سرخط خبرها
خانه / مقالات / مؤلفه های امروز،کرنش به دیروز/ دولت یا بازار
مؤلفه های امروز،کرنش به دیروز/ دولت یا بازار

مؤلفه های امروز،کرنش به دیروز/ دولت یا بازار

بهرام گرگان___کارگر

نگاه امروزی روشنفکران راست والبته با هر توجیه تئوریکی در برخورد با موضوع آموزش وپرورش وهمچنین معضلات کنونی که نشات گرفته شده از بحران ذاتی نظام سرمایه داری است، در محدوه ی دو دوره ی گذار بحرانی سرمایه داری تحلیل شده است.

آنچه در پس اینگونه تحلیل ها نهفته است، ترحم های خورده بورژوا مآنه ای است، که موضع بالادستی خود را، در پرتو دیالوگ های توهم زا، مرحله به مرحله در معرض دید همگان قرار داده ،تا شاید در بازه ی زمانی،آشکال اجرایی خود را به لایه های پایینی جامعه تحمیل نماید.

ما این رویکرد تئوریکی را،  یک گام به پیش تحلیل نمیکنیم، بلکه رویکردی است که نتوانسته، ویا به تعبیری نخواسته است،که ماهیت درونی خود را نقد نماید،این رویکرد ریشه در کنش و واکنش های اجتماعی ندارد،یا به عبارتی محصول کنش های طبقاتی از پایین نیست،بلکه برون رفتی است،آنی وغیر کار آمد.

رویکردیست که میان دو تجربه تاریخی بورژوازی در دوره ی معاصر ، مانور های میدانی را عرضه میدارد، بازارمکاره های اندیشمندان راست، به بیان دیگر، بدیل های مطلق گرا،یا بدیل های ارتجاعی””،دولت آزادیا بازارآزاد”””

امروز بحران سرمایه داری، تمام اقشار اجتماعی، در اکثر کشورها،خصوصن در کشورهای پیرامونی را، درگیر خود ساخته است.به طوری که تحلیل نقادانه این لایه های روشنفکری، همواره حاکمیت را مخاطبین  اصلی خودقرار داده است،پس بی دلیل نیست که تاثیر پذیری این نوع نگرش فاقد یک پتانسیل جوهری باشد ،وحتی نیم نگاهی به پایین ندارد، به طوری که کارگران ودیگر مزد بگیران را در تحلیل خود نه تنها قرار نداده است،بلکه اثر خطابه ای،   در بررسی تعامل این نیروی عظیم اجتماعی به چشم نمیخورد.

این پدران مهربان نظم موجود، بی نظمی موجود را، ناشی از استقلال نهاد ها تعریف نموده است،حال آن‌که،این  استقلال یافتگی میان پدیده ها، خود ناشي از رویکرد انتزاعی، وهمچنین طرح مباحثی است که از طرف این پدران مهربان نظم موجود به عنوان یک پاردایم به افکار عمومی عرضه شده است.

رویکرد راست، در غالب صغرا وکبرا کردن وحلاجی مسایل در پرتو بدیل هایی بوده است که نهاد آموزش وپرورش، قرار است کل سیستم را به تنها یی ترمیم نماید.

اگر تا دیروزاین خورده بورژوازی مکرم در قبال دولت های رفاه رویکردی رفرمیستی داشت،وروحیه ی عاصی وطغیانگری را در پرتو مباحث درونگرایی فرهنگی وبازگشت به خویشتن تاریخی به عنوان شعا ئر اصلی قلمداد کرده ،وآنرا جایگزین یک روند کاملا دمکراتیک در تعامل گرایی اجتماعی مطرح مینمود، امروز خواهان انتظام گذشته است.

در واقع طرح نظریات از طرف روشنفکران این لایه های اجتماعی پنهان کردن دم خروس لابلای این نظریه پردازی های موجود است.

ما تا اینجا به طور اختصاردلیل چگونگی مباحث ودلیل عمده طرح از این دست مسایل را از طرف لایه های فوق، وتوده های متوهم را به طور اختصار بیان نمودیم.

حال به نقد آنچه را که مطرح می نمایند را به تحلیل می نشینیم.

 

دولت های رفاه در دهه های پیشین برای بورژوازی(چه حکومت های دست نشانده، وچه امپریالیسم)گریز ی بود تا با بتواند در پرتو این گریز ظاهری، از یکطرف  حرکت های پایین را محدود ساخته، واز دگرسو، در پرتو میلیتارسیم وبوروکراسی، تهاجم روز افزون خود را در قبال آلترناتیوهای دمکراتیک گسترش نماید.

در واقع این دو وجه مشخص یعنی میلیتارسیم (ارتش)وبوروکراسی (آشکال جایگزینی در قبال دمکراسی مستقیم) از وجوهات ذاتی بورژوازی بوده است، این در حالی  است که،  آموزش وپرورش ودیگر نهادهای آموزشی، جهت تاثیر گذار ی تاریخی در جهت بالندگی اجتماعی نیازبه یک پروسه ی دمکراتیک داشته، که در تقابل دو خصیصه فوق(میلیتارسیم وبوروکراسی) نمود پیدا خواهد کرد.

