سرخط خبرها
خانه / معلمان / پاسخ به علی پورسلیمان: راهبرد اصلی کانون صنفی معلمان مطالبه محوری است.
پاسخ به علی پورسلیمان: راهبرد اصلی کانون صنفی معلمان مطالبه محوری است.

پاسخ به علی پورسلیمان: راهبرد اصلی کانون صنفی معلمان مطالبه محوری است.

حقوق معلم و کارگر

رضا مسلمی عضو کانون معلمان همدان

مطلبی از آقای علی پورسلیمان مدیر گروه سخن معلم در سایت صدای معلم ( سخن معلم سابق ) منتشر شده است با عنوان:مجلس دهم، مطالبات و برنامه محوری.
این مطلب نیز مانند بسیاری از متون و یادداشت های این رسانه به جای مطرح کردن راهکارها و برنامه ریزی های تئوریک به فرافکنی و گاهی به نعل و گاهی به میخ زدن پرداخته و به زعم خود کوشیده عملکرد کانون صنفی معلمان را حلاجی کند.

اما ذکر چند نکته در اینجا خالی از فایده به نظر نمی رسد:
اول این که کانون صنفی معلمان یک تشکل کاملا غیرسیاسی و صنفی است و راهکارهای اصلی را نه بر اساس مواضع سیاسی طرف های درگیر در جنگ های قدرت، که بر اساس مطالبات صنفی معلمان و منافع دانش آموزان تدوین و ارائه می کند. لذا نه چراغ خاموش برای تحریم انتخابات داده است و نه برخلاف ادعای نویسنده مطلب، در جهت حمایت ضمنی از برخی از کاندیداها برآمده است. چرا که موضع کلی کانون صنفی معلمان، عدم دخالت در بازی های سیاسی و برکنار ماندن از جنگ های قدرت و اختلافات جناح های حاکم و غیرحاکم است. لازم به تذکار نیست که مواضع کانون های صنفی معلمان به طور اعم و کانون همدان به طور اخص در بیانیه های رسمی خود منتشر میشود و ادعای ایشان درخصوص حمایت ضمنی این تشکل قطعا بر اساس هیچ مستندی نیست.

سیاست کانون صنفی معلمان پیگیری مطالبات صنفی براساس تصمیم گیری های جمعی است و بر این اساس، هر جناحی که رای اکثریت را به دست بیاورد و بر کرسی های مجلس بنشیند ملزم به پاسخگویی به این مطالبات است و چانه زنی و پیگیری به هیچ وجه و در هیچ زمان تعطیل بردار نیست و این دقیقا خلاف مواضع برخی گروهها و تشکل های فرهنگیان است که هر زمان دوستانشان به قدرت می رسند به راحتی مطالبات معلمان را فدای رفاقت های سیاسی می کنند و بر حق کشی ها سرپوش می گذارند.

دوم این که در مطلب جناب پورسلیمان جمله ای میخوانیم که قابل تامل و شاید باید گفت قابل تاسف است و آن جمله این است: “گروه صدای معلم از سال قبل و هم زمان با اعتراضات خیابانی طیفی از معلمان همواره بر این باور بوده است با توجه به ناکارآمد بودن و نیز پرهزینه بودن این روش ها که از حدود دو دهه پیش آغاز شده است و البته نتایج ملموس و قابل ذکری در حوزه مطالبات در سه سطح ” معیشت ، منزلت و معرفت ” برای جامعه فرهنگیان نداشته و در بسیاری از موارد موجب تحمیل و حتی آوار شدن هزینه ها بدون توجه به بردار ” فایده ” برای آن شده است نیاز اساسی برای تغییر در نوع استراتژی و حتی تاکتیک ها احساس می شود ”

باید به نویسنده محترم یادآور شویم که تجمعات صنفی معلمان را اعتراضات خیابانی خواندن از ادبیات صنفی فرسنگها فاصله دارد و با معیار و متر کنشگری مدنی هیچ تناسبی ندارد. لازم است اصل 27 قانون اساسی را یادآور شویم که در آن هر نوع تجمع که مخل مبانی اسلام و بر هم زننده امنیت عمومی نباشد آزاد است و لازم است تذکر دهیم که معلمان مانند همه اقشار و طبقات، وقتی پیگیری ها و رایزنی ها و نامه نگاری ها پاسخ نداده است، در جهت پیگیری مطالبات خود از حق قانونی “تجمع” استفاده کرده اند و این نه تنها در همه کشورهای جهان که در مورد همه حقوق بگیران ایران نیز روشی معمول و رایج است.

در پایان مایلم فقط یک سوال از نویسنده مطلب سخن معلم بپرسم و آن اینست که اگر راهکارهای کانون صنفی معلمان در حوزه مطالبات “معیشت، منزلت و معرفت”، به فرموده ایشان موثر نبوده است، گناه آن را به پای چه کسی باید نوشت؟ آیا حرکتی خلاف قانون اساسی از این تشکل قانون محور تا کنون سر زده است؟ و از آن مهمتر، پیگیری سیاسی مطالبات و روش های مبتنی بر همکاسگی در قدرت که توسط ایشان و همفکرانشان در پیش گرفته شده است، تا کنون کدام مطالبه جامعه معلمین را برآورده کرده است؟

ان الله مع الصابرین…