سرخط خبرها
خانه / مقالات / جراحی تأخر فرهنگی با تفکیک جنسیتی
جراحی تأخر فرهنگی با تفکیک جنسیتی

جراحی تأخر فرهنگی با تفکیک جنسیتی

*حمید گودرزی – دبیر آموزش و پرورش

     آن چه در روزهای اخیر به خبری داغ تبدیل شده و واکنش های موافق و مخالفی را پیرامون خود برانگیخته است، بدون شک، حجاب و نحوه ی پوشش زنان در ادارات دولتی و مشاغل رسمی نیست. ناگفته پیداست که زنان و حتّی مردان در جاهایی که به عنوان مستخدم اداری و رسمی حضور به هم می رسانند لااقل هنجارها و الگوهای عمل مربوط به پوشش توصیه شده را رعایت می کنند.

     بحث روی تعامل میان مردان و زنان شاغل در ادارات و مشاغل قانونی است. یعنی جایی که ناموس فلک به باد رفته و بنیان خانواده متزلزل شده است!

     از زمانی که حجاب را برای زنان «نه محدودیّت که مصونیّت» لحاظ می کردیم، زمان زیادی نمی گذرد؛ زمانی که برای آشکار شدن آثارش بسیار طولانی است. تجویز چادر و مقنعه ی چانه دار و… مانع شکستن حریم زنان نشد؛ یعنی حجاب و پوشش به این کاملی باعث حفظ حریم ها نشد. کاری که کردیم بدن زن را پوشاند ولی روح او را نه. پس آن چه باعث تزلزل بنیان خانواده شده، بدحجابی و بی حجابی زن نبوده است. زن پوشانده شده است ولی پوشش متعارف قادر به حفظ ناموس جامعه نشده است.

     اندام برهنه ی زن، پیش از آن که زنان دیگر را دچار تحریک و انگیختگی نماید، مرد را انگیخته می کند. ولی ما به جای آن که مرد را از انگیزش بازداریم، زن را پوشاندیم که گویا همین هم افاقه نکرد و زنان و مردان در تعامل و گرایش دوطرفه باعث تزلزل! بنیان خانواده شدند.

     زن و مرد نامحرم در محیط کار، هر دو ملزم به رعایت حریم ها و پوشش اند و رابطه ی آن ها رابطه ای شغلی است ولی گویا این رابطه ی شغلی، هر دو طرف را وارد رابطه ای غیر رسمی در محیط خارج از اداره و محل کار نموده است.

     اگر در کشوری صنعتی چنین وقایعی رخ دهد، می توان بر اساس موازین اخلاقی جامعه ی صنعتی آن را تحلیل کرد. امّا چرا در جامعه ای اسلامی مانند کشور ما، شاهد بروز رفتارهایی از این دست هستیم؟

     تحویل و تقلیل عوامل موجد این رفتارها به علّتی خاص دور از انصاف است ولی در این نوشتار موضوع «تأخّر فرهنگی» به عنوان یکی از عوامل مؤثّر بر این مسأله مورد بحث قرار گرفته است.

     تأخّر فرهنگی بیان گر شرایطی است که بخشی از جامعه از همراهی با سایر اجزای جامعه بازمانده است و قادر به ایفای نقش خود در تکمیل منویّات جامعه نیست.وقتی ساختارهای اجتماعی بدون تغییر و انعطاف باشند و عامل این وضعیت یعنی نظام حاکم، در جهت به روز کردن شرایط با توجّه به انتظارات افراد جامعه تلاش نکند، تأخّر فرهنگی شرایطی را ایجاد می کند که مخاطبان این ساختارها یعنی مردم، منتظر تغییرات از بالا و از سوی طبقه ی حاکم نباشند و با عنایت به نیازهای ایجاد شده ی خود تلاش کنند تا تعاریف جدیدی از رابطه ی ساختارها با هم و نحوه ی تنظیم اجزای آن ها ارائه دهند.

     وقتی نظام سیاسی فقط بر ارزش ها و هنجارهای تثبیت کننده ی خود تأکید دارد، راه را بر ظهور اندیشه های جدید می بندد و از واقعیّات جامعه فرار می کند. در این صورت شاهد طیف وسیعی از فعّالیّت های زیرزمینی خواهیم بود. آن چه به عنوان زیرزمینی در جامعه رشد می کند، در اصل واکنشی به بسته بودن جامعه و عدم امکان بروز و ظهور الگوهای جدید در انواع روابط اجتماعی است.

     اگر عملکرد مسئولان و برنامه های دولتمردان و سیاستگزاران باعث ناکارآمدی بسیاری از روابط اجتماعی، سیاسی، حقوقی، خانوادگی، اعتقادی و… شده است، جامعه برای حفظ تعادل خود دست روی دست نگذاشته و در تلاشی همه جانبه شکل های جدید روابط اجتماعی را تعریف و بازتعریف می کند.

     اگر امروز اقبال به تشکیل خانواده و ازدواج به شیوه ی مرسوم و عرفی آن کمرنگ شده، اگر روابط غیراخلاقی به محیط کاری کشیده شده، اگر میزان طلاق رو به افزایش است، و اگر هزاران اگر دیگر در عرصه ی روابط اجتماعی داریم، جامعه منتظر تجویز نسخه ای رسمی نمی ماند. بنابراین روابطی شکل می گیرد که مقبول مدیران کلان کشوری نیست. روند رو به رشد ازدواج های سفید از این دست روابط است.

     جالب تر این که در هر بخشی از شئونات جامعه، چنین تأخّر فرهنگی واکنش های خود را به صورت الگوهای زیرزمینی نشان می دهد. الگوهایی که در جریان زمان، صیقل یافته، کم و کاست های خود را جبران کرده، تلفات داده و چه بسا بعد از تکمیل و صیقل یافتن به شکل الگوی رایج و غالب هر رابطه ی اجتماعی تبدیل شوند.

     ولی متأسفانه مسئولان و برنامه ریزان ما به جای آن که در جهت اصلاح رفتارها و زیرساخت های جامعه تلاش کنند و فکری به حال تأخر فرهنگی موجود در جامعه کنند، با برنامه هایی چون تفکیک جنسیتی که موجب تشتت افکار جامعه و تقابل اجتماعی با آن می شود، سعی در جراحی آن دارند.

2 نظر

  1. باسلام
    خدمت نويسنده محترم
    بنده با نظر شما موافقم كه بحث حجاب و عفاف مساله صوري و شكلي نيست بلكه عوامل ذهني در آن بسيار تاثير گزارتر مي باشد.لذا نياز به تغييرات ساختاري در فضاي فكري و ذهني جامعه بايد باشد