عدم سازگاری ، سازوکارهای دمکراتیک با بوروکراسی غالب به عنوان جوهره ی اصلی بورژوازی، تمامی ارکان هاو نهادهای موجود در جامعه را در سیطره ی خود قرارداده است ، به طوری که ساختارهای قدرت اجرایی را در جهت قبضه کردن وتمرکزگرایی روز افزون، به سلسله مراتب فرماندهی از بالا به پایین سوق داده است.آموزش وپرورش ودیگر نهادهای اجتماعی در پرتو این سلسله مراتب به یک ساختارارگانیک تبدیل شده اند، گرچه ما شاهد این هستیم که این سلسله مراتب در کشورهای پیشرفته با کشورهای پیرامونی گاها متفاوت بوده اند،شاید به جرات بتوان عنوان کرد که این تفاوت بستگی مستقیم به عواملی از قبیل دوره هایی از رونق اقتصادی، گذار تاریخی کشورهای پیشرفته وتسلط آنها به کشورهای پیرامونی،   مقاومت از پایین در پرتو وجود اهرم هایی مانند اتحاد یه وسندیکاها در پروسه های تاریخی، ومبارزه ی بی امان علیه بورژوازی ،وبالعکس در برخی از  موارد فوق را در کشورهای پیرامونی شاهدیم.در کشورهای پیرامونی، سیطره ی امپریالیسم در قالب جهانی کردن، نتوانسته است رشد تاریخی خود را در جهت بالندگی اجتماعی از جمله، مولد های مادی ومعنوی(آموزش پرورش ودیگر نهاد های آموزشی) گام جدی بردارد.

نگاه راست به نقد بحران کنونی، یک نقد آکادمیک می باشد،که می باید در میادین ذهنی تجربه شود. بدیلی است که ما را از یک ابتذال به ابتذال دیگر سوق میدهد.در ورای این نگاه، کرنش به بالا مشهود است. یک نگاه اعتراضی نیست، نگاهی نیست که زاویه دید را در عملگرایی اجتماعی محقق سازد.همواره خصوصی سازی را از نگاه دولت های رفاه سرمایه داری به نقد میکشد. هیچ کوششی در جهت ایجاد کانون های اعتراضی در کنش اجتماعی ندارد، آموزش وپرورش  را در انحصاردولت می بینم،معلم راجدای از دانش آموزان، ودانش آموزان را جدای از خانواده، وخانواده های کارگر ی ومزد بگیران را،در ذهنش مرور کرده،وحاصل آن یک گسست  تجرید ی نمایان گشته است. در این تجرید میان عناصر اصلی وبازیگرانی که خصوصی سازی آنها را مورد یورش قرار داده در این سناریو به عنوان پدیده هایی که با یکدیگر ارتباط ارگانیک داشته اند، اثری یافت نمیشود. هیچگونه پيوند عملگرایی وکنش اجتماعی در این گیرودار، وهمچنین نهادهایی که می باید به عنوان ضرورت تاریخی بخشی از تاریخ مدنیت را به منصه ظهور رساند،توافق نداشته است.واقعیت اینست که درقبال خصوصی سازی، ایجاد نهادهایی که باعث پيوند معلمان،دانش آموزان وخانواده های کارگر ی میشود، درجهان امروز ی ضرورت خود را بیش از پیش نمایان ساخته است،چیزی که نگاه به بالای آکادامیک راست از آن عاجز است.

اینجا بحث بر سر این نیست که آموزش پرورش دولتی باشد یا خصوصی، مدلهای کینزی بهتر است، یا الگوهای میلتون فریدمن،بلکه بحث اصلی اینست که،تا زمانی که پروسه های دمکراتیک در امر آموزش وپرورش معیارهای اصلی قرار نگیرد، همواره آموزش در کشورهای پیرامونی یک امر دست چندمی می باشد،که تنها برآیندش فرار مغزها از یک سو،وازدگر سو،بانبوهی از توده های بیسواددرگیر باخرافات

مواجه خواهیم بود.امروز برکسی پوشیده نیست نهادهای مدنی در طول تاریخ، هستی وماهیت وجود ی خویش را مرهون حرکت های اجتماعی بوده است. ضرورت های اجتماعی در یک پروسه ی تاریخی اینگونه نهادها را به ظهور رسانده است،  تغییر ات در فرم ها ونه محتوادر سلسله مراتب قدرت، تنها ماحصل نگاه به بالا بوده است،اینگونه تغییرات در فرم ها، دراشکال، قوانین و آئین نامه ها، تنها میتواند،جزیی از آشکال بوروکراسی نمایان گشته،که بتدریج پروسه های اضمحلال را در دوره های خمودی پویش خواهد کرد.