سرخط خبرها
خانه / معلمان / مرزهای کنش صنفی
مرزهای کنش صنفی

مرزهای کنش صنفی

یاسر ریگی

همواره بحث درباره‌ی مرزهای یک کنش صنفی وجود داشته و دارد. چنانچه به نظر می‌رسد این سؤال پاسخ قطعی ندارد و از زاویه‌های مختلف می‌توان پاسخ‌های متفاوتی به آن داد. اینکه از چه نگاهی به یک عمل صنفی بنگریم متأثر از هدف یک فعالیت صنفی است. واقعاً هدف از فعالیت صنفی چیست؟ آیا هدف چیزی جز پی‌جویی مطالبات آن صنف است؟ خیر هدف چیزی جز دستیابی به مطالبات و برخورداری از یک زندگی عادلانه و آبرومندانه و شرایط کاری مساعد نیست. ولی این پاسخ پایان مناقشه نیست و درواقع شروع بحث‌وجدل خواهد بود. برخی غایت یک فعالیت صنفی را گفت‌وگو و مذاکره و چانه‌زنی با مسئولان می‌دانند، برخی فعالیت صنفی را گسترده‌تر می‌بینند و اعتصاب و اعتراض و تجمع را نیز جزئی از یک کنش صنفی می‌دانند و دیگران … . ولی آنچه مرزهای یک کنش صنفی را تعیین می‌کند نوع تحلیل در دستیابی به مطالبات است یعنی اینکه با چه روشی می‌توانیم به مطالبات دست‌یابیم.
مسئله‌ای که در این‌جا نیاز است به اشاره گردد این است که هیچ‌گاه قدرتمندان و صاحبان سرمایه از روی خیرخواهی و انسان‌دوستی حاضر به پرداخت حقوق و مزایای بیشتر به کارگران و کارکنانشان نخواهد شد. دلیلش نیز بسیار ساده است: هدف کارفرما و صاحب سرمایه (از فرد سرمایه‌دار تا دولت به عنوان صاحب سرمایه یا حامی آن) چیزی جز کسب سود بیشتر نیست و این کسب سود در ارتباط مستقیم با میزان دست مزدها قرار دارد. بررسی جنبش‌های اعتراضی صنفی و مدنی در کل دنیا نشان می دهد که هرگاه وضعیت مزدبگیران در یک جامعه بهبود یافته ناشی از فشار جامعه در چارچوب تشکیلات صنفی به وسیله انواع روش‌های اعتراض از اعتصاب تا تجمع و تعطیل کردن خط‌های تولید بود است. هر چه گروه های صنفی متشکل‌تر و آگاهانه‌تر عمل کرده‌‌‌اند به همان میزان مزایای بیشتری کسب کرده‌اند.
یکی از آسیب‌های جدی در یک کنش صنفی محدود کردن آن به یک فعالیت در خود است. درست است که هر صنف مطالبات خاص خود را دارد و باید جداگانه و در چارجوب همان صنف طرح و مطالبه گردد اما برخی از مطالبات از جمله دستمزد، معیشت، بهداشت و رفاه مطالبه‌ای همگانی برای اکثر مزدبگیران از معلم تا کارگر است. معلم کارگر نیست و کارگر نیز معلم نیست ولی هر دو مطالبه‌ی اصلی‌شان معیشت ، بهداشت و رفاه بهتر است. وقتی مطالبه ای مشترک است حمایت تشکلهای مختلف از یکدیگر نیزعملی صنفی و به نفع تشکل‌های صنفی خواهد بود. تشکلهای مختلف با حمایت از یکدیگر و استفاده از تجربیات هم به یکدیگر یاری خواهند رساند.
برخی با کوبیدن بر طبل افزایش هزینه برای فعالین صنفی و امثالهم هر نوع حمایت صنفی تشکل های مختلف از یکدیگر را رد می‌کنند و حتی وجود یک خبر کارگری در کانال معلمان و یا حمایت یک تشکل کارگری از معلمان را گناهی نابخشودنی می‌دانند. مگر معلمانی که در زندان هستند و انواع حکم‌ها را گرفته‌اند ناشی از فعالیت های کارگری‌شان بوده است؟ مگر صنفی‌ترین معلمان که عملی جز نوشتن مقاله و حضور در کانون صنفی عمل دیگری انجام نداده اند با حکم 5 سال زندان مواجه نشده‌اند؟ در ساختاری که هیچ حقی برای یک کنشگر صنفی در نظر گرفته نمی‌شود همواره انواع هزینه و زندان در انتظار فعالین صنفی خواهد بود و از آن گریزی نیست مگر کسانی که با پوشیدن ردای صنفی به اعمال دیگری مشغولند و چه بسا با اعمالی نظیر اتهام زنی انواع هزینه‌ها را بر فعالین صنفی تحمیل کرده اند.
بنابراین یک راه باقی می‌ماند: تاکید بر مطالبات صنفی و افزایش اتحاد و توان جمعی صنف‌های مختلف برای طرح و پیگیری مطالباتشان و داشتن نگاهی جامعه‌شناختی، ساختاری و کلان به جامعه که در برابر نگاه جزیره‌ای قرار می‌گیرد که بخش‌های مختلف جامعه را جدا از یکدیگر می داند. یک نگاه جامعه‌شناختی واقعی و عینی نمی‌تواند ارتباط بخش‌های مختلف جامعه را از یکدیگر انکار کند و به درستی می‌داند که نمی‌توان بخشی از یک ساختار معیوب را جدا از بخش‌های دیگر اصلاح نمود. اینکه دستمزد معلم پایین است ناشی از همان علتی است که دستمزد کارگر را پایین نگه داشته است بنابراین بخشی از دلیلِ کنار هم قرار گرفتن این بخش‌ها ناشی از اشتراکات‌شان باهم است و ناگریز است چون عینی و واقعی است.

منبع: کانال کانون صنفی معلمان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*