنند که تکرار واژه ها بر قاعده و اصول منطقی و منظمی انجام نمی گیرد و معلم و دانش آموز هر سال از این کتاب های نامأنوس سردرگم و مبهوت می شوند.

–          دانش آموزی که املای درست واژه ها را نمی داند بی شک روخوانی صحیحی نداشته و در نتیجه به درک درستی از مطالب تمام کتاب های درسی اش نمی رسد.

      به نظر می رسد آموزش و پرورش رایگان، موضوع اصل 30 قانون اساسی نه تنها موجب بی اهمیت شدن آن نزد مردم شده است بلکه هرسال بیش از پیش بر کمبود بودجه ی آموزش و پرورش می افزاید. آموزش و پرورش در کشور ما در ظاهر رایگان است ولی رشد مدارس هیأت امنایی در کنار مدارس غیرانتفاعی این اصل قانون اساسی را هر روز کم رنگ تر می کند. نرسیدن سرانه به مدارس عادی نیز دست مدیران مدارس را به سوی اولیای دانش آموزان دراز کرده است و در طول سال تحصیلی نیز هر روز به بهانه های مختلفی چون برگه ی کاغذ و کپی و … از دانش آموزان درخواست پول می شود.

      پس در عمل آموزش و پرورش ما رایگان نیست ولی پولی هم که از دانش آموزان دریافت می شود به صورت منسجم و یک پارچه و در سطح کلان، صرف برنامه ریزی جهت توسعه و تعمیق آموزش و پرورش کشور نمی شود. چه خوب است که برنامه ریزان کلان کشور تصمیمی جدی و قطعی گرفته و جز در مواردی مانند اقشار کم درآمد و تحت پوشش، رایگان بودن آموزش و پرورش را حذف نمایند. مردم نیز که هرساله با نام آموزش و پرورش رایگان مبالغ زیادی را به انحاء مختلف پرداخت می کنند تکلیف خود را بدانند و خیالشان از بابت ضمانت تحصیلی فرزندانشان راحت شود. از همه مهم تر، از فروریختن بیش از پیش علوم انسانی پیشگیری شود.

2 نظر

  1. سلام
    مقاله خوبي بود.
    از اينكه علوم انساني در ايران مهجور واقع شده شكي نيست .ليكن پرداختن به همه اسيب ها بايد به شكل جامع و همه جانبه صورت پذيرد.
    خط و نوشتن با وجود اينكه اساس تفكر در هر جامعه اي است و نياز به دقت و مراقبت و توجه ويزه دارد ليكن نوع نگرش به علوم انساني در جامعه غلط است.در جامعه اي كه ارزشهاي مادي و تفكر درس براي پول رواج دارد علوم انساني به خاطر اينكه نمي تواند پول ساز باشد مهجور واقع مي شود .حتي سيستم آموزشي خودش اين تفكر غلط را تقويت مي كند.و…..

    • حقوق معلم و کارگر

      سلام بر علی آقای عزیز
      از توجه و لطف جنابعالی سپاسگزاریم.
      نظرتان کاملا درست است. به امید آینده ای روشن.